پایگاه تحلیلی خبری زاهدانه - آخرين عناوين شهدا :: نسخه کامل http://zahedaneh.ir/shahid Mon, 20 Mar 2017 09:24:50 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://zahedaneh.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری زاهدانه http://zahedaneh.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری زاهدانه آزاد است. Mon, 20 Mar 2017 09:24:50 GMT شهدا 60 خبر اسارت "کاظم" را در خواب شنیدم/ "شیار143" یادآور روزهای چشم انتظاری، اسارت و شهادت فرزندانم است http://zahedaneh.ir/vdccmiqp.2bqp08laa2.html به گزارش زاهدانه، «گلی گم کرده ام می جویم او را، به هر گل می رسم می بویم او را» اولین جمله از هم کلام شدن با مادر یک شهید و آزاده و جانباز عروج یافته در زاهدان است.سالروز وفات حضرت ام البنین(س) را روز تکریم از ماردان و همسران شهدا نان نهاده اند از همین رو خبرنگار زاهدانه به سراغ کبری جهانزاده مادر شهید "محمد حسن خسروپرست" و آزاده و جانباز عروج یافته "کاظم خسروپرست(آقالوحسینی)" رفت تا با وی مرور کند خاطراتی که بوی ایثار، صبر، فداکاری، گذشت و غیره دارد. دو فرزند رشیدش در خانواده ای مذهبی و متوسط دیده به جهان گشودند. محمد حسن که بزرگتر بود تحصیلاتش را تا پایان مقطع ابتدایی ادامه داد ولی به جهت مریضی و از كارافتادگی پدر مجبور به ترک تحصیل شد و برای تأمین معاش خانواده در یک كارگاه كابینت‌سازی مشغول به كار گردید. با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل بسیج به همراه دو برادرش "کاظم و جواد" در این نهاد ثبت‌نام کرده و در كنار دیگر برادران بسیجی همچون شهید فرامرز بهمنی و شهید رضایی فعالیت می‌كردند. محمد حسن پس از بازگشت، سه سال به پادگان قدس زاهدان اعزام و پس از گذراندن دوران آموزش نظامی در سال 1364 به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد. در همین مرحله به‌شدت مجروح گشت و پس از حصول بهبودی برای بار دوم به همراه سپاه محمد (ص) به جبهه اعزام شد و سرانجام در اعزام سوم در تاریخ 12/12/65 در عملیات «كربلای پنج» در منطقه شلمچه به فیض شهادت نایل آمد. لحن صحبت و ادای تند تند کلماتش وقتی با گویش بیرجندی در می‌آمیزد برایمان درک سخنانش را کمی دشوار می‌کند اما آنقدر شیرین حرف می‌زند که لازم نیست با گوش سر به استقبالش بروی، کافی است به صحبت‌هایش تنها توجه کنی می‌توانی به راحتی اخلاص و عشق مادر به فرزند را از میان کلماتش درک کنی و اینجاست که در نوشتن می‌مانی و با خود می‌گویی چگونه توصیف کنم این همه زیبایی، عشق، شور، حرارت در گفتار و البته ایثار مادرانه را.این مادر شهید ادامه می دهد: در عملیات کربلای 5 محمد حسن "آر پی جی" زن بود، مدتی که گذشت بیشتر همرزمانش از عملیات برگشتند اما خبری از او نبود خانه به خانه می رفتم و سراغش را می گرفتم. اما می گفتند: شب عملیات همه پراکنده شدیم.عصر یکی از روزها در حال شستن لباس بودم که یکی از آشنایان(مادر یکی از همرزمانش) به خانه ماآمد پس از احوالپرسی گفت: اگر خبر شهادت فرزندت را بشنوی چه عکس العملی نشان می دهی؟ گر چه از دستش ناراحت شدم اما گفتم: فرزندم 16 سال بیشتر سن ندارد او را در راه رضای خدا فرستادم اکنون نیز شکایتی ندارم . گویا همه خبر داشتند جز ما. در پی این بی خبری ها پدر شهید نیز چند بار در خواب دیده بود که محمد حسن می گوید "چرا دنبالم نمی آیی" خلاصه بعد از مدت ها دوندگی راهی اهواز شد.پس از چندین بار رفت و آمد و بازدید از سردخانه و کانکس های حامل پیکر مطهر شهدا در مرحله آخر یک روز تلفن زنگ زد که هرچه سریعتر باید خودت را به اهواز برسانی پدر شهید بود که می گفت: یک پیکر شهید در کانکس ها مرا به خود جذب کرد بگونه ای که توان حرکت کردن را از من گرفته و به من لبخند می زند. آن زمان باردار بودم و همه مرا از رفتن منع می کردند اما برای نوزادی که در راه داشتم چند دست لباس برداشته و با اتوبوس راهی اهواز شدم. هرآنچه نشانی داشتم از محمد حسن به دکترها دادم از اثرات زخمی شدن در عملیات کربلای 4 تا سوختگی دوران کودکی و لباس هایی که بر تن داشت، آن وقت پس از انجام مراحل قانونی مسئولین گفتند این شهید متعلق به شماست. اکنون مزار محمد حسن در گلزار شهدای زاهدان وجود دارد و بر اساس خوابی که دیدم برایش حسینیه ای وقف کردم.حسین خسروپرست پدر شهید نیز در گفت و گو با خبرنگار زاهدانه در خصوص ساخت حسینیه شهید می گوید: یک شب مادر شهید قبل از تاسیس حسینیه، شهید را در خواب می بیند که به او می گوید« مادر تو به خانه همه می روی اما خانه من نمی آیی که مادر او در خواب با این شهید در دل می کند و می گوید من همیشه سر مزار تو حاضر می شوم و فاتحه برایت می خوانم اما شهید از مادرش می خواهد که خانه ای برایش آماده کند که به اسم او باشد.»پدر شهید ادامه می دهد: صبح روز بعد از دیدن این خواب به بنیاد شهید رفته و بعد از تعریف کردن این خواب درخواست کردیم که طبقه دوم خانه را به نام شهید حسینیه ای راه اندازی کنیم و ما نیز از هزینه شخصی خود این حسینیه را راه اندازی کردیم.وی با اشاره به اینکه اکنون حسینیه شهید تنها حسینیه کشور است که مزین به سنگ قبور مطهر شهدا می باشد، گفت: بعد از جای گذاری سنگ های قبور شهدا در این حسینیه، برخی خانواده های شهدا با مراجعه به این حسینیه می گفتند که شهدای خود را در خواب دیده اند که می گویند ما یک خانه ای داریم و تمامی شهدا یک شنبه ها در خانه ما حاضر هستند چرا شما به خانه ما نمی آیید؟ خبر اسارت کاظم را در خواب شنیدممدتی از شهادت محمد حسن نگذشته بود که " کاظم" عازم رفتن شد سه سال و چهار ماه از او بی خبر بودیم در این مدت خیلی بی قرار و چشم انتظار بودم هر کاروان اسرایی که آزاد می شد عکس کاظم را به دست گرفته و سراغش را می گرفتم اما هیچکس اطلاعی نداشت یک روز که بر سر مزار محمد حسن رفتم از او گله کردم همان شب "در خواب دیدم شلمچه هستیم و محمد حسن گلی به من داد و گفت مادر این گل را بو کن کاظم بر می گردد" همان شد که مدت ها بعد اسم کاظم جز آخرین لیست اسرای ایرانی از رادیو اعلام شد؛ باور نمی کردم که بار دیگر می توانم فرزندم را در آ؛وش بگیرم. روز ورودش به کشور بینایی خود را برای ساعت ها از دست دادم.فیلم "شیار143" یادآور روزهای چشم انتظاری، اسارت و شهادت فرزندانم استبا کمی مکث ادامه می دهد: فیلم "شیار143" نمونه ای از بی قرار، چشم انتظاری، صبوری و دلتنگی ماردان شهدا را به نمایش گذاشت. تماشای این فیلم برایم تداعی کننده روزهایی است که سرگردان خبری از پیکر فرزندانم بودند.بهترین هدیه فرزندانم در روز مادرآن روزها که جشن گرفتن برای روز مادر مرسوم نبود. اما "محمدحسن" احترام خاصی به والدینش می گذاشت در کارهای خانه کمک حال من و در تامین معاش خانواده یاری گر پدرش بود. علی ای حال از آنجایی که هر سال تمام فرزندانم به مناسبت روز مادر یا پدر با هم پول گذاشته و برایمان جشن کوچکی برگزار می کنند "کاظم" نیز تا 12/5/85 که از جراحت اسارت هنوز امان نفس کشیدن از او را نگرفته بود همراه خواهر و برادرانش با همان پول مشترک برایم کادو می گرفت حالا بیش از 10 سال از عروجش می گذرد هر سال یاد او را به خاطر می آوریم.انتهای پیام/ ]]> شهدا Sun, 19 Mar 2017 04:30:00 GMT http://zahedaneh.ir/vdccmiqp.2bqp08laa2.html گزارش تصویری/ نصب المان شهید مدافع رسانه ملی در میدان پاسداران http://zahedaneh.ir/vglh6xnm.23nm62yttzfd2.u.html به گزارش زاهدانه، ظهر امروز با حضور خانواده شهید خزایی، فرماندار، مدیرکل سازمان صدا و سیما، شهردار و سایر مسئولان و مردم شریف زاهدان، از المان شهید خزایی در بلوار مزین به نام این شهید بزرگ رونمایی شد. ]]> شهدا Thu, 16 Mar 2017 12:25:58 GMT http://zahedaneh.ir/vglh6xnm.23nm62yttzfd2.u.html راه بندان خونین در جاده زابل ـ زاهدان/ 22 شهید در 25 دقیقه جهنمی http://zahedaneh.ir/vdcd5s0k.yt0ko6a22y.html به گزارش زاهدانه به نقل از عصرهامون، آخرین روز های سال 1384 در استان سیستان و بلوچستان منطقه تاسوکی جنایت هولناک و تکان دهنده ای با عنوان جهاد و مبارزه در راه خدا انجام شد جنایتی که 22 انسان بی گناه قربانی افکار پوچ گروهک های تکفیری شدند تا به نام دین با هدف اختلاف بین مذاهب جان تعدادی انسان را بگیرند. اين حادثه تروريستى شامگاه پنجشنبه در محدوده پل شيله زابل در ۵ كيلومترى «تاسوكى» كه حدود ۱۵ دقيقه با كشور افغانستان فاصله دارد در حالى به وقوع پيوست كه گروهى از اشرار مسلح در لباس پليس اقدام به ايجاد ايست بازرسى در محل مذكور كرده و با توقیف خودرو ها در 25 دقیقه 22 مرد را در مقابل همسر و فرزند به شهادت رسانده و 7 نفر را به گروگان گرفته و به داخل مرز افغانستان گريختند. علی ای حال از اولين ساعات بامداد جمعه بيمارستان زابل شاهد شرايط بسيار نگران كننده و صحنه هاى دلخراشى از مجروحان بود به طورى كه خون سراسر راهروهاى بيمارستان را پوشانده بود و مردم با هجوم به بيمارستان براى شناسايى گمشدگان خود سراسيمه به اين طرف و آن طرف مى دويدند. در این حادثه 6 نفرنیز مجروح شدند که یکی از این افراد حسنعلی نوری فرماندار اسبق زاهدان بود که مورد اصابت 8 گلوله قرار گرفت اما با تلاش پزشکان نجات یافت. در این حادثه دلخراش، دانش آموز سیزده و چهارده ساله نیز به جرم بسیجی بودن و داشتن کارت بسیج دانش آموزی به شهادت رسیدند. با این حال  چیزی از این حادثه نگذشته بود که رد پاى انگليس و آمريكا در حمله اشرار رویت شد. 14 فرودین ماه 85 سردار احمدی مقدم فرمانده انتظامی اسبق استان در جمع خبرنگاران عنوان کرد آخرين پيگيرى براى دستگيرى تروريستهاى فرارى سيستان با رايزنى ديپلماسى صورت مى گيرد . وی با اشاره به اين ماجرا كه منجر به كشته شدن ۲۲ تن شد، گفت: پيگيرى هاى صورت گرفته در خصوص شناسايى و دستگيرى عاملان اين جنايت از طريق رايزنى هاى ديپلماسى و از سوى مقامات وزارت امور خارجه و وزارت اطلاعات انجام مى شود.  سردار احمدى مقدم افزود: از آنجايى كه در حال حاضر اطلاعاتى در خصوص محل فرار اين افراد در پاكستان و يا افغانستان و دسترسى به آنها وجود ندارد، از اين رو پيگيرى ها به شكل ديپلماسى دنبال مى شود. 4 اسفند ماه سال 88 عبدالمالک ریگی شروری که جنایات زیادی در جنوب شرق کشور مرتکب شده به همت سربازان گمنام امام زمان دستگیر شد. "ریگی" با نام جعلی و گذرنامه افغانی در یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ خطوط هواپیمایی قرقیزستان در مسیر  "دوبی" به "بیشکک"  در حال پرواز بود در اسفند ماه 88 در آسمان ایران سه فروند جنگنده  "نهاجا" که از پایگاه هوایی بندرعباس برخاسته بودند، هواپیما را مجبور به فرود در فرودگاه "بندرعباس" کردند. که با اشراف اطلاعاتی سربازان گمنام زمان (عج) و حضور موثر "تامکت های نهاجا"  و اقدام به موقع در دستگیری  "ریگی" باعث شد تا این تروریست به هدف  مورد نظر خود یعنی "بیشکک" و دیدار با نماینده آمریکا نرسد و این نشان دهنده توان امنیتی  وزارت اطلاعات در دستگیری تروریست هاست.  علی ای حال یکی از ثمرات خون مقدس شهدا ایجاد امنیت در کشور است که خون شهدای تروریستی نیز سبب ایجاد امنیت در این استان شد و هر سال با گرامیداشت این شهدا در منطقه تاسوکی نمادی از وحدت بین اقوام و مذاهب مختلف در استان سیستان و بلوچستان به نمایش گذاشته می شود ، امسال هم در آخرین پنجشنبه  اسفند ماه یازدهمین سالگرد شهدای مظلوم فاجعه تروریستی تاسوکی در گلزار شهدای حضرت رسول اکرم (ص) شهرستان نیمروز برگزار می شود. انتهای پیام/ ]]> شهدا Wed, 15 Mar 2017 13:30:23 GMT http://zahedaneh.ir/vdcd5s0k.yt0ko6a22y.html پیکر پاک ۵۳۶ شهید هشت سال دفاع مقدس امسال به کشور بازگشت http://zahedaneh.ir/vdccpiqp.2bqpe8laa2.html به گزارش زاهدانه به نقل از باشگاه خبرنگاران، سردار سید محمد باقرزاده صبح امروز در حاشیه آئین تبادل پیکر مطهر 165 شهید تازه تفحص شده دوران هشت سال دفاع مقدس در جمع خبرنگاران در مرز شلمچه اظهار داشت: پیکرهای طیبه شهدایی که از آب‌راه بین‌المللی اروند وارد کشور شدند در طول روزهای اخیر کشف شدند. وی افزود: پیکر پاک این شهدا در مناطق عملیاتی کربلای 4، رمضان، خیبر، بدر، محرم، همچنین محور تک پشتیبانی در عملیات والفجر 8، مناطق جزایر اروند، منطقه کتیبان، شرق دجله و منطقه زبیدات عراق کاوش شد. فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح تصریح کرد: به فضل الهی امسال با تلاش‌هایی که صورت گرفت پیکر مطهر 536 شهید دوران هشت سال دفاع مقدس را کشف کردیم که آخرین مرحله روز گذشته بود که ابدان پاک 21 شهید در منطقه سومار کاوش شد. وی با بیان اینکه مجموع شهدای بازگشته به میهن در سال جاری 536 شهید بود، عنوان کرد: شهدایی که امروز از آب‌راه اروند وارد شدند برای برگزاری آئین وداع به شهرستان دزفول منتقل می‌شوند. باقرزاده در پایان خاطرنشان کرد: مراحل شناسایی پیکر مطهر پیکر مطهر 165 شهید تازه تفحص شده دوران هشت سال دفاع مقدس تا پیش از ماه رمضان انجام می‌شود. انتهای پیام/ ]]> شهدا Mon, 13 Mar 2017 08:15:08 GMT http://zahedaneh.ir/vdccpiqp.2bqpe8laa2.html تکریم از مادران و همسران شهدا در زاهدان+ تصاویر http://zahedaneh.ir/vglaiunm.49nmy4hkk6514.,.html به گزارش زاهدانه،سالروز وفات حضرت ام البنین(س) این شیر زن صدر اسلام ؛ روز تکریم مادران و همسران شهدا نام گذاری شده است. از همین رو به جهت تکریم مادران و همسران شهدا و به مناسبت فرا رسیدن ایام نوروز به منظور زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا و در راستای تجلیل و تکریم از خانواده های معظم شهدا، ایثارگران و جانبازان مراسمی در گلزار شهدای شهرستان زاهدان برگزار شد. گفتنی است این مراسم تکریم از مادرانی بود که به ندای پیر و مراد خود، حضرت امام خمینی (ره) لبیک گفته و زینب گونه در حماسه هشت سال دفاع مقدس با تشویق همسران و فرزندان برومند خود آنها را برای حضور در جبهه ها آماده و آنها را تشویق می کردند. اگر ایثار و شهامت، شجاعت، صبر و استقامت این شیر زنان ایران زمین نبود، خدا می دانست چه بر سر نهال نو پای انقلاب می آمد، این دلاور زنان بودند که فرزندان جوان و نوجوان خود را برای خط مقدم جبهه آماده می کردند و برای دفاع از ولایت سینه سپر می کردند تا یک وجب از خاک مقدس این سرزمین در دست دشمن تا دندان مسلح نیفتد. ]]> شهدا Sun, 12 Mar 2017 08:33:44 GMT http://zahedaneh.ir/vglaiunm.49nmy4hkk6514.,.html برگزاری نخستین یادواره 175 شهید غواص در زاهدان/ راویان به روایتگری کربلای 4 می پردازند http://zahedaneh.ir/vdciqraw.t1awz2bcct.html به گزارش زاهدانه، "گاهی برای مرگ یه ماهی از آب خارج بودنش بسه، گاهی برا دستِ یه زندونی باب الحوائج بودنش بسه". سه شنبه 26خرداد ماه سال گذشته بود که خبر ورود 175 تن از شهدای غواص هشت سال دفاع مقدس به کشور بعد از گذشت 29 سال از شهادتشان سرآغاز یک موج را رقم زد. یک موج مردمی سرشار از عواطف و احساساتی پاک نسبت به شهدای هشت سال دفاع مقدس؛ گر چه روز بعد تیتر غواصان شهید برجسته تر از سایر تیترها در سایت‌ها و گروه‌های خبری درخشید اما آنچه مهم است این بود که این ماجرا بار دیگر توانست مظلومیت شهدای هشت سال دفاع مقدس را به یاد مردمی آورد که شاید سال‌ها در میان روزمرگی‌های خود این واقعیت‌های جنگ را فراموش کرده بودند.شهدایی که با دستان بسته آمدند تا بگویند ما تا آخرین لحظات عمر بدون تردید مقاومت کردیم و ما گفتیم" ببخشید قرار بود که "راهت" را ادامه دهیم اما املایمان ضعیف بود و "راحت " ادامه می دهیم". علی ای حال پس از گذشت یکسال و اندی از بازگشت شهدای غواص شامگاه چهارشنبه 25 اسفند ماه سال جاری نخستین یادواره 175 شهید غواص در زاهدان برگزار خواهد شد.رئیس کمیسیون ورزش و جوانان شورای اسلامی شهر زاهدان در گفت وگو با خبرنگار زاهدانه از برگزاری نخستین یادواره 175 شهید غواص در این شهرستان خبر داد و گفت: این یادواره با همکاری شورای شهر و سپاه سلماناستان به مناسبت روز پاسداشت شهدا در سالن اجتماعات اتاق بازرگانی زاهدان برگزار می‌شود.عباس شیبک اجرای سرود مختص به شهدای غواص و روایتگری از زبان راویان جنگ را از جمله برنامه های پیش بینی شده در این یادواره عنوان کرد و گفت: فرمانده سپاه سلمان و نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان نیز سخنران یادواره شهدای غواص خواهند بود.انتهای پیام/ ]]> شهدا Sat, 11 Mar 2017 06:58:16 GMT http://zahedaneh.ir/vdciqraw.t1awz2bcct.html راهیان نور حرکتی فرهنگی در جامعه/ انتقال ناگفته های جنگ به نسل جدید در مناطق عملیاتی http://zahedaneh.ir/vdcjo8ei.uqeiyzsffu.html مولوی عبدالغنی دهانی در گفت وگو با خبرنگار زاهدانه با اشاره به اینکه کاروان های راهیان نور باعث آشناسازی جوانان با آرمان های انقلاب اسلامی و دوران هشت سال جنگ تحمیلی می شود، اظهار داشت: اعزام دانش آموزان، جوانان، علما و روحانیون توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مناطق جنگی باعث زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا و یادآوری ایثار، فداکاری و شجاعت جوانان برومندی است که در طی سالیان متمادی شجاعانه برای دفاع از اسلام و میهن جنگیدند و به شهات رسیدند.وی ادامه داد: اردوهای راهیان نور باعث ترویج فرهنگ ایثار و شهادت، بصیرت فزایی و روشنگری در جوانان امروز و نسل های آینده می شود. مدرس حوزه علمیه اهل سنت زاهدان با بیان اینکه معنویت خاصی در اردوهای راهیان نور وجود دارد، تصریح کرد: سفر به مناطق جنگی باعث می شود هرازگاهی برای جلا دادن به قلوب خود راهی سفر به این مناطق شویم به امید آنکه شهدا شفیع ما در آخرت باشند و آلودگی های دنیوی را از ما دور سازند.وی با بیان اینکه راهیان نور یک حرکت فرهنگی محسوب می شود، افزود: باید تلاش کرد تا این حرکت بزرگ فرهنگی بتواند زمینه و بستر لازم را برای تقویت ایمان انقلابی جوانان به ویژه نسل های آینده فراهم کند.مولوی دهانی با بیان اینکه راهیان نور ناگفته های جنگ را به نسل جدید منتقل می کند، گفت: راویانی که در هشت سال دفاع مقدس از نزدیک در صحنه حضور داشته و جنگ را لمس کردند امروز در این سفرها از ناگفته های جنگ سخن به میان می آورند که این مهم باعث آشناسازی جوانان با فرهنگ ایثار و شهادت شده است. انتهای پیام/ ]]> شهدا Fri, 10 Mar 2017 03:04:47 GMT http://zahedaneh.ir/vdcjo8ei.uqeiyzsffu.html اردوهای راهیان نور گامی در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت/ بصیرت افزایی مهمترین دستاورد سفر به مناطق جنگی http://zahedaneh.ir/vdciyraw.t1awu2bcct.html مولوی نذیراحمد سلامی در گفت و گو با خبرنگار زاهدانه با اشاره به فرامین رهبرمعظم انقلاب مبنی بر اینکه "زنده نگاه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست"، اظهار داشت: برگزاری اردوهای راهیان نور اقدامی بسیار موثر برای زنده نگه داشتن جانفشانی و بزرگواری رزمندگان و شهدا در طی هشت سال دفاع مقدس است.وی با بیان اینکه الگو گرفتن از شهدا باید در اولویت زندگی ما قرار داشته باشد، گفت: اردوهای راهیان نور باعث بصیرت افزایی و روشنگری در بین جوانان می شود زیرا تاریخ ذخیره ای برای هر قوم و ملتی محسوب می شود که آینده را برای همگان روشن می کند.این مسئول بیان کرد: هشت سال دفاع مقدس گنجینه بزرگی است که جوانان می توانند با درک وتعمق در آن، توشه ارزشمندی برای خود جمع آوری کنند.نماینده مردم استان در مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: اردوهای راهیان نور نشانگر شهامت، فداکاری، ایثار و گذشت ملت غیور ایران است.مولوی سلامی بصیرت افزایی و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت را از جمله تاثیرات معنوی کاروانهای راهیان نور عنوان کرد و ادامه داد: پیروی از سیره شهدا نقشه راه را برای ما و نسل های آینده روش می کند تا توطئه دشمنان را خنثی کنیم.انتهای پیام/ ]]> شهدا Fri, 10 Mar 2017 03:00:02 GMT http://zahedaneh.ir/vdciyraw.t1awu2bcct.html 200 اصله درخت وحدت و دوستی در زاهدان کاشته شد http://zahedaneh.ir/vdcgnx9n.ak9nz4prra.html به گزارش زاهدانه، صبح امروز همزمان با هفته منابع طبیعی و همزمان با پنج سپاه استانی در سراسر کشور مراسم درختکاری به یاد شهدای شهر و با هدف کاشت درخت دوستی و وحدت در سپاه ناحیه زاهدان غرس شد.این مراسم با حضور معاون هماهنگ کننده سپاه سلمان استان، فرمانده مقاومت بسیج سپاه زاهدان، مسئولان شهرداری زاهدان و شورای شهر، علماء اهل تشیع و تسنن و خانواده شهدا برگزار و هر درخت به نام یک شهید توسط افراد در این محل کاشته شد. «سرهنگ موسی اصغری حسامیه» فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه زاهدان هدف از برگزاری این مراسم را نهادینه شدن فرهنگ درختکاری بین مردم عنوان کرد و گفت: امروز به یاد شهدای شهر زاهدان 200 اصله نهال مثمر غرس شد که هر درخت مزین به نام یک شهید می باشد.وی کاشت درخت دوستی و وحدت در استان را از دیگر اهداف این همایش دانست و افزود: درختکاری یکی از اقدامات موثر در تلطیف هوای شهرها و رفع آلودگی هوا است که فضا و محیط زیست را لذت بخش می کند بر همین اساس با توجه به وضعیت خاک و جغرافیای شهر درختان مثمر کاشته شد.این مسئول با بیان اینکه پدافند غیرعامل، نشاط و شادابی و مدیریت انرژی از دیگر اهداف غرس درختان است، ادامه داد: کاشت درختان مثمر در کنار بحث ایجاد لطافت هوا در راستای تحقق شعار اقتصاد مقاومتی نیز موثر است.انتهای پیام/ ]]> اجتماعی Thu, 09 Mar 2017 07:59:18 GMT http://zahedaneh.ir/vdcgnx9n.ak9nz4prra.html «همت» چگونه همت شد؟/ « چشم مجنون» خاری در چشم دشمن / از نبرد با ضد انقلاب تا سرداری «خیبر» http://zahedaneh.ir/vdcf0ydt.w6dtmagiiw.html به گزارش زاهدانه به نقل از صبح توس، ۱۲ فروردین سال ۱۳۳۴ بود که در شهرضا اصفهان پسری به دنیا آمد که سال ها بعد به یکی از افتخارات ایران زمین تبدیل شد و توانست نام خود را در تاریخ این سرزمین جاودانه کند، محمد ابراهیم همت را می گویم همان بسیجی مخلصی که بعدها همه او را با الغابی همچون «سردار خیبر» و «چشم مجنون» یاد می‌کردند. او زمانی که در رحم مادر بود همراه با پدر و مادر عازم کربلای معلی و زیارت قبر سالار شهیدان شد گویی از همان ابتدای شوق دیدار مولایش امام حسین(ع) را در دل داشت و آخر نیز همانند سید الشهدا جانش را در راه اسلام فدا کرد و به دیدار مولایش شتافت. محمد ابراهیم در خانواده مستضعف و متدین دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش استعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت.     در سال ۱۳۵۲۲ دیپلم گرفت و در همان سال هم وارد دانشسرای تربیت معلم اصفهان شد و مدرک فوق دیپلم خود را در سال ۱۳۵۴ اخذ کرد. ۲ سال بعد برای گذراندن خدمت سربازی اقدام کرد. پس از سربازی به شهر خود بازگشت و مدتی در مدارس راهنمایی شهرضا به تدریس تاریخ پرداخت. همت پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را برگزید و در روستاها مشغول تدریس شد در آن دوران او کوشید دانش‌آموزان را با افکار انقلابی آشنا کند و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) به او اخطار شود. گوشه و کنار، حرفهای نیش‌دار او به گوش حکومت رسید و خبر اخطار ساواک در پرونده تازه گشوده‌اش، ثبت شد. پایش که به شهر قم باز شد و با علما نشست و برخاست کرد، دیگر فقط یک معلم نبود؛ بلکه در مساجد و محافل خصوصی هم سخنرانی می‌کرد و همین، ساواک را به تعقیب او کشاند. سخنان و افکار او مأمورین شاه را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه‌ای که او شهر به شهر می‌گشت تا از دستگیری در امان باشد. نخست به شهر فیروز آباد رفت و مدتی در آنجا تبلیغ کرد. پس از چندی به یاسوج رفت. موقعی که در صدد دستگیری وی برآمدند به دوگنبدان عزیمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکنی گزید. با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ ابراهیم پرچمداری جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت. پس از انتقال وی به شهرضا برای تدریس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزه علمیه قم برقرار شد و به طور مستمر برای گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار به قم رفت و آمد می کرد. ماموران رژیم در هر فرصتی در پی آن بودند که این فرزند شجاع و رشید اسلام را از پای درآورند، ولی او با تغییر لباس وقیافه، مبارزات ضد دولتی خود را دنبال می کرد تا این که انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، به پیروزی رسید.     فعالیت های پس از پیروزی انقلاب : شهید همیت پس از پیروزی انقلاب در جهت ایجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرضا نقش اساسی داشت. او از جمله کسانی بود که سپاه شهرضا را با کمک دوتن از برادران خود و سه تن از دوستانش  تشکیل داد. آنها با تدبیر و درایت و نفوذ خانوادگی که در شهر داشتند مکانی را بعنوان مقر سپاه در اختیار گرفته و مقادیر قابل توجهی سلاح از شهربانی شهر به آنجا منتقل کردند و از طریق مردم، سایر مایحتاج و نیازمندیها را رفع کردند. به تدریج عناصر حزب اللهی به عضویت سپاه در آمدند و هنگامی که مجموعه سپاه سازمان پیدا کرد، او مسئولیت روابط عمومی سپاه را به عهده داشت. به همت شهید بزرگوار و فعالیت های شبانه روزی برادران پاسدار در سال ۵۸، یاغیان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار و اذیت مردم می پرداختند، دستگیر و به دادگاه انقلاب اسلامی، تحویل داده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچی پاکسازی گردید. از کارهای اساسی ایشان در این مقطع، سامان بخشیدن به فعالیتهای فرهنگی، تبلیغی منطقه بود که درآگاه ساختن جوانان وایجاد شور انقلابی تاثیر بسزایی داشت. اواخر سال ۵۸ برحسب ضرورت و به دلیل تجربیات گرانبهای او در زمینه امور فرهنگی به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سیستان و بلوچستان) عزیمت کرد و به فعالیت های گسترده فرهنگی پرداخت.   نقش شهید در کردستان و مقابله با ضد انقلاب: شهید همت در خرداد سال ۱۳۵۹ به منطقه کردستان که بخش هایی از آن در چنگال گروهکهای مزدور گرفتار شده بود، اعزام گردید. ایشان با توکل به خدا و عزمی راسخ مبازره بی امان و همه جانبه ای را علیه عوامل استکبار جهانی و گروهکهای خود فروخته در کردستان شروع کرد و هر روز عرصه را بر آنها تنگتر می نمود. از طرفی در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش داشت و برای مقابله با فقر فرهنگی منطقه اهتمام چشمگیری از خود نشان می داد تا جایی که هنگام ترک آنجا، مردم منطقه گریه می کردند و حتی تحصن نموده و نمی خواستند از این بزرگوار جدا شوند. رشادت های او در برخورد با گروهک های یاغی قابل تحسین و ستایش است. براساس آماری که از یادداشت های آن شهید به دست آمده است، سپاه پاسداران پاوه از مهر ۵۹ تا دیماه ۶۰ (بافرماندهی مدبرانه او) عملیات موفق در خصوص پاکسازی روستاها از وجود اشرار، آزاد سازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث داشته است.     شهید همت و دفاع مقدس: پس از شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم متجاوز عراق، شهید همیت به صحنه کارزار وارد شد و در طی سالیان حضور در جبهه های نبرد، خدمات شایان توجهی برجای گذاشت و افتخارها آفرید. او و سردار رشید اسلام، حاج احمد متوسلیان، به دستور فرماندهی محترم کل سپاه ماموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمد رسول الله (ص) را تشکیل دهند. در عملیات سراسری فتح المبین، مسئولیت قسمتی از کل عملیات به عهده این سردار دلاور بود. موفقیت عملیات در منطقه کوهستانی «شاوریه» مرهون ایثار و تلاش این سردار بزرگ و همرزمان اوست. شهید  همت در عملیات پیروزمند بیت المقدس در سمت معاونت تیپ محمد رسول الله (ص) فعالیت و تلاش تحصین برانگیزی را در شکستن محاصره جاده شلمچه – خرمشهر انجام داد و به حق می توان گفت که او  و یگان تحت امرش سهم بسزایی در فتح خرمشهر داشته اند و با اینکه منطقه عملیاتی دشت بود، شهید حاج همت با استفاده از بهترین تدبیر نظامی به نحو مطلوبی فرماندهی کرد. در سال ۱۳۶۱ با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور یاری رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که مورد هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود راهی آن دیار شد و پس از دو ماه حضور در این خطه به میهن اسلامی بازگشت و در محور جنگ و جهاد قرار گرفت.     با شروع عملیات رمضان در تاریخ ۲۳/۴/۱۳۶۱ در منطقه «شرق بصره» فرماندهی تیپ ۲۷ حضرت رسول اکرم (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهی انجام وظیفه نمود. پس از آن در عملیات مسلم بن عقیل و محرم – که او فرمانده قرارگاه ظفر بود – سلحشورانه با دشمن زبون جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی بود که شهید حاج همت، مسئولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر ۲۷ حضرت محمد رسول الله (ص)، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سید الشهدا(ع) بود، بر عهده گرفت. سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر ۲۷ تحت فرماندهی ایشان در عملیات والفجر ۴ و تصرف ارتفاعات کانی مانگاه در آن مقاطع از خاطره ها محو نمی شود. صلابت، اقتدار و استقامت فراموش نشدنی این شهید و الامقام و رزمندگان لشکر محمد رسول الله (ص) در جریان عملیات خیبر در منطقه طلائیه و تصرف جزایر مجنون و حفظ آن با وجود پاتک های شدید دشمن، از افتخارات تاریخ جنگ محسوب می گردد. مقاومت و پایداری آنان در این جزایر به قدری تحسین بر انگیز بود که حتی فرمانده سپاه سوم عراق در یکی از اظهاراتش گفته بود: «… ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدیدی کردیم که از جزایر مجنون جز تلی از خاکستر چیز دیگری باقی نیست!» اما شهید همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بی خوابی های مکرر همچنان به ادای تکلیف و اجرای فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر حفظ جزایر می اندیشید و خطاب به برادران بسیجی می گفت: «برادران، امروز مساله ما، مساله اسلام و حفظ و حراست از حریم قرآن است. بدون تردید یا همه باید پرچم سرخ عاشورایی حسین (ع) را به دوش کشیم و قداست مکتبمان، مملکت و ناموسمان را پاسداری و حراست کنیم و با گوشت و خون به حفظ جزیره، همت نماییم، یا اینکه پرچم ذلت و تسلیم را در مقابل دشمنان خدا بالا ببریم و این ننگ و بدبختی را به دامن مطهر اعتقادمان روا داریم ،که اطمینان دارم شما طالبان حریت و شرف هستید، نه ننگ و بدنامی.»   ویژگی های برجسته شهید: او عارفی وارسته، ایثارگری سلحشور و اسوه ای برای دیگران بودکه جز خدا به چیز دیگری نمی اندیشید و به عشق رسیدن به هدف متعالی و کسب رضای خدا و حضرت احدیت، شب و روز تلاش می کرد و سخت ترین و مشکل ترین مسئولیت های نظامی را با کمال خوشرویی و اشتیاق و آرامش خاطر می پذیرفت. سردار سرلشکر رحیم صفوی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره وی چنین می گوید: «او انسانی بود که برای خدا کار می کرد و اخلاص در عمل از ویژگی های بارز او بود، ایشان یکی از افراد درجه اولی بود که همیشه ماموریت های سنگین بر عهده اش قرار داشت. حاج همت مثل مالک اشتر بود که با خضوع و خشوعی که در مقابل خدا و در برابر دلاورمردان بسیجی داشت، در مقابله با دشمن همچون شیری غرّان از مصادیق «اشداء علی الکفار، رحماء بینهم» بود. همت کسی بودکه برای این انقلاب همه چیز خودش را فدا کرد و از زندگیش گذشت. او واقعاً به امر ولایت اعتقاد کامل داشت و حاضر بود در این راه جان بدهد، که عاقبت هم چنین کرد. همیشه سفارش می کرد که دستورات را باید موبه مو اجرا کرد. وقتی دستوری هر چند خلاف نظرش به وی ابلاغ می شد، از آن دفاع می کرد. ابراهیم از زمان طفولیت، روحی لطیف ،عبادی و نیایشگر داشت.» پدر بزرگوارش می گوید: «محمد ابراهیم از سن ۱۰ سالگی تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشیب های سیاسی و نظامی، هرگز نمازش ترک نشد. روزی از یک سفر طولانی و خسته کننده به منزل بازگشت. پس از استراحت مختصر، شب فرا رسید. ابراهیم آن شب را به همه خستگی هایش تا پگاه، به نماز و نیایش ایستاد ووقتی مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجیبی داشتم. ای کاش به سراغم نمی آمدی و آن حالت زیبای روحانی را از من نمی گرفتی.» این انسان پارسا تا آخرین لحظات حیات خود، دست از دعا و نیایش بر نداشت. نماز اول وقت را بر همه چیز مقدم می شمرد و قرآن و توسل برنامه روزانه او بود. او به راستی همه چیز را فدای انقلاب کرده بود. آن چیزی که برای او مطرح نبود خواب و خوراک و استراحت بود. هر زمان که برای دیدار خانواده اش به شهرضا می رفت، در آنجا لحظه ای از گره گشایی مشکلات و گرفتاری های مردم باز نمی ایستاد و دائماً در اندیشه انجام خدمتی به خلق الله بود. شهید همت آنچنان با جبهه و جنگ عجین شده بود که در طول حیات نظامی خود فرزند بزرگش را فقط شش بار و فرزند کوچکتر خود را تنها یکبار در آغوش گرفته بود. او بسان شمع می سوخت و چونان چشمه ساران در حال جوشش بود و یک آن از تحرک باز نمی ایستاد. روحیه ایثار و استقامت او شگفت انگیز بود. حتی جیره و سهمیه لباس خود را به دیگران می بخشید و با همان کم، قانع بود و در پاسخ کسانی که می پرسیدند چرا لباس خود را که به آن نیازمند بودی، بخشیدی؟ می گفت: «من پنج سال است که یک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است!»   او فرماندهی مدیر و مدبر بود. قدرت عجیبی در مدیریت داشت. آن هم یک مدیریت سالم در اداره کارها و نیروها. با وجود آنکه به مسائل عاطفی و نیز اصول مدیریت احترام می گذاشت و عمل می کرد، در عین حال هنگام فرماندهی قاطع بود. او نیروهای تحت امر خود را خوب توجیه می کرد و نظارت و پیگیری خوبی نیزداشت . کسی را که در انجام دستورات کوتاهی  می نمود بازخواست می کرد و کسی را که خوب عمل می کرد تشویق می نمود. بینش سیاسی بُعد دیگری از شخصیت والای او به شمار می رفت. به مسائل لبنان و فلسطین و سایر کشورهای اسلامی بسیار می اندیشید و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گویی سالیان درازی در آن سامان با دشمنان خدا و رسول(ص) در ستیز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسائل سیاسی روز شناخت وسیعی داشت. از ویژگی های اخلاقی شهید همت برخورد دوستانه او با بسیجیان جان برکف بود. به بسیجیان عشق می ورزید و همواره در سخنانش از این مجاهدان مخلص تمجید و قدرشناسی می کرد. «من خاک پای بسیجیان هم نمی شوم.ای کاش من یک بسیجی بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمی شدم.» وقتی در سنگر های نبرد، غذای گرم برای شهید همت می آوردند سوال می کرد: آیا نیروهای خط مقدم و دیگر اعضای همرزممان در سنگرها همین غذا را می خورند یا خیر؟ و تا مطمئن نمی شد دست به غذا نمی زد. شهید همت همواره برای رعایت حقوق بسیجیان به مسئولان امر تاکید و توصیه داشت. او که از روحیه ایثار و استقامت کم نظیری برخوردار بود، با برخوردها و صفات اخلاقی اش در واقع معلمی نمونه و سرمشقی خوب برای پاسداران و بسیجیان بود و خود به آنچه می گفت، عمل می کرد. عشق و علاقه نیروها به او نیز از همین راز سرچشمه می گرفت. برای شهید همت مطرح نبود که چکاره است، فرمانده است یا نه. همت یک رزمنده بود، همت هم مرد جنگ بود و هم معلمی وارسته.     نحوه شهادت: در جریان عملیات خیبر، همچنان که نیروهای ایرانی در برابر ارتش عراق مقاومت می‌کردند هنگامی که همت برای بررسی وضعیت جبهه جلو رفته بود بر اثر اصابت گلولهٔ توپ در نزدیکی‌اش همراه با معاونش اکبر زجاجی، در غروب ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ در محل تقاطع جاده‌های جزایر مجنون شمالی و جنوبی  شهید و برای همیشه به سوی معبودشان شتافتند. فرمانده سپاه سوم عراق در یکی از اظهاراتش  راجع به چگونگی عملیات ارتش عراق در جزیره مجنون در هنگام شهادت شهید همت گفته بود: «… ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدیدی کردیم که از جزایر مجنون جز تلی خاکستر چیز دیگری باقی نیست.» ابراهیم همت در جریان عملیات خیبر به همرزمانش گفته بود: «باید مقاومت کرده و مانع از بازپس‍گیری مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. یا همه این‍جا شهید می‌شویم و یا جزیره مجنون را نگه می‌داریم». محسن رضایی در مصاحبه‌ای گفته است: «اولین باری که در جنگ به کسی عنوان «سید الشهدا» دادند، در همین خیبر و برای حاج همت بود.»     آرامگاه ابراهیم همت قرار بود در قطعه ۲۴ بهشت زهرا دفن شود ولی به اصرار خانواده در زادگاهش و در کنار امامزاده شاهرضا دفن شد. با این حال در (قطعه ۲۴ ردیف ۷۷ شماره ۵۲۴) بهشت زهرا و در کنار مصطفی چمران، عباس کریمی و رضا چراغی سنگ مزاری برای تهی‌گور وی نصب کرده‌اند و بسیاری تصور می‌کنند که او در بهشت زهرا دفن شده‌است.   *اولین وصیت نامه شهید همت: به تاریخ ۱۹/۱۰/۵۹ شمسی ساعت ۱۰:۱۰ شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی – نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی … ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام کاری‌ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور،شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) . و السلام؛ محمد ابراهیم همت   **دومین وصیت نامه شهید همت: به نام خدا نامی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم. سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت. مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم! درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی که(کبوترانی که)همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیکی با خدای چرا که «ان الله اشتری من المومنین». من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن) در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است. عزیزانم!این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام. از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شرکت در خوزستان و جریان کروهک ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و کنارک)و بعدا حرکت به طرف کردستان دقیقا دو سال در کردستان هستم .مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است. خداوند تا کنون لطف زیادی به این سراپا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.اکنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه کنید: *۱-اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسر انتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت کنید. همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت کردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا کرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید. *۲-امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد. *۳-هر چه پول دارم اول بدهی مکه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مرکزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج کند. *۴-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است. *۵-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی کنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید. حقیر حاج همت انتهای پیام/ ]]> شهدا Tue, 07 Mar 2017 13:05:16 GMT http://zahedaneh.ir/vdcf0ydt.w6dtmagiiw.html