پایگاه تحلیلی خبری زاهدانه - آخرين عناوين بین الملل :: نسخه کامل http://zahedaneh.ir/international Sat, 25 Feb 2017 17:31:07 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://zahedaneh.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری زاهدانه http://zahedaneh.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری زاهدانه آزاد است. Sat, 25 Feb 2017 17:31:07 GMT بین الملل 60 رویترز: کاخ سفید نسبت به «تروریستی» اعلام کردن سپاه مردد شده است http://zahedaneh.ir/vdccm4qp.2bq0o8laa2.html به گزارش زاهدانه، خبرگزاری «رویترز» روز شنبه به نقل از منابع آگاه نوشته است که کاخ سفید نسبت به وارد کردن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فهرست سازمان‌های تروریستی دچار تردید شده است.مقام‌های مطلع به رویترز گفته‌اند که تردید کاخ سفید ناشی از هشدار مقامات دفاعی و اطلاعاتی آمریکا نسبت به تبعات این کار، نشات می‌گیرد.یک مقام آمریکایی که خواسته نامش فاش نشود، گفته است: «اگر این کار را کنید، دیگر راهی برای مباحثه نخواهد بود و هر امکانی برای گفت‌وگو با ایرانی‌ها در مورد هر مسئله‌ای از بین می‌رود.»منابع اروپایی می‌گویند شتاب اولیه‌ای که برای اجرایی کردن این طرح وجود داشت، در پی بحث‌های داخلی دولت در مورد تبعات این اقدام، کند شده است، چراکه تصور می‌شود ممکن است چنین اقدامی تلاش‌ها برای مبارزه با داعش را تحت تأثیر قرار داده، امکان بهبود روابط دیپلماتیک دو کشور را از میان برده و اجرای توافق هسته‌ای را هم پیچیده کند.در صورتی که کاخ سفید نهایتا این طرح را اجرایی کند، واشنگتن سپاه پاسداران را یک سازمان تروریستی خوانده و مجموعه گسترده‌ای از تحریم‌های تازه را علیه شرکت‌ها و افراد ایرانی وضع می‌کند.دولت «دونالد ترامپ» از چند هفته قبل در حال کار روی این طرح است و انتظار می‌رفت که در ماه جاری میلادی رسما اعلام شود، اما منابع آگاه که خواسته‌اند نامشان فاش نشود، گفته‌اند که هرچند این طرح هنوز در دست بررسی است، اما اگر قرار بر اجرای آن هم باشد، مشخص نیست این امر چه زمانی اتفاق بیافتد.کاخ سفید درخواست رویترز برای اظهارنظر رسمی در مورد این گزارش را بی‌پاسخ گذاشته است. با وجود اینکه ایران همواره هرگونه ارتباط با گروه‌های تروریستی را رد کرده، واشنگتن از سال‌ها قبل ایران را در فهرست دولت‌های حامی تروریسم قرار داده و به این بهانه تحریم‌هایی را علیه جمهوری اسلامی وضع کرده است.به نوشته رویترز، استعفای «مایکل فلین» از سمت مشاور ملی ترامپ هم یکی از دلایل کند شدن روند بررسی این طرح بوده است. فلین که این ماه به دلیل افشای ارتباطش با سفیر روسیه مجبور به استعفا شد، در رأس هرم مقامات ضدایرانی در دولت ترامپ قرار داشت و تدوین راهبردی برای مقابله با ایران هم بر عهده او بوده است.با این وجود، حتی پیش از استعفای وی هم پنتاگون و سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و اروپا نسبت به وارد کردن نام سپاه به فهرست گروه‌های تروریستی هشدار داده بودند.مقامات نظامی و دولتی آمریکایی و اروپایی به رویترز گفته‌اند که چنین اقدامی هم می‌تواند نبرد با داعش را مختل کند و هم به تشدید نبرد نیابتی در منطقه منجر می‌شود.این مقامات همچنین هشدار داده‌اند که این طرح موجب تضعیف «حسن روحانی» رئیس‌جمهور ایران و تقویت منتقدین وی می‌شود. این اقدام همچنین می‌تواند به بروز اختلاف میان آمریکا و اروپا در روند اجرای برجام منجر شود.یک مقام امنیتی اروپایی به رویترز گفته که از همتای آمریکایی‌اش شنیده است که این طرح فعلا متوقف شده است.انتهای پیام/ ]]> بین الملل Sat, 25 Feb 2017 13:55:53 GMT http://zahedaneh.ir/vdccm4qp.2bq0o8laa2.html ادعای منافقین درباره همکاری صدای آمریکا با ایران/ سفر پنهانی مقام آمریکایی به سوریه و مذاکره با کردها http://zahedaneh.ir/vdcgt79n.ak9t34prra.html به گزارش زاهدانه به نقل از مشرق، در کنار اخبار آشکار و تحلیل‌های روزمره در دنیای بین‌الملل، اخباری در لابه‌لای فضای سایبری وجود دارد که یا دیده نمی‌شود و یا کمتر موردتوجه نخبگان، تحلیل‌گران و مخاطبین قرار می‌گیرد؛ مشرق با استفاده از رصد و منابع خاص، اخبار ویژه دنیای بین‌الملل را برای مخاطبین عرضه می‌کند. ******* ** هماهنگی احتمالی میان روسیه و آمریکا و پاکستان در افغانستان ترامپ میان استفاده از ابزارهای جنگ‌طلبانه و انزواطلبی در شک و تردید است که این به معنای جنگ طولانی در افغانستان است. انتخاب ترامپ یک الگوی جدید جغرافیای سیاسی را نیز باز می‌کند که می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای صلح در افغانستان ایجاد کند. وعده ترامپ به " تقویت اتحادهای قدیمی، شکل‌های جدید و متحد ساختن جهان متمدن" به‌طور گسترده‌ای اشاره به اتحاد نزدیک‌تر با روسیه در مقابله با افراط‌گرایی دارد. اگر این اتحاد در مورد سوریه عنوان شده است، اما این امکان به‌طور ویژه‌ای در مورد افغانستان هم هست. جایی که روسیه، تعاملش با طالبان افزایش قابل‌توجهی داشته است و از سوی دیگر دشمن اصلی دولت‌های پشتیبانی شده توسط آمریکا، داعش است. روابط نزدیک‌تر با روسیه در مبارزه با افراط‌گرایی در کنار ضعف بی‌سابقه در رهبری جنبش‌های جهادی ممکن است در واقع موجب تسریع رغبت برای یک قرارداد صلح با طالبان شود. رابطه ترامپ با پاکستان تأثیر بسیار زیادی بر استراتژی وی در افغانستان دارد. اتصال عمیق ستیزه‌جویی در منطقه افغانستان و پاکستان بدین معنی است که همکاری مؤثر با اسلام‌آباد، ابزاری برای مقابله با تهدید طالبان و به میزان کمتری داعش خواهد بود. ** رقابت میان پوتین و ترامپ در اوکراین بالا رفتن شدت درگیری‌ها در شمال شرقی اوکراین، گمانه‌زنی‌هایی را تقویت نموده است مبنی بر آنکه "ولادیمیر پوتین" رئیس‌جمهور روسیه خواهان آزمون "دونالد ترامپ" رئیس‌جمهور ایالات‌متحده است. درواقع، نظر به قرابت راهبردی ظاهری میان آراء ترامپ و پوتین و اظهارات انتخاباتی و پسا انتخاباتی ترامپ در باب نظیر روسی خود، چنین تحلیل می‌شود که پوتین با افزایش شدت درگیری و مداخله در اوکراین می‌خواهد میزان واکنش و حساسیت ترامپ را بسنجد و او را در بوته آزمایش سخت اوکراین قرار دهد. البته پیرامون افزایش مداخله روسیه در اوکراین در چند روز اخیر تحلیل‌های دیگری نیز مطرح می‌شود، به‌عنوان نمونه، برخی کارشناسان این‌چنین تحلیل می‌کنند که پوتین، جهت نیل به «پیروزی» در اوکراین که یکی از ارکان کلیدی مشروعیت داخلی رژیم اوست، چاره‌ای جز توسعه‌طلبی و افزایش مداخلات خارجی در این کشور ندارد. تحلیل‌گران همچنین تأکید می‌کنند ولادیمیر پوتین احتمالاً پیش‌تر بدین نتیجه نائل آمده و یا به‌زودی نتیجه خواهد گرفت که جنگ فرسایشی بی‌پایان با ارتش کنشگر و کارآمد اوکراین، هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ سیاسی بهایی گزاف در پی خواهد داشت. این موضوع، اهرم فشاری در اختیار ایالات‌متحده قرار می‌دهد تا زمین‌بازی را به نفع خود و علیه روسیه تغییر داده و به‌جای آنکه رئیس‌جمهور روسیه، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جدید ایالات‌متحده را در اوکراین در بوته آزمایش قرار دهد، ایالات‌متحده، پوتین را در این کشور جنگ‌زده مورد آزمون قرار دهد. ** ریاض و نزدیک شدن به صندوق‌های تأمین مالی منابع خبری اطلاع  دادند که "محمد بن سلمان" وزیر دفاع و جانشین ولیعهد عربستان سعودی، بسیار تمایل دارد تا ذیل بخشی از برنامه چشم‌انداز 2030، توجه سرمایه‌گذاران خارجی را به عربستان سعودی جلب کند، وی در پایان ماه ژانویه پذیرای دنیل لوب (Daniel Loeb)، ریاست صندوق تأمین مالی ثرد پوینت (Third Point)، ابر شرکت نیویورکی، بود. ثرد پوینت در یاهو، سونی و ساتِبیز (Sotheby’s) صاحب سهام است. لوب، یکی از حامیان کاریزماتیک حزب دموکرات، با چندین خیریه یهودی نیویورکی ارتباط نزدیک دارد و از جنبش‌های حامی حقوق هم‌جنس‌بازان، پشتیبانی می‌کند. ** ادعای جدید منافقین: صدای آمریکا برای ایران کار می‌کند منابع اطلاعاتی خبر داده‌اند که گروهی 100 نفره از اعضای سازمان مجاهدین خلق (گروهک منافقین) از کنگره آمریکا خواسته‌اند تا تحقیقاتی را درباره آنچه از آن به‌عنوان تلاش‌های مخفیانه ایران برای تأثیرگذاری در سیاست آمریکا یاد کردند، انجام دهند. بر اساس ادعای این ۱۰۰ نفر، ایران با استفاده شبکه‌ای از لابی‌ها و تبلیغات سعی در تأثیرگذاری در سیاست‌های آمریکا دارد. این گروه ۱۰۰ نفره اعتقاد دارند که کنگره آمریکا اقدامات کافی برای روشن شدن نقش لابی‌های ایران در آمریکا و همچنین گروه تبلیغاتی آن انجام نداده است. نکته جالب در نامه این ۱۰۰ نفر آن است که آن‌ها مدعی شده‌اند بخشی از تبلیغات ایران در آمریکا برای تأثیرگذاری بر سیاست‌های آمریکا توسط بخش فارسی رادیو «صدای آمریکا» (VOA) انجام می‌شود. ** گسترش همکاری امنیتی فرانسه و اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان با توجه به آنکه تصمیم "بنیامین نتانیاهو" نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای گسترش سرزمین‌های اسرائیل در قلمروی اشغالی کرانه باختری، باعث سردی روابط سیاسی میان پاریس و تل‌آویو در حال حاضر شده است، سرویس‌های امنیتی فرانسه و اسرائیل، همچنان به گسترش روابط خود ادامه می‌دهند. در پایان ماه ژانویه، شناور مونتکالم (Montcalm) نیروی دریایی فرانسه یک مانور دو روزه اعلان نشده را با نیروی دریایی اسرائیل برگزار کرد. این شناور پیش از پهلو گرفتن در بندر حیفا، در آب‌های لیبی و سوریه گشت زنی می‌کرد. مونتکالم که قرار است پس از 38 سال خدمت بازنشسته شود، همچنان ادوات استراق سمع و رصد به‌روزی را در اختیار دارد. هم‌زمان، اشتراک‌گذاری اطلاعاتی بین دو سرویس اطلاعاتی افزایش به در میان ویژه سرویس‌های نظامی، افزایش‌یافته است؛ بالا رفتن سطح تهدید داعش و افزایش ظرفیت‌های حزب‌الله، هم در سوریه و هم در عراق و لبنان، یکی از دلایل مهم این همکاری‌هاست. ** نزدیکی مجدد در عرصه امنیتی میان لندن و قاهره "محمود حجازی" (Mahmood Hijazi)، فرمانده ستاد مشترک ارتش مصر، در سفر هفته گذشته خود به لندن به همراه مقامات اطلاعاتی سازمان خود، از "مایکل فالون" (Michael Fallon)، وزیر دفاع بریتانیا، قول گرفت که بریتانیا همکاری اطلاعاتی خود را با مصر افزایش دهد. جی‌سی‌اچ‌کیو (GCHQ)، سرویس شنود و کنترل ارتباطات بریتانیا، از پایگاه خود در قبرس، قرار است داده‌های بیشتری را از صحرای سینا برای دولت مصر، مخابره کند سرویس‌های اطلاعاتی دو کشور در نتیجه حمله به هواپیمای متروجت در 31 اکتبر سال 2015 در صحرای سینا، به شدت لطمه خوردند. طرف مصری برای مدت طولانی اصرار داشت که این اتفاق یک حادثه بود اما جامعه اطلاعاتی بریتانیا ادعا می‌کرد شواهدی در دست دارد که ثابت می‌کند رویداد مذکور یک حمله بوده است. ** حضور پنهانی مقام آمریکایی در سوریه برای گفتگو با کردها "جان مک‌کین" رئیس کمیته نیروهای مسلح سنای ایالات متحده، اخیراً در یک سفر پنهانی به شمال سوریه، با مقام‌های نظامی آمریکا و نیروهای کرد در آن کشور دیدار و با آن‌ها درباره داعش گفت‌وگو کرده است. این سفر در حالی صورت گرفت که نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در حال آماده سازی برای آغاز یک عملیات گسترده با هدف بازپس گیری شهر رقه – که از آن به‌عنوان مرکز خلافت خودخوانده داعش در سوریه یاد می‌شود – هستند. ]]> بین الملل Sat, 25 Feb 2017 06:30:26 GMT http://zahedaneh.ir/vdcgt79n.ak9t34prra.html پایبندی کامل ایران به برجام/ حجم ذخایر اورانیوم تهران کمتر از میزان تعهد است http://zahedaneh.ir/vdcgn79n.ak9tn4prra.html به گزارش زاهدانه به نقل از پرس تی وی، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارشی اعلام کرد ایران به برجام پایبند بوده است و تنها یک‌سوم از میزان اورانیوم غنی‌شده‌ای را که بر اساس برجام مجاز به داشتن آن است، در اختیار دارد. آژانس روز جمعه در گزارش فصلی خود دربارۀ فعالیت‌های اتمی ایران گفت: «تا 18 فوریه 2017، حجم اورانیوم ایران با درصد غنای 3.67 درصد، 101.7 کیلوگرم بود.» این گزارش می‌افزاید این مقدار بسیار کمتر از 300 کیلوگرمی است که بر اساس توافق میان تهران و گروه 1+5، متشکل از کشورهای امریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه و چین بعلاوه آلمان، ایران مجاز به در اختیار داشتن آن است. به گفتۀ منابع دیپلماتیک میزان ذخایر اورانیوم غنی‌شدۀ ایران اخیراً به نزدیک 300 کیلوگرم رسیده بود. این اولین گزارش محرمانۀ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دربارۀ برنامۀ اتمی ایران از زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکاست؛ وی از مخالفان سرسخت برجام به شمار می‌آید. ترامپ که از مخالفان سرسخت برنامۀ جامع اقدام مشترک (برجام) است، در رقابت‌های انتخاباتی خود از «پاره کردن برجام» سخن گفته بود. وی همچنین مدعی شد توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهان را مورد بازبینی قرار خواهد داد. وی توافق هسته‌ای را «بدترین توافق تاریخ» خوانده بود. ترامپ همواره از دولت پیشین امریکا به خاطر توافق با ایران انتقاد کرده و مدعی شده است که رویکردی سخت‌گیرانه‌تر از باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین امریکا، در قبال ایران در پیش خواهد گرفت. گفتنی است، ایران و گروه 1+5 در تاریخ 23 تیر 1394 بر سر برجام به توافق دست یافتند. این توافق از 26 دی 1394 اجرایی شد. بر اساس برجام، ایران با محدودسازی برنامۀ هسته‌ای خود در ازای لغو تحریم‌های مرتبط با موضوع هسته‌ای موافقت کرد. از زمان آغاز اجرای برجام سازمان بین‌المللی انرژی اتمی بارها پایبندی ایران را به تعهدات خود مطابق با توافق هسته‌ای تأیید کرده است. یوکیا آمانو مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در آخرین اظهاراتش درباره برجام و مخالفت‌ها با آن در آمریکا به روزنامه فایننشیال تایمز گفته است:‌ اطمینان دارد آمریکا این توافق را لغو نخواهد کرد. آمانو تاکید کرد: توافق برجام که دونالد ترامپ در ماه جاری آن را بدترین توافقی خواند که تاکنون دیده است از آن‌چه انتظار می‌رفت با ثبات‌تر است. وی افزود: تا زمانی که طرف‌ها برجام را اجرایی کنند این توافق از آنچه که بسیاری فکر می‌کنند پایدارتر است. انتهای پیام/ ]]> بین الملل Sat, 25 Feb 2017 04:45:21 GMT http://zahedaneh.ir/vdcgn79n.ak9tn4prra.html ایران هیچ حضوری در یمن ندارد/ یمن حتی یک گلوله نیز از خارج وارد نکرده است http://zahedaneh.ir/vdcfjcdt.w6djtagiiw.html به گزارش زاهدانه، علی عبدالله صالح،رئیس جمهور سابق یمن از ائتلاف سعودی خواست که به تجاوزگری خود در یمن پایان دهد وی تاکید کرد درصورت توقف تجاوز ائتلاف سعودی به یمن، ارتش و کمیته های مردمی نیز پایگاه های سعودی را با موشک هدف قرار نمی دهد.علی عبدالله صالح در مصاحبه با شبکه خبری"الیمن الیوم" گفت:ائتلاف سعودی تنها بخش کوچکی از توان موشکی ارتش یمن را دیده است. وی افزود: یمن هنوز از موشک های دور برد خود استفاده نکرده است بنابراین از تجاوزگری دست بکشید.وی تاکید کرد که تسلیحات استفاده شده توسط ارتش تنها بخشی از انبارهای استراتژیک یمن است و یمنی ها حتی یک گلوله از خارج وارد نکرده اند.علی عبدالله صالح اظهار داشت:ائتلاف سعودی به بهانه ی مداخله ایران در یمن،قتل و ویرانی در یمن به راه انداخته است. وی در ادامه تاکید کرد: ایران هیچ حضوری در یمن یمن ندارد...جهان مطمئن باشد که ایران در یمن حضور ندارد... این شما هستید که با ایران هم مرز هستید نه ما .رئیس جمهور سابق یمن، ایالت متحده را به آزمایش تسلیحات خود در یمن از طریق تجهیز ائتلاف سعودی متهم کرد. وی همچنین گفت: این تسلیحات در افغانستان شکست خورد وبزودی در یمن نیز شکست خواهد خورد.منبع: المیادین انتهای پیام/ ]]> بین الملل Sat, 25 Feb 2017 04:31:18 GMT http://zahedaneh.ir/vdcfjcdt.w6djtagiiw.html بی‌عرضگی سعودی‌ها در فرماندهی نظامی/ آیا یک پاکستانی فرمانده ائتلاف سعودی می‌شود؟ http://zahedaneh.ir/vdceev8n.jh8eei9bbj.html به گزارش زاهدانه، در دو ماه گذشته، ابهام و سردرگمی درباره حضور یک ژنرال بازنشسته پاکستانی، راحیل شریف، در راس نیروی موسوم به «ائتلاف نظامی اسلامی» به رهبری عربستان سعودی بالا گرفته است. ائتلافی که در 2015، برای تهاجم نظامی به یمن تشکیل شد.اخبار انتصاب شریف، ژنرال 4 ستاره بازنشسته پاکستانی، به شدت در این کشور مورد انتقاد قرار گرفته و روابط سعودی-پاکستان را دچار اصطکاک بیشتر کرده است.شریف، پاییز گذشته در سمت فرمانده کل ارتش پاکستان از خدمت نظامی بازنشسته شد. شاخص ترین عملکرد دوران فرماندهی او، سرکوب جنبش طالبان پاکستان بود که با حملات تروریستی وحشتناک خود سراسر پاکستان را درگیر کرده است. پاکستان همچنان به حمایت از سازمان های تروریستی چون لشکر طیبه ادامه می دهد، ولی با طالبان پاکستان و داعش- که زیرساخت هایی را برای فعالیت در پاکستان ایجاد کرده- در جنگ است. ائتلاف نظامی به رهبری سعودی اکنون(به لحاظ اسمی) 40 عضو دارد. برخی تحلیل گران سعودی این طور استدلال می کنند که پاکستان باید یک فرمانده برای این ائتلاف معرفی کند، چرا که تنها کشور مسلمانی است که تسلیحات هسته ای در اختیار دارد. در واقع، پاکستان سریع ترین رشد زرادخانه هسته ای را در دنیا دارد. (به زعم آن ها) فرماندهی که مسوولیت یک نیروی هسته ای را به عهده دارد، اعتباری متفاوت از هر ژنرال مسلمان دیگری دارد. عربستان سعودی دهه هاست که به لحاظ نظامی، به پشتیبانی پاکستان وابسته است. در دهه 1980، هزاران سرباز پاکستانی در عربستان استقرار یافتند. ولی پاکستان درخواست سعودی ها را برای اعزام سرباز، برای پیوستن به جنگ ریاض علیه یمن، نپذیرفت. در 2015، پارلمان پاکستان بالاتفاق علیه پیوستن به ائتلاف سعودی رای داد. در پاکستان تنها افراط گرایانی چون لشکر طیبه از اعزام سرباز به یمن حمایت می کنند.انتخاب شریف به عنوان فرمانده نیروهای ائتلاف سعودی، دست کم به لحاظ نظامی، به اعتبار این به اصطلاح «ناتوی عربی» می افزاید. ائتلاف سعودی تاکنون چندین تمرین نظامی در خاک عربستان برگذار کرده است، ولی نتوانسته است که یک ستاد مشترک یا مرکز فرماندهی قوی از 40 عضو خود ایجاد کند.در دو ماه گذشته، روشن نبوده که آیا شریف به طور رسمی پیشنهاد فرماندهی را دریافت کرده است یا این که اصلا قصد دارد چنین پیشنهادی را بپذیرد یا نه. در ابتدا، وزارت دفاع پاکستان اعلام کرد که او این سمت را پذیرفته است، ولی هیچ منبع سعودی این خبر را تایید نکرد. اخیرا، رسانه های سعودی خبر داده اند که او در مسیر رسیدن به این سمت قرار دارد، ولی هنوز هیچ قطعیتی در کار نیست.بیشتر این عدم قطعیت به اختلافاتی باز می گردد که در باب این موضوع در خود پاکستان وجود دارد. از آن جا که «ائتلاف نظامی اسلامی»، شامل ایران و عراق نمی شود، به آن به چشم اتحادی علیه شیعیان نگاه می شود. مانورهای نظامی این ائتلاف، به وضوح ایران را به عنوان هدف خود در نظر گرفته اند.جامعه بزرگ شیعیان پاکستان با پیوستن پاکستان به یک ائتلافِ آشکارا ضد ایرانی، مخالف است و سیاستمداران سنّی پاکستان هم مخالف تقابل با ایران هستند.مقامات اسلام آباد می خواهند روابط صمیمانه خود را هم با ریاض و هم تهران حفظ کنند، در حالی که تنش های فرقه ای در این کشور همین حالا هم شدید و خشن است. طالبان پاکستان و داعش از این شکاف بهره می برند تا شیعیان را هدف قرار دهند.نواز شریف، نخست وزیر پاکستان(که هیچ نسبتی با راحیل شریف ندارد)، به ویژه مایل است که توازن رویکرد اسلام آباد را نسبت به رقابت منطقه ای ایران و عربستان حفظ کند.و البته در درون عربستان هم احتمالا درباره فرماندهی شریف، اختلاف نظر وجود دارد. نایب ولیعهد و وزیر دفاع سعودی، محمد بن سلمان، که در واقع طراح این ائتلاف است، با حضور شریف شاید شاهد کم رنگ تر شدن نقش خود در مدیریت این نیرو باشد.سعودی ها بسیار امید دارند که دولت جدید ایالات متحده، مخالف سرسخت ایرانی ها باشد. ریاض از واشینگتن انتظار دارد که جلوی نفوذ ایران را در عراق و سوریه، سد کند. آن ها همچنین خواستار حمایت نامشروط واشینگتن از ریاض در جنگ یمن هستند.اسلام آباد(در قیاس با سعودی) نسبت به سیاست خارجی ترامپ مضطرب تر است. در 30 ژانویه، رهبر سازمان تروریستی لشکر طیبه، حافظ سعید، از طرف دولت پاکستان تحت مراقبت خانگی قرار گرفت، تا این علامت به آمریکا داده شود که این گروه تروریستی تحت کنترل است. این یک بازی ماهرانه از سوی پاکستان است تا فشارهای واشینگتن را بر خود(برای شدت عمل بیشتر در قبال گروه های تروریستی فعال در پاکستان) کاهش دهد.ابهامات درباره ژنرال شریف احتمالا هیچ گاه برطرف نخواهد شد. این ابهامات نشانی از سیستم های ناکارآمد تصمیم گیری، هم در ریاض و هم در اسلام آباد هستند.منبع: المانیتور ]]> بین الملل Thu, 23 Feb 2017 08:15:54 GMT http://zahedaneh.ir/vdceev8n.jh8eei9bbj.html آمانو: توافق هسته‌ای ماندگار است http://zahedaneh.ir/vdcawanm.49nyy15kk4.html به گزارش زاهدانه، آقای آمانو که با فایننشال‌تایمز گفت‌وگو می‌کرد گفت که این توافق هسته‌ای ماندگارتر از آن چیزی است که انتظار می‌رود. وی گفت: «این توافق، تا زمانی که اجرا شود، مستحکم‌تر از آن چیزی است که بسیاری از مردم تصور می‌کنند. پیدا کردن راه حلی دیگر، به غایت دشوار خواهد بود.» مدیر کل آژانس در بخش دیگری از اظهاراتش با تأکید دوباره بر پایبندی ایران به مفاد برجام تصریح کرد که نمایندگان جمهوری‌خواه در کنگره آمریکا نیز آگاهی روزافزونی از مزایای این توافق هسته‌ای کسب کرده‌اند. آقای آمانو که مسئولیت راستی‌آزمایی از برجام را بر عهده دارد همچنین خاطرنشان کرد: «من ادعا نمی‌کنم که نظام راستی‌آزمایی بی‌نقص است، اما این بهترین چیزی است که ما می‌توانیم در شرایط فعلی انتظار آن را داشته باشیم.» مدیر کل آژانس با بیان اینکه برجام «توافقی دوجانبه نیست» گفت که واشنگتن قصد ابطال آن را ندارد. آمانو در عین حال گفت که تنش‌های ایجاد شده به وسیله مواردی که در توافق هسته‌ای گنجانده نشده‌اند - مانند برنامه موشکی ایران - می‌تواند اعتمادهای طرفین را تضعیف کند. مدیر کل آژانس بین‌المللی تصریح کرد که عدم انتخاب حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران در انتخابات ماه می از دیگر عواملی است که می‌تواند در اجرای برجام ابهام ایجاد کند. آمانو در پاسخ به سوالی درباره آزمایش موشکی ایران گفت: «هر چیزی که بتواند بر وضعیت (فعلی) تأثیر بگذارد،مشکل‌ساز است. یک مشکل فنی کوچک درباره اجرای برجام می‌تواند به یک موضوع سیاسی بزرگ بدل شود. اعتماد بسیار اندک است.» او تصریح کرد در حالی که آقای روحانی به توافق هسته‌ای بسیار پایبند است، «اگر او (در انتخابات) شکست بخورد، وضع دیگری رقم می‌خورد.» منبع: فارس ]]> بین الملل Thu, 23 Feb 2017 05:27:08 GMT http://zahedaneh.ir/vdcawanm.49nyy15kk4.html مسئله فلسطین مسئله یک سرزمین محدود نیست و مسئله تمام جهان اسلام است http://zahedaneh.ir/vdcizvaw.t1a5z2bcct.html به گزارش زاهدانه به نقل از راه دانا؛ آیت الله صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه با حضور در دومین روز (چهارشنبه) کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین که در محل سالن اجلاس سران در تهران برگزار شد گفت: مسئله فلسطین مسئله یک سرزمین محدود نیست بلکه مسئله تمام جهان اسلام است. وی ادامه داد: امروز فلسطین محکی است برای ارزیابی بسیاری از امور که در دنیا در حال جریان است؛ در واقع محکی است برای ارزیابی ادعاهای حقوق بشری جهان و صدق و عدم صدق در گفتار آنها. رئیس قوه قضائیه با بیان اینکه مسئله فلسطین از 2 منظر قابل رویت است، منظر اول را به آنچه در سرزمین های اشغالی می گذرد مرتبط دانست. آملی لاریجانی خاطرنشان کرد: با یک نگاه عمق‌تر مسئله فلسطین، مسئله تقابل ایدئولوژی‌هاست. در فلسطین مسئله فقط اشغال یک محدوده جغرافیایی خاص در یک مرز محدود نبود. بلکه تقابل دو ایدئولوژی اسلام و رژیم صهیونیستی است که از آن مهمتر پشتیبانی لیبرال دموکراسی غربی و ابزار ساختن صهیونیست برای پیشرفت اهدافشان در منطقه است. وی افزود: شواهد و قرائن زیادی این نگاه را تأیید می‌کند که ما مسئله فلسطین را عمیق‌تر و در همین تقابل ایدئولوژیک ببینیم. یکی از واضح‌ترین شواهد این است که در هیچ کجای دنیا، جهان غرب و مخصوصا آمریکا تا به این مقدار برای سرزمینی هزینه نکردند. رئیس قوه قضائیه اظهار داشت: آن مقدار حمایت مالی، نظامی، سیاسی و رسانه‌ای که غرب برای رژیم صهیونیستی انجام می‌دهد، کاشف از امر بسیار مهمتر از اشغال یک سرزمین کوچک است و کاشف از تقابل ایدئولوژیک است. آملی لاریجانی خاطرنشان کرد: دنیای غرب و به ویژه سنت لیبرال دموکراسی که مدعی بود پایان تاریخ را با لیبرال دموکراسی می‌نگارند و بعد از فروپاشی شوروی، بعضی از نظریه‌پردازان آنها مانند فوکویاما ادعا کرده بود که جهان در پایان تاریخ خود سیطره لیبرال دموکراسی را در همه جا خواهد دید. جنبش اسلامی و اجتماعی مسلمانان را بر عقیده توحید و بر نظام اسلامی و نحوه و سبک زندگی اسلامی را مغایر با ایدئولوژی لیبرال دموکراسی می‌دیدند و از این تقابل به هراس افتاده بودند و لذا می‌بینیم که دفاع از رژیم صهیونیستی را با تمام شدت انجام می‌دهند. وی افزود: نتیجه می‌گیریم که موضوع فلسطین نه مسئله یک نقطه جغرافیایی خاص و اینکه در گوشه و کنار کشورهای اسلامی شنیده می‌شود که مسئله فلسطین یک مسئله در یک کشور یا برخی از کشورها و دلیلی ندارد که این مسئله، مسئله همه باشد، حرف نادرستی است. رئیس دستگاه قضا اظهار داشت: اسلام منادی رحمت است اما این منادی رحمت با این امر منافاتی ندارد که مسلمانان متوجه باشند و نسبت به فریبکاری‌ها و توطئه‌هایی که برای تفرقه بین مسلمانان رخ می‌دهد، بیدار باشند. آملی لاریجانی خاطرنشان کرد: اسلام قدرت اداره کردن جوامع را دارد اما مشروط بر اینکه اجازه دهند و ما باید در این جهت تدبیر کنیم و بحمدالله جمهوری اسلامی الگویی است برای عرضه دین در صاحت اجتماع، سیاست و فرهنگ و امیدواریم که این مسیر در همه کشورهای اسلامی طی شود. وی افزود: مسئله فلسطین محک و میزانی است برای سنجش میزان دعاوی حقوق بشری دنیای غرب. غربی‌ها در دانشگاه‌ها در مکتوباتشان، در سخنرانی‌هایشان و غیره مسئله حقوق بشر را بسیار زیاد مطرح می‌کنند و آن را به عنوان ابزاری علیه کشوری که نپسندند استفاده می‌کنند. رئیس دستگاه قضا اظهار داشت: فجایعی که در فلسطین، از ناحیه رژیم صهیونیستی در حال جریان است و سابقاً هم وجود داشته یک آزمایش بزرگ برای دنیای غرب است. اقداماتی که رژیم صهیونیستی نسبت به فلسطینی‌ها صورت داده از مصادیق قطعی جنایات جنگی است. آملی لاریجانی خاطرنشان کرد: مجامع بین‌المللی که غربی‌ها خود آنها را برپا کرده‌اند، پذیرفته‌اند که اقدامات صهیونیست‌ها جنایت جنگی بوده اما نتیجه چه شد؟ آیا از حمایت دولت‌های غربی و به ویژه آمریکا از رژیم صهیونیستی کاسته شد؟ آیا از تشویق‌های آنها نسبت به این رژیم کودک‌کش کاسته شد؟ که متأسفانه اینطور نیست و ما هر روز شاهد حمایت‌های فزاینده و بیش از پیش دولت‌های غربی و به ویژه آمریکایی‌ها نسبت به این رژیم غاصب و ظالم هستیم. وی افزود: جمهوری اسلامی با نداشتن سلاح‌های هسته‌ای با این عنوان که به دنبال تلاش برای تحصیل است که اتهامی صددرصد کذب بود، متهم شد و مورد تحریم‌های شدید قرار گرفت. اما رژیم صهیونیستی با زرادخانه هسته‌ای و مورد همه جور حمایت سیاسی، نظامی و مالی است و این یک محکی برای سنجش حقوق بشر در دنیای امروز و به ویژه ادعای آمریکایی‌هاست. رئیس دستگاه قضا اظهار داشت: فضاحتی بیش از این برای کشورهای غربی در سر دادن ندای حقوق بشر وجود ندارد که کشوری مرتکب جنایات جنگی شده و تا این حد مورد حمایت قرار گیرد. آملی لاریجانی خاطرنشان کرد: راهی در میان ملل مسلمان وجود ندارد. راه نجات بازگشت به خود است. حمایت کشورهای غربی فریبی بیش نیست. ما نمی‌توانیم هیچ توقع و انتظاری از کشورهای غربی‌ها و به ویژه آمریکایی‌ها داشته باشیم. وی در پایان گفت: آنهایی که برای حل مشکل فلسطین به طرف آمریکایی‌ها و غیرآمریکایی چرخیدند، بدانند که راه اشتباهی را در پیش گرفته‌اند؛ تنها راه، خودباوری است. بازگشت به خویشتن است. بازگشت به راه امن الهی است. انتهای پیام/ ]]> بین الملل Wed, 22 Feb 2017 18:26:56 GMT http://zahedaneh.ir/vdcizvaw.t1a5z2bcct.html خط و نشان الجبیر و لیبرمن در مونیخ برای جمهوری اسلامی/ مادر تروریسم، ایران را متهم به حمایت از تروریسم کرد http://zahedaneh.ir/vdcbzzbs.rhba9piuur.html به گزارش زاهدانه به نقل از مشرق، پنجاه و سومین نشست امنیتی مونیخ که طی روزهای 17 تا 19 فوریه برگزار شد، یک بار دیگر به سندی برای تطابق مواضع منطقه‌ای رژیم صهیونیستی و رژیم آل سعود تبدیل شد، نشستی که در آن نمایندگان تل آویو و ریاض به شدت ایران و سیاست های منطقه ای این کشور در دفاع از محور مقاومت منطقه‌ای  را هدف حمله و انتقاد قرار دادند.  آویگدور لیبرمن، وزیر افراطی رژیم صهیونیستی حتی به این مقدار نیز بسنده نکرده و با حمایت از عربستان مدعی شد که هدف نهایی ایران تضعیف عربستان سعودی در خاورمیانه است. وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بار دیگر تقسیم‌بندی رایج در محافل آمریکایی - صهیونیستی نسبت به کشورهای منطقه را تکرار کرده و خواستار گفتگو با کشورهای عربی برای مقابله با "عناصر تندرو در منطقه" شد. جالب اینجا است که عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان هم در این نشست از ایران "به عنوان بزرگترین کشور حامی تروریسم در جهان" نام برد. این در حالی است که تقریباً تمامی کشورهای منطقه و جهان از اسناد و اطلاعات مربوط به تعامل عربستان با گروه‌های تروریستی و تکفیری اطلاع دارند و تروریست های القاعده، داعش و النصره و ... را برخاسته از تفکرات جمود گرای وهابیت می دانند. حتی دولت دونالد ترامپ نیز تنها برای بهره‌گیری از "گاو شیرده" عربستان است که قانون جاستا مبنی بر متهم کردن عربستان سعودی در حملات تروریستی 11 سپتامبر را عملا متوقف کرده است. این در حالی بود که ترامپ در دوره مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، عربستان را منبع اول حامی تروریسم در جهان خواند، اما بعد از ریاست جمهوری در یک مکالمه تلفنی با پادشاه عربستان در مورد روابط استراتژیک با این کشور توافق کرد.   به همین دلیل الجبیر در نشست مونیخ به صورت تلویحی از انگیزه ریاض برای تعامل با روحیه کاسب کارانه ترامپ خبر داده و گفت: ترامپ تاجر و حلال مشکلات است. او از رئیس جمهور آمریکا به عنوان فردی عمل گرا یاد کرد و گفت که به آینده وی خوشبین است.وزیر خارجه عربستان که کشورش در شرایط کنونی جنگ خانمان برانگیز بر ضد مردم بی‌پناه یمن که فقیر ترین کشور منطقه است، به راه انداخته و با حمایت از گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه و حمایت از رژیم سرکوبگر آل خلیفه در بحرین باعث طولانی تر شدن بحران انسانی در منطقه شده است، رفتارهای منطقه ای ایران را مورد انتقاد قرار داد و مدعی شد که نمی توان ایران را در این رفتارها نادیده گرفت. در همین رابطه "کارل شویتز ویبای” سفیر سابق نروژ در عربستان چند روز پیش گفت که پادشاهی آل سعود نفوذ خارق العاده‌ای در گسترش ایدئولوژی افراطی دارد. یکی از نگرانیها این است که غرب چشمان خود را به روی این واقعیت خطرناک ببندد. شویتز، عربستان را "پادشاهی تروریسم" خواند، چرا که سعودی ها از ثروتهای نفتی برای گسترش وهابیت در سراسر جهان استفاده می‌کند. وی تاکید کرد که نروژ باید با این پدیده مقابله کند.   این دیپلمات نروژی با اشاره به تاکید هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا در نامه الکترونیکی اش مبنی بر- عملیات ارسال پول های مخفی – که در سال ۲۰۱۴ فاش شد، خاطرنشان کرد که بر اساس این اطلاعات و اسناد غربی، عربستان سعودی در حمایت مالی از گروهک تروریستی داعش مشارکت دارد. وزیر خارجه عربستان سعودی که کشورش بدون قانون اساسی اداره می شود و مقامات این کشور در سرکوب اعتراضات مردمی ید طولایی داشته و هیچ محدودیتی برای خود قائل نیستند، گفت که قانون اساسی ایران از صدور انقلاب حمایت می کند، اتفاقا این اظهارات هم‌زمان با ششمین سالروز سرکوب انتفاضه مردمی در شرق عربستان مطرح شد که با مشت آهنین محمد بن نایف وزیر کشور وقت عربستان سعودی متوقف شد و تعداد زیادی از شهروندان تنها به علت اعتراض و انتقاد از سیاست های خاندان حاکم زندانی یا اعدام شدند. شیخ نمر باقر النمر یکی از این افراد بود.  جالب‌ترین بخش سخنان عادل الجبیر آن جایی بود که مشخص شد وی به شدت تحت تاثیر القائات و تحریکات وزیر جنگ رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. او در این راستا گفت: چگونه ما می‌توانیم با ملتی که هدفش نابودی ما است، ارتباط داشته باشیم. تا زمانی که ایران در رفتارش و در اصولی که این کشور بر پایه آن اداره می‌شود، تغییر ندهد. بسیار دشوار است که با چنین کشوری در ارتباط بود.   به نظر می‌رسد تطابق کامل در گفتمان سیاسی ریاض و تل آویو که مدتی است در نشست های سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل به روال شده، در راستای آماده‌سازی برای اقدامات و گزینه‌های بعدی در جهت هماهنگی علنی بین رژیم‌های معتدل عربی و رژیم صهیونیستی دنبال می‌شود. لیبرمن بار دیگر از تریبون کنفرانس امنیتی مونیخ استفاده کرد تا عربستان را پیش از پیش علیه ایران تحریک کند و اسرائیل را به عنوان متحد و پشتیبان عربستان در مقابله با تهدید مشترک نشان دهد. همین اتفاق در اظهارات وزیر خارجه عربستان نیز خود را نشان داد و مشخص شد سعودی ها تا چه اندازه تحت تأثیر القائات صهیونیست ها قرار دارند. مقامات حاکم بر عربستان در حالی مدعی هستند ایران تهدید اول منطقه و جهان به شمار می رود که افکار عمومی جامعه اسلامی ، به درستی رژیم صهیونیستی را عامل اصلی ناامنی و تهدیدات موجود در منطقه توصیف می‌کنند، همین رویکرد است که باعث شده عربستان تاکنون از افشای مناسبات مستقیم امنیتی و سیاسی خود با صهیونیست‌ها خودداری کرده و اعلام این موضوع را به صورت مرحله ای و تدریجی در دستور کار قرار دهد. الجبیر در همین راستا اقدامات رژیم صهیونیستی در سرکوب ملت‌های مسلمان منطقه و ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی در کشورهای عربی را نادیده گرفته و در مواضعی که به نظر می‌رسد تنها برای خشنود کردن مقامات صهیونیستی و دولت جدید آمریکا مطرح شده، ایران را بزرگترین منبع حمایت از تروریسم در منطقه توصیف می کند. عادل الجبیر که دو سال پیش با دستور مستقیم کاخ سفید از سمت سفارت عربستان در آمریکا به وزارت خارجه این کشور رسید و اولین کسی بود که خارج از خاندان حاکم سعودی یکی از پست های مهم وزارتی را در اختیار گرفت، تلاش های ایران برای بهبود مناسبات با ریاض از طریق عمان و کویت را نادیده گرفته و ترجیح داد مواضعش را در این اجلاس همسو با رژیم صهیونیستی قرار دهد تا بتواند توجه آنها را جلب کند.    در همین رابطه خبرگزاری رویترز موضع‌گیری مشترک عربستان و اسرائیل علیه ایران را یک "جبهه متحد" بالقوه نامید که با حمایت ترکیه توأم بوده است. سخنان توامان و کم‌سابقه لیبرمن و الجبیر، تلاشی تازه برای تشکیل جبهه‌ای متحد علیه ایران در هم‌آوایی با سیاست دولت ترامپ ارزیابی شده‌ است. پیش از این، مایک پنس، معاون اول رئیس جمهور آمریکا نیز در  سخنرانی در کنفرانس امنیتی مونیخ، ایران را "اصلی‌ترین کشور حامی تروریسم در جهان و منطقه خاورمیانه" معرفی کرده بود. این اشتراک مواضع نشان دهنده مواضع ائتلاف سه جانبه جدیدی است که برای حل بحران سوریه به نفع سیاست های غربی- عربی تشکیل شده و هدف آن پیشبرد روند تجزیه سوریه است.    در سایه این اتفاقات طبیعی به نظر می‌رسد که الجبیر دعوت ایران برای بازگشت به میز مذاکرات بین کشورهای اسلامی را رد کند، او از طریق همین تریبون که دوست را دشمن و دشمن را دوست جلوه داده بود، گفت که ایران منبع اصلی تروریسم در جهان است و قدرتی است که باعث بی‌ثباتی خاورمیانه می‌شود. ایران اصرار دارد که نظم خاورمیانه را به هم بریزد و تا زمانی که ایران رفتارش را تغییر ندهد، همکاری با چنین دولتی مشکل خواهد بود. یکی از مهمانان ویژه سخنرانی عادل الجبیر در این نشست زیپی لیونی وزیر خارجه و دادگستری سابق رژیم صهیونیستی بود.  در راستای همین همکاری های مخفی بود که تصاویر حضور این مقام صهیونیستی در زمان سخنرانی الجبیر در ردیف اول سالن کنفرانس مونیخ باعث خشم جریان های تندروی صهیونیستی نشد، اما همین جریان ها از جمله حزب افراطی اردوگاه صهیونیستی به لیونی اعتراض کردند که چرا در کنفرانسی که محمد جواد ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان مهمان دعوت شده بود، حضور داشته است و این به معنای مشروعیت دادن به ایران در این کنفرانس امنیتی بوده است.  عکس حضور زیپی لیونی در سخنرانی الجبیربه نظر می‌رسد دوگانه پول و قدرت ارزش‌ها و مبانی حقوق بشر در جامعه بین‌الملل را تغییر داده است. این ابزارها در دنیای امروز تلاش دارد در میان افکار عمومی، ایران به عنوان یکی از جدی ترین حامیان ملت های منطقه در برابر رویکردهای تروریستی را دشمن و دشمن صهیونیستی را دوست توصیف کند. پیش‌ از این نیز در رفتار محافل بین‌المللی شاهد این موضوع بودیم، هنگامی که در پی تهدیدات عربستان به سازمان ملل، یونیسف اسم این کشور را از لیست گروه های کودک کش خارج کرد. در همین راستا در حالی که ماشین کشتار عربستان سعودی این روزها جنایت‌های زیادی را بر ضد مردم بی‌پناه یمن به بار می آورد و همین چند روز پیش بود که بار دیگر با حمله به یک مراسم عزاداری در شهر ارحب تعداد زیادی از زنان و کودکان بی‌پناه را به کام مرگ کشاند، محمد بن نایف بن عبدالعزیز ولیعهد عربستان سعودی از آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا نشان "جرج تنت" را برای " فعالیت‌های اطلاعاتی ویژه در زمینه مبارزه با تروریست و نقش گسترده در زمینه تحقق امنیت و ثبات بین‌المللی" گرفته است. این اتفاقات دیگر برای جامعه جهانی به یک عادت تبدیل شده که گرگ خود را در جامه میش ظاهر می کند و با وجود اینکه همه از پشت پرده اطلاع دارند، این طنز تلخ تاریخ معاصر آنقدر تکرار شده که دیگر حتی کسی به این مدال ها خنده اش هم نمی گیرد. ]]> بین الملل Wed, 22 Feb 2017 06:09:13 GMT http://zahedaneh.ir/vdcbzzbs.rhba9piuur.html جمهوری اسلامی ایران قلب محور مقاومت است/ جنگ در سوریه جنگ با آمریکاست http://zahedaneh.ir/vdca00nm.49nya15kk4.html به گزارش زاهدانه به نقل از راه دانا؛ خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان درباره مسایل مهم منطقه گفت‎وگو انجام دادشه است که به شرح زیر است: خبرنگار - همانطور که مطلع هستید منطقه خاورمیانه در سالهای اخیر شاهد درگیری های بسیاری بوده است آتش جنگ در سوریه، عراق و یمن همچنان شعله ور است، آمریکا و غرب به ویژه انگلیس، مداخلاتشان را در دیگر کشورها ادامه می دهند، تروریست ها نیز با دلارهای نفتی همچنان ادامه حیات داده و مورد حمایت کشورهای غربی و عربی هستند به همین دلیل گفتگو با فردی که در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه بسیار تاثیر گذار است، می تواند گفتگوی مهمی تلقی شود، فردی که آمریکایی ها و رژیم صهیونیستی تهدیداتش را جدی می گیرند، و او کسی نیست جز سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان.  از اینکه دعوت خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را برای انجام این مصاحبه پذیرفتید تشکر می کنم و اگر اجازه بدهید سئوالم را از مسائل منطقه و حزب الله شروع کنم. با توجه به تحولاتی که در منطقه به ویژه در سوریه و یمن اتفاق افتاد ارزیابی شما از اوضاع کلی منطقه چیست و نقش حزب الله را در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه چگونه تعریف می کنید؟ سید حسن نصرالله: اولا به شما خوشامد می گویم، اوضاع در منطقه به سمت تنش پیش می رود و شاهد مواجهاتی در عرصه ها و میدان های مختلف هستیم، جنگ علیه یمن و مردم یمن به مراحل پایانی سال دومش نزدیک شده است، و چنانکه می دانید کشورهای زیادی در این جنگ حضور دارند. یمن در محاصره قرار دارد، بیش از هفده میلیون یمنی در محاصره قرار دارند ، درگیری ها در چندین جبهه ادامه دارد، آمریکایی ها در کنار عربستان و دیگر کشورهای عربی در این جنگ حضور دارند. اسرائیلی ها نیز در این جنگ حضور مستقیم دارند اگر چه این حضور علنی نیست در مقابل شاهد مقاومت اسطوره ای در یمن هستیم. در عراق درگیری ها در اوج قرار دارد. در موصل، در تلعفر و مکان های دیگر جنگ با داعش ادامه دارد. در سوریه با وجود اینکه توافق توقف درگیری ها در برخی مناطق موفق بوده است اما در برخی مناطق هم نقض شده است، با این حال نبرد با داعش یا جبهه النصره و دیگر گروههای مسلح در این کشور ادامه دارد. اسرائیل تهدیداتش علیه مردم و کشورهای منطقه به ویژه علیه جنبش های مقاومت و جمهوری اسلامی ایران را ادامه می دهد. ما با دولت جدیدی در آمریکا مواجه هستیم که با آمدن ترامپ شکل گرفته است. این دولت جهان و منطقه را با مرحله نوینی روبرو کرده است که باید درباره آن کنکاش کرد. در بحرین با وجود بازداشت، زندان، سرکوب، کشتار، اعدام، محاصره و صدور احکام سنگین علیه برادرانمان و در صدر آنها آیت الله شیخ عیسی قاسم، جنبش های مردمی و انتفاضه مردمی در این کشور ششمین سالش را سپری کرد و همچنان ادامه دارد. همچنین تنش هایی را در مناطق مختلف دیگر از لیبی تا سینا و از سینا تا نیجریه شاهد هستیم. در هر حال حزب الله که خود را بخشی از جنبش های مقاومت در رویارویی با طرح آمریکایی صهیونیستی در منطقه می داند و جزئی از محور مقاومت است مسئولیت هایش را به خصوص در لبنان و سوریه، یعنی عرصه هایی که حضور دارد، تا حد توانش می شناسد. ما بخشی از رویارویی با طرحی هستیم که منطقه ما، کشورهای ما و مردم ما را هدف قرار داده است و معتقدم در این زمینه نقش معقول و خوبی ایفا می کنیم.   خبرنگار - جنابعالی نقش حزب الله را در معادلات سیاسی منطقه چگونه تعریف کردید؟ سید حسن نصرالله -حزب الله در داخل لبنان تاثیر آشکاری دارد، در سطح منطقه ای یکی از جنبش های اصلی مقاومت برای رویارویی با اسرائیل و برنامه های صهیونیزم است و به تاکید، این حزب نقش بزرگی بازی می کند . در آغاز سال میلادی دو هزار و هفده، اسرائیلی ها به صورت غیر رسمی ارزیابی های خود درباره اوضاع منطقه و تهدیدات موجود را بیان کردند. آنان امسال حزب الله را به عنوان اولین تهدید یا دشمن اول اسرائیل خوانده اند یعنی ما را در صدر قرار دادند . آنها پیش از این می گفتند حزب الله در کنار جمهوری اسلامی ایران، در کنار جنبش های مقاومت در فلسطین، تهدید راهبردی، تهدید مرکزی یا تهدید مهمی است اما امسال حزب الله را در صدر تهدیدات قرار داده اند. وقتی در برابر طرح صهیونیستی قرار می گیرید به تاکید نقش مهمی در سطح منطقه بازی خواهید کرد. حضور در سوریه حضوری در کنار دولت، ارتش ، مقامات و مردم سوریه و با هدف رویارویی با گروههای تکفیری و تروریستی ای است که در واقع در خدمت طرح آمریکایی اسرائیلی در منطقه هستند. این گروهها از طریق مقابله با مردم سوریه در پی تحقق منافع آمریکا و اسرائیل هستند در نتیجه ما در آنجا حضور داریم و با آنان مقابله می کنیم. در هر مکانی که بتوانیم کمک کنیم عمل می کنیم، ما بر اساس امکاناتمان تصمیم می گیریم و برای خود وظیفه ای بیش از آنچه که در توانمان است قائل نیستیم و حتی در حجمی فراتر از امکانات نیز نمی توان تاثیر گذار بود. به تاکید حضور حزب الله در میادین مختلف و همچنین حضورش در کنار مردم و مقاومت فلسطین موجب می شود تا حزب الله در مرکز معادلات منطقه ای حاضر باشد و این حضور هم تاثیر مناسبی داشته باشد به همین دلیل ما خود را شریک دستاوردها و پیروزی هایی می دانیم که به خواست خدا و به ویژه در ایام اخیر به دست آمده است.   خبرنگار - به نظر می رسد حزب الله در سال های اخیر بیشتر روند تعاملات سیاسی را در پیش گرفته تا اقدامات نظامی، آیا این برداشت درست است؟ سید حسن نصرالله -فعالیت سیاسی یا نظامی مبتنی بر شرایط و تحولاتی است که حاصل می شود. در سال های گذشته ، یعنی قبل از آغاز اتفاقات سوریه و پس از جنگ تموز( جنگ سال 2006 اسرائیل علیه لبنان) یعنی از سال دو هزار و شش تا دو هزار و یازده ما با هیچ طرفی درگیری نظامی نداشتیم البته در برابر دشمن صهیونیستی در وضعیت آمادگی برای مقاومت بودیم، آموزش، تجهیز ، برنامه ریزی، رزمایش ها و حضور در میدان برای مقابله با تهدید همیشگی اسرائیل علیه کشورمان بخشی از این آمادگی ها بود. در این میان نیز فعالیت سیاسی نقش پررنگی داشت چنانچه الان هم اینگونه است. شش سال قبل یا قبل تر از آن، یعنی وقتی حوادث سوریه آغاز شده بود مجبور شدیم وارد سوریه شویم تا از دولت مقاوم در برابر طرحی که به تهدید علیه آنان تبدیل شده بود حمایت کنیم همین امر موجب شد تا فعالیت نظامی در مقایسه با گذشته نقش پررنگ تری داشته باشد. ما همواره فعالیت و پویایی داریم، چه در حوزه جهادی، چه در حوزه سیاسی و چه در بعد اجتماعی، اما برخی از این ابعاد بر اساس شرایط، تهدیدات و اولویت هایی که در هر سال یا در هر مرحله شاهدیم بر ابعاد دیگر مقدم می شود.   خبرنگار- با توجه به تحولاتی که در منطقه رخ داد، چه در صحنه نظامی یا سیاسی، آیا فکر نمی کنید باید ساختار سیاسی و نظامی حزب الله را تغییر دهید؟ سید حسن نصرالله - ما نیاز به تغییر نداریم زیرا همواره در حال توسعه و رشد هستیم. حزب الله در ساختار و مدیریتش از نرمش مناسبی بهره می برد مثلا ما ملزم نیستیم که هر پنج سال یا هر ده سال یک بار در اساس تشکیلاتی، اداری، سیاسی و نظامی خود تجدید نظر کنیم. ما می توانیم این کار را هر ماه، حتی هر هفته و هر مرحله و در زمان رویارو شدن با هر شرایطی انجام دهیم و بر اساس شرایط جدید اساس و پایه مناسب و درست را بررسی نماییم به همین منظور از زمان آغاز شکل گیری حزب الله تا به امروز اساس اداری، تشکیلاتی، سیاسی و نظامی حزب الله به صورت دائمی توسعه یافت و هر بار با میزان امکانات انسانی و مادی و سطح تهدیدات و مسئولیت هایی که بر دوش این حزب است هماهنگ شد. این موضوع از دلایل موفقیت حزب الله است زیرا این حزب همواره این توانایی را دارد که با چالش های جورواجور مقابله نماید زیرا در سطح اداری، رهبری و بنیه تشکیلاتی توانایی هماهنگ شدن را دارد تا بتواند با موفقیتی خوب از خطرات و چالش ها عبور نماید.همچنین در حوزه اندیشه سیاسی، برنامه سیاسی، روش کار و تاکتیک های کاری نیز فضا باز است و هیچ رکودی وجود ندارد.   خبرنگار - آمریکا و رژیم صهیونیستی جنبش حزب الله را یک گروه تروریستی می دانند. پاسخ شما به آنان چیست؟ سید حسن نصرالله - اولا معتقدم شایسته نیست تروریست ها در مقام قضاوت برای ملت ها بنشینند و دیگران را تروریست جلوه دهند. دولت آمریکا درراس تروریست ها در جهان است. اسرائیل به طور کامل رژیمی تروریستی است. رژیمی که کارش، قتل، تجاوز،کشتار و اشغالگری است در نتیجه ما آمریکا و اسرائیل را در مقامی نمی بینیم که شایسته باشند دیگران را تروریست بدانند یا ندانند بلکه این ما هستیم که آنان را تروریست می خوانیم. حزب الله یکی از شریف ترین جنبش های مقاومت در این منطقه است، از سرزمین خود، ملت خود، مقدسات، کرامات ، امنیت، خون و نوامیس ملت خود دفاع می کند، مهم این است که نگاه امت ما به حزب الله چه باشد، دیدگاه آمریکا و اسرائیل در این زمینه اهمیتی ندارد.   خبرنگار - حزب الله در سوریه و در رویارویی با تروریست ها حضوری جدی دارد. چه کسی از شما دعوت کرده در این کشور حاضر باشید و هدف شما از این حضور چیست؟ سید حسن نصرالله - اولا این که کسی ما را دعوت نکرده است، سوریه برای لبنان و لبنان برای سوریه است. اگر چه سوریه و لبنان دو کشور مجزا و مستقلند اما در حوزه امنیتی، امنیت ملی ، روابط مردم، روابط اجتماعی، اقتصاد و سیاست سرنوشت واحد و مشترکی دارند. دوم اینکه از زمان آغاز اتفاقات در سوریه، به دور از آنچه که رسانه ها می گویند، ما به طور کامل تحولات میدانی در این کشور را پیگیری می کردیم، ما هویت واقعی آنانی را که به خیابان ها سرازیر شده و علیه دولت سوریه سلاح به دست گرفته بودند می شناختیم. به سرعت پی بردیم بسیاری از این افراد با گروههای تکفیری که جامعه، مردم و دیگران را کافر می پندارند، خون و ناموس دیگران را مباح می شمرند و به هیچ قانون و اصولی پایبند نیستند، در ارتباطند. از آغاز برای ما روشن بود که هدف از حرکتی که در سوریه آغاز شده است اصلاحات، دموکراسی، انتخابات یا هر آنچه که در رسانه ها مدعی می شدند نیست. هدف براندازی نظام و ارتش سوریه بود زیرا سوریه ستون خیمه مقاومت در منطقه است ، این کشور حامی اساسی و آخرین کشور عربی است که همچنان در محور مقاومت حضور دارد، به مقاومت ایمان دارد و در برابر اسرائیل سر تسلیم فرود نیاورده است. برای ما روشن بود که طرحی که آغاز شده بود طرح آمریکایی- سعودی و در خدمت منافع اسرائیل بود و مباحث پشت پرده زیادی داشت به همین منظور به این نتیجه رسیدیم که وظیفه داریم در این جنگ که جنگی جهانی است از برادرانمان در سوریه حمایت کنیم. در واقع جنگ در سوریه جنگ با گروههای مسلح نیست بلکه جنگ با تعداد زیادی از کشورها و در صدر آنها آمریکا،کشورهای غربی و کشورهای منطقه ای است که از گروههای مسلح در سوریه حمایت مادی و تسلیحاتی کردند، مرزهایشان را باز گذاشتند تا دهها هزار ستیزه جوی تکفیری از تمامی مناطق جهان در سوریه حضور یابند، تحریک تبلیغاتی و مذهبی برای این گروهها انجام دادند، در نتیجه در برابر یک جنگ جهانی واقعی در سوریه قرار داشتیم. به این نتیجه رسیدیم سرنوشت ما با سرنوشت برادرانمان در سوریه مرتبط است، هدف در این بحران، دولت، ارتش و مقامات سوریه است و در واقع پیگیری چنین هدفی یعنی ما نیز در کنار آنان مورد هدف قرار داریم پس باید در دفاع هم نقش مساوی ایفا کنیم. ما با توافق و هماهنگی مقامات و دولت سوریه به صورت تدریجی مداخله کردیم به همین منظور وقتی برخی در بعد حقوقی یا شرعی پیگیر مداخله ما می شوند، می گوییم ما با موافقت دولت سوریه وارد این کشور شده ایم تا با طرح خطرناکی که برای این کشور در نظر گرفته شد، مقابله کنیم. به خواست خدای عز و جل ، پایداری مقامات سوریه، ارتش سوریه، بخش زیادی از مردم سوریه و حمایت هایی که از طرف هم پیمانان سوریه اعم از جمهوری اسلامی ایران و روسیه انجام شد، موثر واقع شد، حضور ما نیز به میزان وزنمان موثر بود البته روسیه از حدود یک و نیم سال قبل در سوریه مداخله نظامی کرد اما قبل از آن حمایت سیاسی و لجستیکی داشت. در هر حال ما این نبرد را وظیفه خود دانستیم و آن را به عنوان دفاع از مقاومت و محور مقاومت دانستیم، اگر سوریه سقوط می کرد تمامی منطقه به دست داعش ، جبهه النصره و گروههای تکفیری می افتاد و این همان چیزی است که دولت آمریکا برای رسیدن به آن داعش را ایجاد کرد چنانچه پیش از این گروه، القاعده را ایجاد کرده بود. همانگونه که بعدها القاعده از تسلط آمریکا خارج شد داعش نیز در حال حاضر از تسلط آمریکا خارج و به تهدیدی برای همگان تبدیل شده است. هر روزی که می گذرد به این نکته که تصمیم و تدبیرمان در این زمنیه درست و در زمان مناسب بوده است، بیشتر پی می بریم.   خبرنگار - با توجه به تحولات میدانی در سوریه و مذاکرات صلحی که در خارج از سوریه برگزار می شود،آینده سوریه را چطورارزیابی می کنید؟ سید حسن نصرالله - نتیجه تمامی تحولات و جانفشانی هایی که در سوریه حاصل شد ما را به این باور می رساند که از مرحله خطرناک یعنی مرحله براندازی نظام و دولت، براندازی رهبران سیاسی و انهدام و انحلال ارتش سوریه گذر کرده ایم در نتیجه سوریه از مرحله بسیار خطرناکی در تاریخ درگیری هایش عبور کرده است. در حال حاضر در سوریه بخش زیادی از شهرها و آبادی ها در تسلط دولت قرار دارد و امنیت در آنها برقرار است و زندگی در این مناطق به روال طبیعی ادامه دارد. درست است که بخش های زیادی از این کشور همچنان در دست داعش است اما بسیاری از این مناطق صحرا و خالی از سکنه هستند. همچنین شاهد تحول در مواضع بین المللی و منطقه ای بودیم، در دیدگاه مردم حتی مردم منطقه نیز تغییراتی ایجاد شده است، دیدگاه و درکشان از اتفافات در سوریه، با آنچه که شش سال پیش بدان واقف بوده اند متفاوت است. اگر بخواهیم اوضاع میدانی را با سال های قبل یا ماههای آغازین حوادث بسنجیم شرایط به مراتب بهتر شده است. به همین منظور می گویم طرحی که مد نظرشان بود از نظر نظامی شکست خورده است و نمی تواند محقق شود. در حال حاضر نیروهای واقعی که بتوانند با گروههای مسلح رویارویی کنند در سوریه حضور دارند. درها بیش از هر زمانی برای حل سیاسی باز شده است اما بر این باور نیستم که در آستانه حل سیاسی بحران قرار داریم، این موضوع نیازمند زمان و همچنین نیازمند تغییر برخی باورهاست زیرا همچنان در منطقه طرف هایی هستند که معتقدند اگر راه حل سیاسی تاخیر بیفتد می توانند دستاوردهای بهتری داشته باشند، اینها اشتباه می کنند زیرا معتقدم این فرصت ها به سود دولت و مقامات در سوریه است .   خبرنگار- بعضی از کشورهایی که از تروریست ها حمایت می کردند در حال حاضر جزئی از پروسه مذاکرات صلح هستند، مثل ترکیه، آیا مشارکت دادن این کشورها در مذاکرات صلح تشویق حامیان تروریست ها نیست؟ سید حسن نصرالله- درست است می توان چنین تعبیری داشت اما واقعیت این است که وقتی به دنبال راه حل سیاسی در سوریه هستید یا در پی تضمین هایی برای توقف درگیری در این کشور هستید باید کشورهای حامی چنین گروههایی را وارد کار کنید و یکی از این کشورها ترکیه است. حضور ترکیه در مذاکرات کمک می کند تا توقف درگیری ها در سوریه، توقفی حقیقی باشد، واقعیت این است که ترکیه سالها از این گروهها و حتی داعش قویا حمایت می کرد اما ما در پی گشودن درهای محاکمه و صدور احکام قضایی در سوریه نیستیم بلکه در پی التیام این زخم بزرگ، پایان دادن به این بحران و بستن این پرونده هستیم حتی اگر این کار به گفتگو و دیدار با کشورهایی نیاز داشته باشد که با تمامی امکانات از این گروههای تروریستی حمایت کردند و همچنان حمایت می کنند.   خبرنگار - قبلا محور مقاومت شامل سوریه، فلسطین، ایران و به نوعی حزب الله بود، اما الان عراق و شاید هم یمن به این محور پیوسته اند، این یعنی گسترش محور مقاومت در منطقه. طبیعی است که کشورهای مخالف این محور احساس نگرانی کنند، پاسخ شما برای رفع نگرانی آنها چیست و عمدتا می خواهید محور مقاومت نماد چه چیزی در منطقه باشد؟ سیدحسن نصرالله - اولا این کشورها، این تشکیلات و یا این نظام هایی که از محور مقاومت هراس دارند هراسشان بدون دلیل است مگر اینکه بخواهند از اسرائیل، طرح صهیونیستی و طرح آمریکا در منطقه دفاع کنند زیرا محور مقاومت هیچ فردی را هدف قرار نمی دهد، موضوع اساسی برای محور مقاومت و تمامی جنبش های مقاومت، قدس و آزادی فلسطین است، اوضاع داخلی دیگر کشورها به ما ارتباطی ندارد، در هر کشوری مردم آن کشور سرنوشت خودشان را مشخص می کنند و برای دولت، نظام و کشورشان تصمیم گیری می کنند اما نکته ای که در این روزها و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال هزار و نهصد وهفتاد و نه میلادی، و از همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، مورد توجه است اینکه کشورهایی مثل عربستان پرچم عداوت با جمهوری اسلامی را بلند کردند، عربستان با شاه و نظام شاه دوستی عمیقی داشت. در واقع مشکل آنها با جنبش های مقاومت و با جمهوری اسلامی و با کشورهایی است که به این محور مرتبطند و کشورهایی خارج از اراده و خارج از طرح آمریکا به شمار می آیند زیرا حاکمان کشورهای مورد نظر خدمتگزاران آمریکا هستند و همین امر مشکل واقعی است و مشکل دیگری در میان نیست . در هر حال ما همواره آنان را به گفتگو، همکاری ، تفاهم، دیدار و مذاکره برای رفع نگرانی ها و تبیین حقایق فراخوانده ایم اما چه کسی درها را برای شکل گرفتن چنین گفتگوهایی بسته است؟ سالهاست جمهوری اسلامی به عنوان محور اساسی در محور مقاومت می گوید حاضر است با عربستان و دیگر کشورهایی که از گسترش محور مقاومت هراس دارند وارد مذاکره شود اما عربستان از این مذاکره طفره می رود زیرا کشور ضعیفی است و منطق و برهانی را با خود ندارد ، زیرا این کشور در پی ایفای نقشی است که دولت آمریکا برایش ترسیم کرده است، به همین منظور معتقدیم منطق و حجتی برای نگرانی هایی که بیان می کنند حتی منطقی برای نگرانی هایشان در یمن وجود ندارد، برادرانمان در انصار الله و دیگر گروههای سیاسی در یمن همواره می گویند برای حل سیاسی و مذاکره با عربستانی که دو سال است علیه این کشور جنگی را آغاز و یمن را ویران کرده است آماده اند. در عراق و سوریه نیز چنین است، همواره بشار اسد از آمادگیش برای گفتگو و رسیدن به راه حل های سیاسی می گوید، ما در پی گفتگو و حل سیاسی در منطقه هستیم اما طرف های دیگر شب و روز برای ویرانگری کشورها، ارتش ها و ملتهایمان تلاش می کنند.   خبرنگار - راهبرد و استراتژی محور مقاومت را چه کسی تعیین می کند و این محور می خواهد به کجا برسد؟ سیدحسن نصرالله - در محور مقاومت دیدارها و مشاوره ها دائمی است، جمهوری اسلامی قلب این محور شمرده می شود و موقعیت مرکزی و حامی اساسی اعضای این محور اعم از کشورها، جنبش ها و مردمانشان است. جمهوری اسلامی و مقامات سوری با هم پیوسته در تماسند. همچنین جنبش های مقاومت با هم، با جمهوری اسلامی و با سوریه در تماسند. در هر حال مبانی فکری در باب مقاومت یکی است، دیدگاه یکی است و این دیدگاه در دهها سال گذشته تقویت شده است ، پیروزی ها و دستاوردها تجربه های بزرگی را به وجود آورده است، همکاری و هماهنگی ها وجود دارد و به همین دلیل است که شاهد انسجام بزرگی در تمامی مراحل محور مقاومت هستیم. این انسجام نتیجه ارتباطات، گفتگوها، تفاهمات و نشات گرفتن تلاش ها از مبانی واحد است. تردیدی نیست که در محور مقاومت امام و رهبرمان آیت الله خامنه ای - که سایه اش مستدام باد - نقش مرکزی و اساسی را دارد و این نکته ای که همه آن را می پذیرند .   خبرنگار - روسیه اکنون هم پیمان محور مقاومت در سوریه است، آیا شما نگران نیستید که این کشور در سوریه با آمریکا معامله کند؟ سیدحسن نصرالله - ما نمی توانیم از نگرانی هایمان بگوییم، تا الان موضع روسیه در تحولات سوریه موضع مناسبی بوده است. در شورای امنیت سازمان ملل متحد بارها از وتو استفاده کرد تا با طرح آمریکا مقابله کند . موضع روسیه با فشار شدید آمریکا ، غرب، عربستان، ترکیه و تعداد زیادی از کشورهای عربی مواجه شد اما این کشور از موضعش عقب ننشست، موضع سیاسی این کشور در سالهای گذشته محکم و ممتاز بود. حضور نظامی این کشور در سوریه که بیش از یک سال ادامه دارد تاثیرات ممتازی در اوضاع میدانی و موازنه قدرت نظامی در این کشور داشت و در دستاوردها و پیروزیها سهم واقعی ایفا کرد. با توجه به رایزنی ها، مشاوره ها و ارتباطات دائمی میان جمهوری اسلامی و روسیه و همچنین مقامات سوریه با روسیه، معتقدم این روند ضمانتی است تا هیچ طرفی به صورت انفرادی به سمت حل سیاسی ای که می تواند نامناسب باشد نرود. در حال حاضر ما نگران نیستیم، از نگاه ما ارتباط میان مقامات روسیه و دولت آمریکا تا زمانی که جمهوری اسلامی و سوریه در جریان این روند قرار دارند عادی و طبیعی است. در هر حال دوست دارم بگویم هیچ کسی نمی تواند راه حل را به دیگری دیکته کند . در سوریه نیز اراده و موضعی سخت و محکم وجود دارد و کسی نمی تواند راه حلی را بر این کشور تحمیل کند که کشور، مردم و مقامات سوریه نمی خواهند. در هر حال در این موضوع نقش سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی،نقش مرکزی و محوری است.   خبرنگار : روسیه در عین حالی که با ایران و سوریه هم پیمان به شمار می رود ارتباطات نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد و رژیم صهیونیستی هم از مخالفان سرسخت محور مقاومت است این تضاد چگونه حل می شود و آیا همکاری روسیه با محور مقاومت با توجه به اینکه ارتباطات نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد خللی در محور مقاومت ایجاد نمی کند؟  سیدحسن نصرالله - در واقع برخی در منطقه در برهه ای از زمان، روسیه را جزئی از محور مقاومت قلمداد کردند اما باید گفت اولا روسیه خود را اینگونه نمی داند ، یعنی روسیه به صورت جدا و محور مقاومت به صورت جدا وجود دارند اما تلاقی بین روسیه و محور مقاومت در برخی عرصه ها و مسائل وجود دارد از جمله سوریه. اما در مناطق دیگر اختلاف وجود دارد به عنوان مثال در یمن. موضع روسیه در خصوص تجاوز آمریکایی سعودی به یمن سازگار یا همراه با موضع محور مقاومت نیست. روسیه به عنوان یک کشور بزرگ روابط و تماسهای گسترده ای دارد از جمله با اسرائیل ، ما در کنار روسیه با اسرائیل مبارزه نمی کنیم ، زمانی که با اسرائیل مبارزه می کنیم به تنهایی این کار را انجام می دهیم اما در سوریه تلاقی و نزدیکی منافع و دیدگاه و موضع مشترک در خصوص حوادث این کشور وجود دارد. بنابراین ارتباط ما در سوریه ضرورتا به معنای ارتباط ما در مناطق دیگر نیست و شاید برعکس این باشد.»      خبرنگار - اقداماتی که داعش و گروههای افراطی در سوریه انجام می دهند عمدتا در جهت اهداف رژیم صهیونیستی است و به نظر می رسد دقیقا این مجموعه گروههای تروریستی ساخته و پرداخته رژیم صهیونیستی هستند ، نظر شما در این خصوص چیست؟  سید حسن نصرالله - در این خصوص باید دقیق باشیم ، مثلا درحال حاضر به مدت یک سال است که در انتخابات آمریکا ترامپ رئیس جمهور کنونی آمریکا در رقابت انتخاباتی همواره می گفت دولت اوباما داعش را ساخت و داعش را به وجود آورد ، اوباما و هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه سابق و دولت آمریکا را به این اقدام متهم  می کرد. ما اظهارات علنی مسئولان آمریکایی را داریم و درخصوص اطلاعات محرمانه صحبت نمی کنیم ، مسئولان نظامی ، ژنرالهای آمریکایی و مسئولان امنیتی بلندپایه و مسئولان سیاسی بلندپایه اعتراف می کنند که دولت آمریکا داعش را برای حمله به مقاومت و جنبشهای مقاومت و محور مقاومت و تهدید حزب الله ساخته است و به خصوص از حزب الله نام می برند. امروز رئیس جمهور اردوغان به خاطر اینکه با داعش اختلاف پیدا کرده است و کمک بهتر آمریکا را در شهر الباب و مناطق دیگر انتظار داشت چند روز و برای چندین بار آشکارا آمریکا را به حمایت از داعش از ابتدا متهم کرد. او یک فرد مطلع و شاهدی از خود آنهاست چرا که از بزرگترین حامیان داعش بود و آقای اردوغان و دولت ترکیه از کسانی بودند که برای داعش تسهیلاتی را فراهم کردند.  درحال حاضر مسئولان بلندپایه در ترکیه می گویند داعش ساخته آمریکا و عربستان سعودی است. همه اطلاعات تایید می کند که آمریکا و عربستان سعودی داعش را به وجود آورده اند.  آمریکا با این طرح موافقت و تسهیلاتی فراهم کرد و به گروهی از کشورها موافقت خود را برای ارائه کمک در این خصوص ابلاغ کرد. طرح و حامی مالی و تدارکاتی و فرماندهان بلندپایه همه از عربستان سعودی هستند و این کشور حمایت مالی را ارائه  و دهها هزار نفر را روانه کرد. کشورهای غربی و ترکیه نیز امکان آن را فراهم کردند. در اینجا آنچه داعش انجام می دهد  و آنچه آمریکا و عربستان سعودی در واقع می خواهند در جهت منافع اسرائیل است.  در ابتدا ما نمی گوییم که اسرائیل آمد و داعش را به وجود آورد. کسی که داعش را ایجاد کرد ارباب اسرائیل یعنی آمریکا بود. کسی که داعش را به وجود آورد کسی است که دهها سال در جهت منافع اسرائیل فعالیت کرده  و آن رژیم سعودی است. داعش و غیر داعش یعنی جبهه النصره و دیگر گروههای مسلح روانه میدان شدند اما درحال حاضر اسرائیل چندین سال است که مجروحان گروههای مسلح را در بیمارستانهای خود می پذیرد. درحال حاضر در درعا درگیری وجود دارد و همه مجروحان آنها به فلسطین اشغالی و بیمارستانهای اسرائیل منتقل می شوند. اسرائیل به آنها سلاح ، مهمات و اطلاعات می دهد و در برخی موارد نیز نیروی هوایی خود را برای کمک به گروههای مسلح در مقابله با ارتش سوریه به صورت علنی روانه میدان می کند ، این اقدام به صورت علنی صورت می گیرد و در شبکه های تلویزیونی پخش می شود. بنابراین بله ، همه مدارک و اطلاعات و اعترافات تایید و تاکید می کند که گروههای تکفیری در سوریه ارتباطات واقعی دارند و شکل دهنده اصلی آن آمریکا و عربستان سعودی است و کمکهای آشکاری از اسرائیل دریافت می کنند بلکه در هفته های گذشته به سطحی رسیده است که سران موسوم به معارضان سوریه به فلسطین اشغالی رفتند و سخنرانی  و در نشستهای اسرائیلی شرکت کردند و حتی آمادگی دارند در مقابل خدماتی که اسرائیل به این گروههای مسلح در سوریه ارائه می کند از سرزمین جولان چشم پوشی کنند. این از مسائل واضحی است که تردیدی در آن وجود ندارد و ما معتقدیم هر روز بیش از پیش اسناد و مدارکی که این مسئله را تایید می کند رو می شود.»     خبرنگار - در حال حاضر کشورهای غربی و ترکیه تلاش می کنند در شمال سوریه منطقه امن هوایی ایجاد کنند فکر می کنید هدف آنها چیست؟  سید حسن نصرالله - حمایت از گروههای مسلح ، تامین پوشش هوایی برای گروههای مسلح تا منطقه امنی برای اردوگاهها ، آموزش نیروهای خود ، تمرینها و نیروهای خود داشته باشند تا حملات خود را از آنجا به مناطق دولت سوریه آغاز کنند. ادعای اینکه منطقه امن با هدف حمایت از غیرنظامیان سوریه ایجاد می شود ادعایی دروغین است و ما تجربه مناطق امن را در بسیاری از کشورهای جهان شاهد بودیم و نتایج آن فاجعه بار بود و تنشها و خشونتها را تشدید کرد و به هیچ وجه آنها را کاهش نداد.»     خبرنگار - شنیده شده است که آمریکاییها قصد دارند در سوریه نیروی زمینی وارد کنند فکر می کنید  که این اقدام چه تاثیری در معادلات نظامی سوریه می تواند داشته باشد؟  سیدحسن نصرالله - تردیدی وجود ندارد که این کار  بر شدت درگیریها در داخل سوریه خواهد افزود. این اقدام پیچیدگی بیشتری به سوریه وارد خواهد کرد و اوضاع بیش از پیش پیچیده خواهد شد. برای من هنوز روشن نشده است که آیا این مسئله جدی است یا نه؟ در هر حال ترامپ پس از همه اظهاراتی که درباره داعش بیان کرد به چیزی نیاز دارد تا صداقت خود را در مقابله با داعش ثابت کند و شاید این دلیل این اقدام باشد. در سالهای گذشته به اصطلاح ائتلاف کشورهایی که آمریکا فرماندهی آن را برعهده دارد هیچ اقدام واقعی و جدی درمقابله با داعش به ویژه در سوریه انجام نداده است چه در خصوص حملات هوایی و چه در درگیریهای میدانی یا حمایت از گروههایی که با داعش می جنگند. اما آوردن نیروهای آمریکایی به سوریه شاید برای این باشد که می خواهند نشان دهند ما با داعش مبارزه می کنیم و تقریبا به فیلمهای هالیوودی آمریکا شباهت دارد زمانی که پلیس دیر به صحنه می رسد تا پیروزی را به نام خود ثبت کند. درحال حاضر گروههای تکفیری در سوریه در دور شکست قرار دارند و آمریکاییها می خواهند پس از آنکه سالهای طولانی از این گروهها حمایت کردند در پیروزی برابر این گروهها شریک باشند. اما پس از شکست داعش و جبهه النصره ، حضور نیروهای آمریکایی در خاک سوریه خطرناکی و پیچیدگی اوضاع را بیشتر خواهد کرد چرا که ما مشخصا نمی دانیم که روند سیاسی که دولت آمریکا در مرحله آینده در خصوص سوریه انتخاب خواهد کرد چیست.»    خبرنگار - رژیم صهیونیستی گفته است که اگر آتش بس در سوریه برقرار شود حزب الله مجددا تهدیدی برای این رژیم خواهد بود ، شما برای اسرائیل تهدید هستید؟  سیدحسن نصرالله - این سوال به اصلاح نیاز دارد. معمولا می دانید که اسرائیلیها همواره می گویند ایران تهدیدی برای اسرائیل است. حزب الله تهدید است ، جنبشهای مقاومت اسلامی فلسطین از جمله حماس و جهاد و دیگر گروههای فلسطینی تهدیدی برای اسرائیل هستند.  درست این است که بگوییم اسرائیل تهدید است. اسرائیل تهدیدی برای مردم فلسطین ،  لبنان ،  سوریه ،  ایران و  همه کشورها و ملتهای منطقه  و تهدیدی برای امنیت و صلح در منطقه است ، اسرائیل تهدید است و ما با این تهدید مقابله می کنیم.  ما برابر این تهدید ایستاده ایم. درست این است که بگوییم حزب الله یکی از نیروهای جدی و واقعی است که به طور جدی و شجاعانه برابر تهدید اسرائیل ایستاده است و به آن افتخار می کنیم.»    خبرنگار - شما هنوز اسرائیل را تهدید جدی و دشمن جدی مردم مسلمان می دانید ، چرا؟  سیدحسن نصرالله- برای اینکه اسرائیل اولا همچنان سرزمین فلسطین و قدس را اشغال کرده است ، همچنان بر مقدسات اسلامی و مسیحی سیطره دارد ، همچنان روزانه به مردم فلسطین حمله می کند. اصل وجود دولت اسرائیل و رژیم اسرائیل با همه معیارها و شاخصهای عقلی ، قانونی ، دینی ، حقوقی و تاریخی و اخلاقی ، موجودیتی تروریستی و غیرقانونی است. برای اینکه برابر یک تروریسم قرار داریم که به اقدامات تروریستی دست می زند و بر اساس اشغال سرزمین دیگران و غصب داراییهای دیگران ایجاد شده است و به کشتار اقدام می کند ، کاری که داعش درحال حاضر انجام می دهد ادامه اقدامات صهیونیستها است که قبل و بعد از سال 1948 مرتکب شدند. بنابراین زمانی که جهان به این اجماع می رسد که باید با تروریسم مبارزه کند و به شکل قاطع برابر تروریستها بایستد مهمترین مصداق تروریسم و دولت تروریستی در حال حاضر آن چیزی است که دولت اسرائیل نامیده می شود و رژیم صهیونیستی است.»    خبرنگار - اگر رژیم صهیونیستی مشکلات خود را با فلسطین حل کند آیا هنوز هم از نظر شما به عنوان دشمن تلقی می شود؟  سیدحسن نصرالله - این مسئله واقعیت و ماهیت آن را تغییر نمی دهد و تروریستی ، غاصب و اشغالگر مقدسات باقی می ماند. این سوال یک فرضیه بسیار دور از دسترس به شمار می رود. درحال حاضر پس از سفر نتانیاهو به واشنگتن و دیدارش با ترامپ ، حتی یکی از اصولی که روند مذاکراتی و سیاسی بر آن استوار بود و آن پیدا کردن راهی برای تشکیل دو کشور بود از بین رفت و به طور کلی کنار گذاشته شد. بنابراین ، این فرضیه یک احتمال بسیار بعید و دور از دسترس است. من معتقدم بیشتر مردم فلسطین نمی توانند بپذیرند که روزی بیاید که تسلیم اسرائیل شوند و یا اسرائیل و اقداماتی را که انجام می دهد شامل اشغالگری و سیطره آن را به رسمیت بشناسند ، این به هیچ وجه مطرح نخواهد بود.»     خبرنگار -  بحث رد شدن تشکیل دو کشور را مطرح کردید که این روزها مطرح است ، فکر می کنید طرح این مسئله یعنی این همه در طی چند دهه گذشته مذاکرات به اصطلاح صلح برگزار شد که دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی را قبول کنند و الان این طرح رد شده است فکر می کنید این مسئله چه تاثیری بر معادلات فلسطین می گذارد؟  سیدحسن نصرالله- این مسئله آثار مهمی بر اوضاع فلسطین خواهد داشت. اولا باید بگوییم در منطق اسرائیل به هیچ وجه طرح دو کشور وجود نداشته است ، به هیچ وجه. اسرائیلیها دو دسته هستند. دسته اول مخالفت خود را با طرح تشکیل دو کشور اظهار  و آشکارا بیان می کنند از جمله نتانیاهو و حزب لیکود و معمولا راستگراهای اسرائیلی. دسته دیگر می گویند کشوری فلسطینی را می پذیرند اما این را از روی نفاق می گویند تا وقت کشی کنند و زمانی که می گویید بسیار خوب ، کشور فلسطینی که آن را می پذیرید چگونه است؟ درباره کشور پراکنده فلسطینی سخن می گویند که هیچ وحدت جغرافیایی ندارد ، مرز ندارد ، بندر ، فرودگاه و حاکمیت هوایی ، دریایی و حاکمیت بر مرز خود را ندارد ، یعنی اصلا کشور نیست. در واقع زمانی که می گویند کشور فلسطینی را می پذیرند و در مذاکرات می گویند به فلسطینیها یک کشور فلسطینی می دهند ، به فلسطینیها و جهان دروغ می گویند و آنها را مسخره کرده اند. من معتقدم از مهمترین نتایج کنار گذاشتن گزینه تشکیل دو کشور این است که بازی دروغین و نفاق اسرائیلیها برابر فلسطینیها به پایان رسید و همچنین بازی نیرنگ و فریبکاری بعضی از نظامهای رسمی عربی به پایان رسید. طبعا آنها به دروغ تشکیل دو کشور نیاز داشتند تا فلسطینیها را مرحله به مرحله جلو ببرند ، یعنی فلسطینیها باید از سرزمینهای اشغالی 1948 صرف نظر کنند تا به آنها بگویند به شما کشوری در مرزهای سال 1967 می دهیم. پس از آن به سرزمینهای سال 1967 می آییم و به آنها می گوییم قدس جزء این راه حل نیست و بخشهای فلان در کرانه باختری جزء این راه حل نیست ، مرزهای اردن همانطور که نتانیاهو در نشست خبری گفت جزء این راه حل نیست ، پس دیگر چی باقی می ماند؟آنها را مرحله به مرحله پیش بردند و در نهایت به هدف نهایی رسیدند. من می گویم از سالها پیش و از همان ابتدای معاهده اسلو ، آنچه اسرائیل و آمریکا پذیرفتند این است که غزه را به فلسطینیها بدهند چرا که باری بر دوش اسرائیل است و خودشان این را گفته اند و امیدوارند از شر آن خلاص شوند. شیمون پرز گفته بود من امیدوارم روزی نجات پیدا کنیم و در اخبار بشنویم که غزه در دریا غرق شده است ، یعنی تا این حد از غزه بدشان می آید و حاضرند از آن خلاص شوند. کرانه باختری را تکه تکه  و بر آن سیطره پیدا می کنند و حداکثر چیزی که می خواهند خودمختاری اداری محدود برای فلسطینیها در کرانه باختری است اما نه اینکه کشور فلسطینی وجود داشته باشد. این مسئله فلسطینیها را برابر گزینه ها و مسیرهای روشن قرار می دهد ، دیگر چه راهی برابر فلسطینیها باقی می ماند؟ تنها مسیر مقاومت و گزینه مقاومت و بازگشت به محور مقاومت برابر کسانی که از آن دور بودند یا در آن تردید داشتند به عنوان تضمین کننده واقعی حق مردم فلسطین باقی می ماند و کسانی که در رژیمهای عربی سالها به مردم فلسطین دروغ گفتند آنها را به این مرحله رساندند.  من شخصا معتقدم اعلام کنار گذاشته شدن راه حل تشکیل دو کشور ، نکته ای مثبت به شمار می رود به این معنا که به مراحل نفاق پایان داد و همه ما و مردم فلسطین را برابر راه و گزینه روشنی که باید انتخاب کنیم قرار داد.»   خبرنگار - اصولا نگاه شما به مسئله فلسطین بیشتر سیاسی است یا ایدئولوژیک؟  سیدحسن نصرالله - نه ، موضع ما موضعی عقیدتی ، دینی ، شرعی ، حقوقی ، عقلی ، اخلاقی و پس از آن سیاسی است چرا که فلسطین از رود تا دریا ، سرزمینی برای مردم فلسطین است و مقدسات موجود در آن مقدسات همه مسلمانان و همه مسیحیان است. بنابراین زمانی که گروههایی که از سراسر جهان جمع شده اند از لهستان ، آلمان ، فرانسه ، آرژانتین ، برزیل ، آمریکا ، کانادا ، روسیه ، و اتیوپی می آیند تا سرزمین دیگران را اشغال کنند ، باطل با گذشت زمان به حق تبدیل نمی شود ، یعنی اگر شخصی با زور سلاح بیاید و به خانه شما حمله کند و سرزمین شما را بگیرد و شما را از خانه خودتان بیرون کند پس از 50 سال یا 100 سال آیا خانه شما ملک او می شود یا ملک شما باقی می ماند؟ ادیان آسمانی ، منطق ، قانون ، شرع و اخلاق می گوید خانه شما هنوز ملک شما است و این حق شماست که هر زمان آن را پس بگیرید. بنابراین موضع ما در واقع موضعی عقیدتی ، دینی ، حقوقی ، قانونی و اخلاقی است و موضعی سیاسی نیست.»     خبرنگار - اگر موضع اعتقادی شما اولویت دارد باید در مقابل تمام مسلمانها برابر باشد مثلا مسلمانانی که الان در برمه هستند تحت فشار بوداییها هستند چرا به آنها کمک نمی کنید؟  سیدحسن نصرالله - ما موضع رسانه ای و موضع سیاسی مناسب اتخاذ می کنیم اما شما می دانید که در محدوده عملی ، انسان بر اساس توان و امکانات خود مکلف است ، طبیعتا مسئله فلسطین برای ما متفاوت است چرا که ما در لبنان هستیم ، اگر ما از مسلمانان برمه یا بنگلادش یا مسلمانان مالزی یا کشورهای اطراف برمه بودیم دشمنی کاملا متفاوت داشتیم.  اما ما بسیار دور هستیم و یک کشور نیستیم و نفوذ و توان فشار مناسب را نداریم ، علاوه بر این مسائل زیادی در جهان اسلام وجود دارد اما ما بر اساس توانمندیها و حضور جغرافیایی خودمان می توانیم تاثیرگذار باشیم. در اینجا فلسطین با دیگر نقاط تفاوت دارد چرا که ما در واقع در مرز هستیم در مرز فلسطین و همسایگی آن هستیم و مسئولیت ما متفاوت می شود.»    خبرنگار - شنیده شده است که رژیم صهیونیستی قصد دارد مجددا جنگ دیگری را علیه لبنان آغاز کند ، شنیدن این خبر برای شما نگران کننده نیست؟   سیدحسن نصرالله - نه ما همواره در این فضا قرار داریم ، از زمان تشکیل رژیم صهیونیستی در سال 1948 لبنان همواره در دایره خطر و تهدید قرار داشته است و اسرائیل از سال 1948 هر ماه و هر سال و در هر دو سال لبنان را به جنگ تهدید کرده است. آنچه درحال حاضر تفاوت کرده  این است که در گذشته لبنان می ترسید و اسرائیل بود که تهدید می کرد اما درحال حاضر اوضاع فرق کرده است ، امروز همانگونه که لبنانیها از جنگ می ترسند اسرائیلیها نیز از جنگ می ترسند ، دیگر جنگ به گونه ای نیست که یک طرف مشخص بر آن کنترل داشته باشد. پیروزیهای مقاومت پیش از سال دو هزار ، پیروزی مقاومت در سال 2000 ، رویارویی بزرگ و پیروزی تاریخی در سال 2006 و توسعه توانمندیهای مقاومت نوعی توازن بازدارندگی ، توازن ترس ، توازن وحشت بین مقاومت و بین اسرائیل به وجود آورده است و در لبنان توازنی از طریق معادله ای که ما می گوییم ارتش ، مردم و مقاومت ایجاد کرده است. امروز لبنان از عوامل اساسی برخوردار است که در دهه های گذشته از آن برخوردار نبوده است. در نتیجه این مسئله ما را در وضعیتی اطمینان بخش قرار می دهد که اسرائیل پیش از آنکه جرات کند و تصمیم جنگ را بگیرد باید هزاران و بلکه میلیونها مسئله را مدنظر قرار دهد. و اگر تصمیم به جنگ بگیرد با رویارویی بزرگی روبرو می شود و چیزی بزرگتر از آنچه در جنگ تموز (ژوئیه) رخ داد به وقوع خواهد پیوست. من معتقدم انشاء الله پیروزی بعدی در هر جنگی که دشمن اسرائیلی به لبنان تحمیل کند بسیار بزرگتر از پیروزی جنگ ژوئیه (33 روزه) خواهد بود. ما نگران نیستیم ما همواره آماده ایم و آمادگی داریم و از اسرائیل نمی ترسیم و اسرائیل ما را نگران نمی کند و نمی ترساند ، ما مدتها پیش از این مرحله عبور کرده ایم ، در حال حاضر ما آنها را می ترسانیم و نگران می کنیم. ما هستیم که آنها را به وحشت انداخته ایم. همیشه لبنان به شورای امنیت شکایت می کرد اما درحال حاضر اسرائیل بر ضد لبنان به شورای امنیت سازمان ملل متحد شکایت می کند. در هر حال ما برای هر تهدیدی که کشورما با آن مواجه شود آمادگی داریم.»     خبرنگار - اعلام کردید که اگر اسرائیل بار دیگر به لبنان حمله کند شما خطوط قرمزی برای مقابله به مثل نخواهید داشت ، این به چه معناست؟  سیدحسن نصرالله - یعنی ما در جنگ سابق به خطوط قرمز پایبند بودیم یعنی به عنوان مثال زمانی که شهرهای ما و غیرنظامیان ما را بمباران و ساختمانها را تخریب می کردند ما از اینکه مکانی مشخص را در حیفا که مخزن آمونیاک نامیده می شود هدف قرار دهیم ، خودداری کردیم و به این اقدام متوسل نشدیم و هر زمان که می خواستیم می توانستیم این کار را انجام دهیم.  اماکن متعددی در فلسطین اشغالی وجود دارد که می تواند پیامدهای فاجعه باری برای رژیم اسرائیل داشته باشد ، بر دولت اسرائیل ، بر ارتش ، بر اسرائیلیها و بر شهرک نشینان ، اما از هدف قرار دادن آن خودداری کردیم.  ما به دنبال جنگ نیستیم و می گوییم ما در وضعیت دفاعی قرار داریم اما اگر بخواهند این جنگ را به لبنان تحمیل  و به لبنان تجاوز کنند و می بینید که هر روز می گویند که زیربناها  و شهرها و روستاها را ویران می کنیم یعنی همانگونه که تهدید می کنند کشتار و جنایات بزرگی بر ضد مردم لبنان مرتکب می شوند ، در این صورت ما به هیچ خط قرمزی پایبند نخواهیم بود نه در مورد آمونیاک در حیفا و نه حتی در خصوص رئاکتور هسته ای دیمونا در صحرای نقب. هر هدفی داخل فلسطین اشغالی می تواند رژیم اسرائیل را به خاک سیاه بنشاند.»     خبرنگار - آیا شما واقعا به دیمونا حمله خواهید کرد؟  سیدحسن نصرالله- ما آماده ایم این کار را انجام دهیم و شجاعت انجام آن را داریم و اگر برای مقابله با دشمن در هر جنگی در آینده نیاز به انجام این کارداشته باشیم آن را انجام خواهیم داد.»    خبرنگار - آیا شما سلاح جدیدی به دست آورده اید که اینقدر با اعتماد به نفس اسرائیل را تهدید می کنید؟  سیدحسن نصرالله -  این از سوالات، رسانه ای نیست ، یعنی معمولا درست نیست که به این نوع سوالات پاسخ بدهیم و بگوییم سلاح جدید یا قدیمی داریم. اما اسرائیلیها به خوبی می دانند در صورتی که به کشور ما حمله کنند ما توانمندی اجرای آنچه را که می گوییم ، داریم و می دانند مقاومت در این خصوص کاملا صادق است.»    خبرنگار - به نظر می رسد  که با روی کار آمدن ترامپ به نوعی نتانیاهو هم جان گرفته و تلاش می کند جنگی را به منطقه تحمیل کند ، ارزیابی شما از رفتار نتانیاهو و ترامپ در مقابل مسائل منطقه چیست؟  سیدحسن نصرالله - آیا نتانیاهو می خواهد منطقه را به جنگی جدید بکشاند یا نه ، این مسئله به بحث نیاز دارد. چرا که اسرائیل مشکلی در ورود به جنگ جدید دارد یعنی شرایط گذشته را ندارد.  بله نتانیاهو امیدوار است از دولت جدید آمریکا برای ایجاد ائتلافی با برخی از کشورهای عربی موسوم به میانه رو ایجاد  و آمریکا را بر ضد ایران و حزب الله و جنبشهای مقاومت تحریک کند. آمریکا را تحریک کند که بیش از پیش کشورهای متخاصم با ایران را تشویق کند. یعنی اگر به دنبال جنگ است می خواهد این جنگ بین دیگران باشد ، با کشورهای عربی و آمریکاییها باشد. اما اسرائیل به خودی خود نمی تواند پیامدهای هر جنگی را تحمل کند.»    خبرنگار - همانطور که مطلع هستید پدیده جدیدی به نام ترامپ در آمریکا روی کار آمده و ارتباطات نزدیکی با نتانیاهو دارد ، ارزیابی شما از شخصیت ترامپ چیست؟  سیدحسن نصرالله- او تاکنون شخصیت روشنی نداشته است ، بر اساس آنچه خواندم و پیگیری کردم به ویژه در خصوص فیلمی که به رینگ بوکس مربوط است دیدم ، معتقدم این شخصیت را نشان می دهد که شاید هر اقدام غیرمنتظره ای انجام دهد  و به معنای واقعی شخصیتی نامتوازن دارد. و او تاجر است یعنی می خرد و می فروشد ، از اصول یا ارزشها صحبت نمی کند و حتی به قانون پایبند نیست یعنی رئیس جمهوری است که آمادگی دارد با قوانین آمریکایی علاوه بر قوانین بین المللی نیز مخالفت کند.  در نتیجه برابر شخصیتی قرار داریم که شاید هر کاری انجام دهد و شاید هیچ کاری انجام ندهد. شاید تنها بلندگویی باشد که فریاد می زند و تهدید می کند و هیچ کاری انجام نمی دهد و شاید هر کاری انجام دهد. یعنی ما درحال حاضر برابر الگویی ناآرام قرار داریم و این اضطراب و نا آرامی را می توانیم در خود دولت آمریکا ببینیم. یعنی او چیزی می گوید چرا که اصرار دارد شخصا از طریق توییتر در ارتباط باشد اما وزیر امور خارجه او چیز دیگری می گوید و وزیر دفاع او چیز متفاوتی می گوید. او به دنبال مشاور امنیت ملی می گردد و آنها از او فرار می کنند چرا که کار کردن با این شخصیت برای مسئولان درجه اول دولت آمریکا دشوار خواهد بود.  او همواره از پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) سخن می گوید و آن را شکست خورده و چنین و چنان می خواند پس از آن معاون رئیس جمهور مجبور می شود به مونیخ برود و وزیر دفاع مجبور می شود اظهارات متعددی بیان کنند تا به کشورهای عضو ناتو اطمینان دهند. در نتیجه ما تا این لحظه برابر دولتی متشنج قرار داشته ایم که مواضعی بر خلاف قانون اتخاذ و از آن عقب نشینی کرده  و تا این لحظه هیچ کسی نتوانسته است تصویری روشن از آینده آمریکا و آینده منطقه در سایه دولت ترامپ ترسیم کند. اما به طور کلی می توانم بگویم با وجود این دولت نا منضبط که ساختار آن تا این لحظه به خوبی مشخص نیست ، تنش داخلی در آمریکا و در عرصه بین المللی را شاهد خواهیم بود.»     خبرنگار - یک بار آمریکاییها پیغام آورده بودند برای شما و از شما خواسته بودند که اگر جهت سلاحتان را از سمت رژیم صهیونیستی به طرف دیگری متمایل کنید به شما امکانات سیاسی و نظامی زیادی در منطقه خواهند داد و شما رد کردید ، چه کسی این پیغام را آورده بود؟  سیدحسن نصرالله - این در سال 2000 و 2001 یعنی پس از آزادسازی جنوب لبنان و پیروزی لبنان رخ داد و همچنین در ابتدای انتفاضه بزرگی بود که در سرزمینهای اشغالی فلسطین آغاز شده بود.  آنها می خواستند ما را از مردم فلسطین و انتفاضه فلسطین دور کنند و به ما این چیزها را پیشنهاد کردند و پیام از طرف دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا بود و شخصی آمریکایی که اصالتی لبنانی داشت و در آمریکا فعالیت می کرد و در آن زمان به گروه دیک چنی وابسته بود آن را منتقل کرد اما نمی توانم نام او را اعلام کنم. طبعا ما آن را به طور کامل رد کردیم و گفتیم مسئله حمایت از مردم فلسطین از نظر ما یک وظیفه است و وسوسه ها و پیشنهادهای سیاسی و مالی هر چه که باشد نمی توانیم از این وظیفه صرف نظر کنیم و همچنین اسرائیل دشمنی است که مقدسات و سرزمین و کشور ما را اشغال  و به کل منطقه تجاوز کرده است و نمی توانیم با دشمنی که هر روز به تجاوزات خود ادامه می دهد صلح  کنیم.»    خبرنگار - شما برای رد و بدل کردن پیامها یا تهدیدات تان با آمریکاییها کانالی برای ارتباط دارید؟  سیدحسن نصرالله - ما کانال ارتباطی نداریم ، نه ، ما چیزی به آنها نمی رسانیم و از آنها چیزی نمی خواهیم اما آنها اگر بخواهند پیامی به ما برسانند شخصیتهای سیاسی و رسانه ای لبنانی یا عربی یا خارجی وجود دارد که با ما ارتباط دارند و دوست ما هستند و آنها از این نوع شخصیتها یا دوستان برای رساندن پیام خود به ما استفاده  و از همین طریق پاسخ مناسب را دریافت می کنند.»    خبرنگار - برگردیم به مسئله فلسطین ، رابطه شما با تشکیلات خودگردان و گروههای فلسطینی چطور است؟   سیدحسن نصرالله- ما با همه گروهها و جنبشها و احزاب فلسطینی رابطه داریم ، طبعا این رابطه با همه آنها در یک سطح نیست اما با هیچ کس حتی با طرفی که با او در خصوص رویکرد و مسیر سیاسی اختلاف داریم قطع رابطه نکردیم و به شدت تمایل داریم روابطمان با همه در جهت منافع فلسطینی خوب باشد.»   خبرنگار - قرار است  کنفرانسی تحت عنوان کنفرانس فلسطین در تهران برگزار شود. فکر می کنید که برگزاری این گونه کنفرانس ها تا چه حد می تواند مسیر مبارزه مردم فلسطین را اصلاح یا آن را تقویت کند. سیدحسن نصرالله - طبعاً برگزاری این کنفرانس در تهران، به ویژه در شرایط کنونی، [اهمیت بسیاری دارد] باید موضوعاتی را مد نظر داشت که شامل روی کار آمدن ترامپ در امریکا و  تحولات فلسطین و بن بست به وجود آمده در مذاکرات و تحولات جاری در منطقه و رها کردن فلسطین ازجانب اکثر کشورهای عربی و اسلامی و فراموشی فلسطین در سطح جهان است. این موضوع حقیقت دارد که فلسطین در سطح جهان رها شده است. هیچ کس در جهان اقدامی برای فلسطین نمی کند. دولت دشمن [رژیم صهیونیستی] هر روز مشغول کشتار و دستگیری و ویرانگری خانه ها و یهودی سازی قدس و یهودی سازی کرانه باختری و تخریب کل اراضی و تخریب مزارع و کشتزارهای فلسطینی ها و کوچاندن آنها از اراضی فلسطین به اماکن دیگر جهان است و جهان در سکوت به سر می برد و حتی یک کلمه سخن نمی گوید. در چنین فضایی برخی کشورهای عربی حتی حاضرند با اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران و ملت های خودشان متحد شوند بنابراین طبیعی است که فلسطین رها شده است. آنها فلسطین را فروخته اند. در این فضای مأیوس کننده و بد و دشوار و به معنای واقعی کلمه، فاجعه بار، جمهوری اسلامی ایران آمده است تا در تهران کنفرانسی برای حمایت از فلسطین و ملت فلسطین و انتفاضه برگزار کند. مهم ترین نتیجه و پیام این اقدام برای ملت فلسطین آن است که شما تنها نشده اید و کشور مهمی در منطقه و قدرتی بزرگ در منطقه به نام جمهوری اسلامی ایران به رغم تحریم ها و فشارها و تهدیدها و خصوصاً رویدادهای اخیر [از شما حمایت می کند]. جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه فلسطین  را رها نکرده و نخواهد کرد. افزون بر کسانی که از کشورها و دولت ها و احزاب و افراد عادی که به این کنفرانس خواهند آمد، [نفس] برگزاری این کنفرانس، پوشش عظیم و بزرگ معنوی و سیاسی و روانی از فلسطین و ملت فلسطین خواهد بود و این موضوع مهم ترین نیاز آنها در این روزهاست که احساس می کنند جهان آنها را تنها گذاشته و به آنها خیانت شده است. هر مقاومت یا ملتی نیاز به نوعی پشتیبانی مداوم، گرچه این پشتیبانی روانی و معنوی و سیاسی باشد، نیاز دارد تا برای مقاومت و پایداری امید داشته باشد.   خبرنگار - مقاوم معظم رهبری فرمودند که در آینده ای نه چندان دور ساختارهای سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی از هم خواهد پاشید و این رژیم سقوط خواهد کرد. شما حرفی مشابه این را زده اید. استدلال شما برای این اظهارات چیست؟ سیدحسن نصرالله - اولاً این رژیم، رژیمی اشغالگر است. این موضوع مختص اسرائیلی ها نیست، سنت تاریخ و تجربه جوامع بشری نشان می دهد که هیچ نیروی اشغالگری نمی تواند تا ابد دوام بیاورد. مدت بقای آن به اراده ملت هایی بستگی دارد که تحت اشغال زندگی می کنند. اگر ملت های منطقه با این اشغالگری مخالف باشند این اشغالگری پایان خواهد یافت. امروز میان مواضع حکام و ملت ها تفاوت بسیاری وجود دارد. ملت های ما با این رژیم و با به رسمیت شناختن آن، و با سازش کردن با آن مخالفند. دو نمونه را می توان نشان داد. صلح اسرائیل و مصر. صلح میان دو دولت. آیا اسرائیل با پشتیبانی امریکا یا خود اوباما یا دولت هایی که طی سالیان گذشته در مصر حضور داشته اند، توانسته اند ملت مصر را به سازش با اسرائیل متقاعد سازند؟ اردن نیز همین گونه است. ملت اردن قاطعانه با هرگونه سازش با اسرائیل مخالفند. بنابراین ملت های منطقه اسرائیل را نخواهند پذیرفت و با آن سازش نخواهند کرد و موجودیت اسرائیل همواره عجیب خواهد بود و همواره رژیمی اشغالگر و غاصب و باطل به شمار خواهد آمد. نکته دیگر این است که قدرت اسرائیل در حال ضعیف شدن و فروکش کردن است. حتی نتانیاهو گفته است که در میان مردم اسرائیل، ایمان به صهیونیسم اکنون در بدترین حالت است. در منطقه درباره چهره ارتش اسرائیل گفته می شود... در کل جهان گفته می شود که ارتش ها برای حکومت ها [کشورها]  ساخته می شوند. اما در اسرائیل در فلسطین اشغالی برای ارتش، حکومت ساخته شده است. زیرا اسرائیل در واقع یک پادگان نظامی در خط مقدم است که در گذشته برای انگلیس و پس از آن برای امریکاست و به ایفای وظایفی  می پردازد که برای آن تعیین شده است. ارتش اسرائیل ستون و عامل بقای اسرائیل است و اگر اوضاع آن را با سال ها و دهه های گذشته مقایسه کنیم می بینیم که از نظر روحیه و اعتماد به نفس و اعتماد ژنرال ها به سربازان و اعتماد سربازان به ژنرال ها و اعتماد مردم به ارتش و اعتماد دولت به آن، سست تر و ضعیف تر شده است. اکنون یکی از مهم ترین مشکلات ارتش اسرائیل این است که شاید بتواند جوانانی را بیابد که در بخش های کنترل از راه دور یا صنایع نظامی یا خدمات غیرنظامی در ارتش مشغول به کار شوند اما در جذب افراد برای جنگ در جبهه با مشکل واقعی رو به روست که این مسئله به علت شکست های پی در پی در برابر مقاومت لبنان و فلسطین است. ارتش اسرائیل با خودداری مردم اسرائیل از پیوستن به واحدهای رزمی و یگان های ویژه مواجهند. بنابراین ارتش اسرائیل با ضعف مواجه است. جامعه اسرائیل اکنون فاقد رهبران تاریخی است. بن گورین و حتی شارون و حتی شیمون پرز و دیگران دیگر حضور ندارند. جامعه اسرائیل اکنون دچار چندپارگی شده است. هیچ دولتی در اسرائیل نمی تواند یک یا دوسال بیشتر دوام بیاورد و همواره باید انتخابات زودهنگام برگزار شود. در داخل جامعه اسرائیل درگیری سختی وجود دارد که مبنای آن مسائل نژادی و دینی و سیاسی است. فساد در جامعه و حکومت اسرائیل و میزان وقوع جرم در جامعه اسرائیل.... در رسانه های عربی و اسلامی معمولاً از این موضوعات چیزی گفته نمی شود اما کسانی که مثل حزب الله اوضاع جامعه اسرائیل را با دقت زیر نظر دارند می دانند که ما با جامعه ای مواجه هستیم که با نژادپرستی و فساد و جرم و بی اعتمادی به رهبران و بی اعتمادی به آینده و نگرانی و وحشت از درون مضمحل شده است. چنین جامعه ای نمی تواند مدت زیادی به حیات خود ادامه دهد. بنابراین مقام معظم رهبری (حفظه الله) که از 25 سال سخن گفته اند در واقع احتیاط کرده اند. من فراتر از آن به شما می گویم. اکنون اگر امریکا دچار هرگونه مشکل واقعی شود یا با مشکلات اقتصادی مواجه و ناچار شود از منطقه خارج شود، اسرائیل قادر به ادامه نخواهد بود. اسرائیل از خودش قدرتی ندارد. اسرائیل به پشتیبانی امریکا و تسلیحات امریکایی و وتوهای امریکا وابسته است. هرگاه پشتیبانی های امریکا کاهش یابد اسرائیل نخواهد توانست دوام بیاورد. من همچنین معتقدم که تحولات موجود در میان ملت ها و جوامع ما و قدرت اندیشه مقاومت و اعتماد به قدرت مقاومت در دستیابی به پیروزی در آینده نزدیک تعیین کننده خواهد بود. بنابر این من نیز در ادامه سخنان مقام معظم رهبری (حفظه الله) که البته مطلع تر و آگاه تر و در مطالعه این رویدادها و تحولات و سنت های تاریخی توانمندتر هستند البته به عنوان اهل این منطقه و با اتکا به شواهد میدانی و جزئیات تاکید می کنم که آینده اسرائیل اینگونه است.   خبرنگار - شما فکر می کنید چرا رژیم آل سعود به رژیم صهیونیستی اینقدر نزدیک شده و ارتباطات سیاسی و اقتصادی نزدیکی را برقرار کرده است ، نوع تعاملات ما با دولت سعودی موجب شده است که سعودی ها به اسرائیل نزدیک شوند یا اینکه ماهیت رژیم صهیونیستی با ماهیت رژیم آل سعود یکی است؟  سید حسن نصر الله - الان آنچه بین عربستان سعودی و اسرائیل وجود دارد تازگی ندارد ، مسئله جدید برملا شدن آن است. یعنی علنی شده است. چرا که تماس های اسرائیلی - سعودی قدیمی است و از ده ها سال پیش وجود داشته است. تماس ها و هماهنگی ها وجود دارد در کشورهای دیگر و مناطق دیگر دیدار می کنند. هر آنچه به نفع اسرائیل است عربستان سعودی در طول ده ها سال انجام داده است و هیچ چیز جدیدی در این مسئله وجود ندارد. عربستان سعودی بر ضد همه دشمنان اسرائیل توطئه و برای محاصره و تضعیف کردن آنها تلاش کرده است. همانطور که در ابتدای مصاحبه گفتم از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، عربستان سعودی این دشمنی را اعلام و به این دشمنی اقدام کرد و صدام حسین را تحریک کرد و به او میلیاردها دلار داد تنها به این علت که جمهوری اسلامی این موضع را دارد. بنابراین روابط و تماس ها و هماهنگی بین عربستان سعودی و اسرائیل به نظر من قدیمی است اما درحال حاضر از آن پرده برداشته و اعلام شده است و این مسئله به هیچ وجه هیچ ارتباطی با دشمنی ایران و کشورهای منطقه و محور مقاومت با عربستان سعودی ندارد بلکه برعکس از طرف مقابل از ابتدا آمادگی برای گفتگو و همکاری و برادری وجود داشته است و حتی حاضر بودند از جنایات عربستان سعودی در منطقه بگذرند تا منافع بزرگ محقق شود اما عربستان سعودی همواره پشت کرده و بر این دشمنی اصرار داشته است.    خبرنگار - در حال حاضر یمن در آتش جنگ می سوزد و عامل اصلی آن هم سعودی ها هستند چرا جهان اسلام ساکت است؟  سیدحسن نصرالله - متاسفانه آنها یعنی عربستان سعودی جهان اسلام را فریب دادند و در یمن جنگ به راه انداختند به این بهانه که جنگ با ایران است در صورتی که اینطور نیست بلکه جنگ بازپس گیری نفوذ در یمن است چرا که مردم یمن تصمیم به آزادی و استقلال خود گرفتند و خواستند که کنترل کشورشان را خودشان در اختیار داشته باشند و روابط برادری و دوستی خود را با عربستان سعودی حفظ کردند اما سعودی ها بودند که خواستند یمن وابسته و تسلیم آنها باشد و می خواهند مردم یمن برده آنها باشند ، آنها اینگونه با یمن رفتار می کنند. آنها از طریق توانمندی گسترده رسانه ها این مسئله را وارونه جلوه دادند و صدها شبکه ماهواره ای عربی و خارجی این جنگ را بر این اساس نشان دادند. آنها پس از آن به این مسئله جنبه طایفی و مذهبی دادند گویی که جنگ شیعه و سنی است و حتی فراتر از آن وانمود کردند این جنگ دفاع از حرمین است و مردم یمن تهدیدی برای مکه و مدینه به شمار می روند که این از خطرناک ترین و وحشتناک ترین دروغ هایی است که عربستان سعودی در جنگ یمن از آن استفاده کرده است. و زمانی که یمنی ها با موشک بالستیک یک پادگان نزدیک جده را هدف قرار دادند سعودی ها به دروغ به جهانیان گفتند هدف آنها مکه بوده است. یعنی می خواهم بگویم سطح گسترده ای از فریبکاری وجود دارد و سطح گسترده ای از ترغیب برخی از کشورها وجود دارد که ساکت باشند و حتی از موضع عربستان سعودی حمایت کنند و میلیاردها دلار به برخی از کشورها پرداخت شده است برای اینکه موضع سیاسی مناسبی در خصوص جنگ بر ضد یمن اتخاذ کنند. برخی کشورها تهدید شدند که اگر موضعی در خصوص جنگ یمن اتخاذ کنند کارگران آنها را که در داخل عربستان سعودی کار می کنند اخراج خواهند کرد، از بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی کارگرانی در این کشور کار می کنند. در لبنان ، دولت لبنان موضعی اتخاذ نکرد اما به عنوان مثال حزب الله موضع خود را اعلام کرد و آنها صدها هزار لبنانی را اخراج کردند به این علت که ما موضعگیری کردیم، یک موضع سیاسی که جنگ بر ضد یمن و کشتار یمنی ها و تجاوز عربستان سعودی به این کشور را محکوم کردیم. تصور کنید که با دیگر کشورهای جهان چه رفتاری کرده است. در نتیجه عربستان سعودی بسیاری از کشورها را ترسانده و به قطع کمک های مالی تهدید کرده است. آنها حتی سازمان ملل متحد را به محض اینکه بان کی مون دبیرکل سابق گزارشی را بر اساس برخی موسسات سازمان ملل متحد صادر و عربستان سعودی را متهم کرد که کودکان را در یمن می کشد ، به قطع همه کمک های مالی خود به سازمان ملل متحد تهدید کردند و سازمان ملل متحد از موضع خود بازگشت و از آنچه گفته بود صرف نظر کرد. این واقعیت وجود دارد به این علت که امروز بسیاری از دولت ها و طرف ها در جهان اسلام ساکت هستند چه از طریق دریافت کمک های مالی و چه از ترس اینکه از طرف عربستان سعودی و رسانه های سعودی تهدید شوند چرا که هر کسی را که موضع گیری می کند می گویند وابسته به ایران است یا اگر سنی باشد می گویند شیعه شده است و او را متهم و تکفیر می کنند و بر ضد او اقداماتی را اتخاذ می کنند و برای همین متاسفانه این سکوت را شاهد هستیم و این مسئله ای ناراحت کننده است.    خبرنگار - شما با توجه به نفوذی که در میان شیعیان دارید آیا تا به حال به این فکر کرده اید که بتوانید میان مردم بحرین و دولت این کشور میانجی گری کنید و آشتی ملی برقرار شود؟  سید حسن نصرالله - نه من نمی توانم هیچ میانجی گری در این مسئله داشته باشم چرا که حکومت بحرین موضعی خصمانه در خصوص حزب الله و هر طرفی که حمایت خود را از مردم بحرین و حقوق طبیعی آنها و مطالبات مشروع آنها ابراز کرده است دارد. حکومت بحرین به ما به چشم یک دشمن نگاه می کند نه به چشم یک میانجی. آنها اصلا میانجی گری را قبول نمی کنند یعنی آنها حاضر به گوش کردن و پذیرفتن و یا وارد شدن به گفتگوی واقعی و جدی با ملت بحرین نیستند. من می دانم که از ابتدای حوادث در بحرین ، برادرانمان در بحرین از طریق تماس ها و ارتباطات و دوستی های خود از بسیاری از کشورها درخواست کمک کردند که به عنوان میانجی دخالت کنند و برخی کشورهای خلیج (فارس) به عنوان میانجی دخالت کردند و ترک ها خودشان دخالت کردند یعنی زمانی که آقای داوود اوغلو در آن زمان وزیر امور خارجه ترکیه بود. کشورها و طرفهای دیگر نیز دخالت کردند. گروه های روحانیون اقدام کردند. امیر کویت شخصا دخالت کرد و هیئتی را فرستاد و تلاش کرد اوضاع را حل کند اما همواره جواب این بود که بحرینی ها باید به خانه های خود بازگردند و هیچ جایی برای اصلاح در بحرین وجود ندارد و هیچ امکانی برای تحقق این مطالبات نیست. با تاسف شدید ، آل خلیفه یعنی حکامی از آل خلیفه که بر بحرین حکومت می کنند اوضاع را پیچیده تر می کند و چیزی که این مسئله را پیچیده تر می کند منازعه داخل این خانوده بین پادشاه و ولیعهد از یک سو و نخست وزیر که بیش از چهل سال بر این کشور حکومت کرد از سوی دیگر است. موضوع دیگری که موجب پیچیده تر شدن این مسئله می شود پیروی آنها از عربستان سعودی است. چگونه می توانیم احتمال دهیم که آل خلیفه گفتگو را بپذیرد یا حاضر شود امتیاز بدهد، آیا تصمیم گیرنده هستند؟ آنها تصمیم گیرنده نیستند. صریحا می گویم همه کسانی که تلاش کردند در بحرین میانجی گری کنند آمدند و گفتند تصمیم در منامه گرفته نمی شود بلکه در ریاض گرفته می شود. یعنی تصمیم با آل سعود است و آل سعود هر گونه راه حل سیاسی در بحرین را رد می کند. می خواهند مردم بحرین را به تسلیم شدن مجبور کنند همانگونه که هر گونه راه حل سیاسی را در یمن رد می کنند و می خواهند مردم یمن را مجبور کنند تسلیم شوند.      خبرنگار - با توجه به شرایطی که در بحرین وجود دارد ارزیابی شما از آینده بحرین چیست؟ سید حسن نصرالله - برابر مردم بحرین به جز ادامه این مسیر راه دیگری وجود ندارد یعنی حرکتی که انجام می دهند. و در نهایت حل این مسئله به زمان نیاز دارد اما نه اوضاع جهان و نه اوضاع منطقه اینگونه باقی نخواهد ماند و در نهایت آل سعود و آل خلیفه مجبور خواهند شد به مردم بحرین گوش دهند.    خبرنگار - گاهی در خبرها می شنویم که امریکا و رژیم صهیونیستی، ایران را تهدید نظامی می کنند وقتی شما این خبرها را می شنوید چه احساسی پیدا می کنید؟  سید حسن نصرالله - من معتقدم تهدید نظامی ایران یک جنگ روانی برای فشار بر رهبری ، دولت ، مسئولان و مردم ایران است تا امتیاز بدهند یا از اصول و ارزش های خود عقب نشینی کنند. چرا که درحال حاضر امریکا در شرایطی قرار ندارد که به آن کمک کند به جنگ با ایران برود. شما مجموع تعهدات ترامپ را می دانید اگرچه نمی توانیم به تعهدات او اعتماد کنیم ، اما او از رفتن ارتش برای جنگ در خارج انتقاد می کرد ، حالا آیا او ارتشی برای جنگ با ایران می فرستد؟ فکر نمی کنم اوضاع کنونی امریکا و ارتش آن یا اوضاع فعلی اسرائیل و ارتش آن در سطحی از آمادگی باشد که بتوانند جنگی نظامی را بر ایران تحمیل کنند، بنابراین اینها جنگ روانی و فشار و تهدید برای گرفتن امتیاز است. طبعا به علت کاهش توان آنها و به علت بیشتر شدن قدرت ایران و قدرت دوستان ایران در منطقه است. آنها می دانند ایران تنها نیست.   خبرنگار- هم اکنون در منطقه طرح اسرائیل بزرگ به شکست کشیده شده است، از طرفی قدرت امریکا هر روز رو به افول است و محور مقاومت بحمدالله رو به گسترش است، با توجه به شرایطی که در منطقه وجود دارد، ده سال آینده منطقه را چگونه می بینید؟ سیدحسن نصرالله - من معتقدم گروه های تکفیری که در واقع آخرین وسیله است، آخرین دستاویزی که ممکن است امریکا و اسرائیل در منطقه به آن پناه ببرند، فتنه مذهبی است و ایجاد درگیری یا جنگی که شکل و شمایل آن سنی و شیعه باشد، این البته بحمدالله تا حد زیادی شکست خورده است و ما معتقدیم سال های آینده، در ده سال آینده و حتی کمتر از ده سال، ما شاهد شکست سنگین و کامل جریان های تکفیری باشیم، در همه کشورهای عربی و اسلامی و شاهد آگاهی مردم و ملت های عربی و اسلامی برضد تکفیر و فتنه، تفرقه طایفه ای و مذهبی، و شاهد نزدیکی و همبستگی مردم خواهیم بود، زیرا اصول ملت ها و نیز منافع آنان، چنین چیزی را اقتضا می کند و همه چنین تجربه بسیار دردآوری را گذرانده اند، تجربه ای که برای بسیاری دردآور بوده است، بنابر این آگاهی افزایش خواهد یافت و جماعت ها و گروه های تکفیری متحمل شکست های میدانی و نظامی خواهند شد، آخرین ورق بازی صهیونیست ها و امریکایی ها، برای تضعیف جهان اسلام و کشورهای عربی، جنگ مذهبی است که فروکش کرده است و ان شاءالله پایان خواهد یافت، اوضاع جدیدی که ما شاهد آن خواهیم بود، حضور بیشتر جمهوری اسلامی و توان جمهوری اسلامی و کشورهای دوست جمهوری اسلامی و جنبش های مقاومت و اسرائیل بیش از پیش ضعیف خواهد شد و من معتقدم که خط نمودار به سود محور مقاومت، ملتهای مقاومت و جنبش های مقاومت و همه ملت هایی که واقعا در پی این هستند که کشورهایشان مستقل و دارای استقلال باشد و برای آزادی کامل تلاش می کنند، در حال بالا رفتن است، تنها مسئله، زمان است، با توجه به تحولات کنونی داخلی و به عبارت ساده می توان گفت که اتفاقاتی که در شش سال گذشته در عراق، سوریه، لبنان، یمن، ایران و در اطراف اتفاق افتاده است که خطرناک ترین طرح که منطقه ما با آن روبه رو بوده است، شکست خورده که شبیه به معجزه است، معجزه الهی است، اسطوره است، این تحولات را اگر در نظر بگیریم، می توانیم منطقه را به وضع کاملا متفاوتی ببینیم. من با وجود این همه ویرانی و خرابی و حواشی بسیاری که اطراف آن است، به آینده خوشبین هستم.   خبرنگار - جناب سیدحسن نصرالله شما بین جوانان ایرانی و جوانان عرب منطقه محبوبیت ویژه ای دارید، فکر می کنید این محبوبیت ناشی از چیست و چه پیامی برای این عزیزان دارید؟ سیدحسن نصرالله - اگر چنین محبوبیتی وجود داشته باشد، من دو گونه پاسخ می دهم من معتقدم این جوانان به من به عنوان نماینده این مقاومت نگاه می کنند، به عنوان نماینده مقاومت، مقاومتی که در برابر اسرائیل ایستاده است و با قدرت برای نابودی طرح های اسرائیلی سهیم بوده است، از اسرائیل بزرگ به اسرائیل عظیم و مقاومتی که در بازگرداندن اعتماد ملت ها و امت اسلامی به خودش و بازگردان بخش زیادی از عزت و کرامت آن و به آن امید جدید و بزرگ داد برای باز پس گرفتن مقدسات و سرزمین های اشغالی و آینده بهتر و با عزت بیشتر است و من تصور می کنم این علت واقعی محبت آنان باشد و زمانی که جوانان به من نگاه می کنند، به یک شخص نگاه نمی کنند، یا با توجه به خصوصیات خانوادگی، بلکه به سبب وابستگی به این مقاومت و چنین مسیری و به سبب دادن شهیدان و قربانیان و رهبران شهید و ما در این روزها یاد آنان را به عنوان سالگرد رهبران شهید مقاومت، گرامی می داریم، از سید عباس موسوی تا شیخ راغب حرب تا حاج مغنیه، رحمت خدا بر همه آنان، بنابر این چنین مسیری با همه قربانی ها و شهدا و خون ها و خانواده شهدا  و مجروحان معنی دارد و به من به عنوان نماینده آنها نگاه می شود و احترامی که برای من قائل هستند، از این بابت است، این چیزی است که من از علت آن می فهمم. اما پیام من به جوانان، چه در ایران و چه در کشورهای عربی و اسلامی، من دوست دارم از این مناسبت استفاده کنم تا به آنان بگویم باید توکل شما به خداوند بزرگ و متعال بسیار زیا باشد و به او اعتماد کنید، زیرا این مقاومت به یاری خدا پیروز شده است، فقط خداوند است که ما را یاری داده و پیروز کرده است، به ما توفیق داده است، به ما  قدرت داده است، اعتماد و توکل به خدا باید نزد جوانان واقعا وجود داشته باشد و این شعار یا سخنان رویایی یا خیالی نیست، بلکه سخنانی واقعی است که ما با آن زندگی کرده ایم و آن را در درگیری ها، رویارویی ها و جنگ هایمان و فداکاری هایمان لمس کرده ایم و می گوییم که خداوند ما را یاری کرده است و ما از صمیم قلب به چنین چیزی اعتقاد داریم، زیرا دستاوردهای ما موجود است و ما طبیعت مشکلات و سختی ها را و نقاط ضعف و نقاط قوت را که همواره با آنها زندگی کرده ایم، یا با آنها در برابر دشمن روبه رو شده ایم، به خوبی می شناسیم. این موضوع نخست و بر همین اساس باید امید جوانان به آینده بسیار زیاد باشد، نباید بترسید، نه از ابرقدرتی امریکایی ها نه از قدرت نظامی خیالی اسرائیل، ارتش اسرائیل همواره می گفت که ارتش شکست ناپذیر است و همه ارتش های عربی را سال 1967 در شش روزشکست داد اما همین ارتش را صدها و نه هزاران نیروی مقاومت در سال 2000 شکست دادند، صدها جوان لبنانی مجاهد و مقاوم، بنابر این قدرت ارتش اسرائیل به خیال نزدیک است. ما از قدرت و توان بالایی برخورداریم، دشمنان ما در حدی که ما را ناتوان می بینند، قوی نیستند، بنابر این ما باید امید داشته باشیم، امید به این راه و امید به آینده این موضوع دوم است و موضوع سوم که باید آن را بگویم این است که در این چند سال، به ویژه در سال های اخیر، هنگامی که امت ما و محور مقاومت و موضوع فلسطین با خطرناک ترین ماجراجویی روبه رو بود و جمهوری اسلامی با قدرت حاضر بود و رهبر انقلاب، امام خامنه ای (دام ظله الشریف) نقش رهبری و اول را داشتند و از طریق رهبری خود، از بصیرت قوی برخوردار بودند و از آگاهی تاریخی بی سابقه، از اقدام در زمان و مکان مناسب، از شجاعت عالی در مقابله با تهدیدها و من می خواهم به ویژه به جوانان ایرانی بگویم وبه همه جوانان عربی و اسلامی، این انسان بزرگ را بشناسید، این رهبر بزرگ را، او را به خوبی بشناسید، از نعمت الهی بزرگ که در وجود شریف او تجلی پیدا کرده است استفاده کنید و او را رهبر و پیشوای خود قرار دهید و در سایه رهبری و پیشوایی او جز عزت و پیروزی و کرامت و امنیت و سلامت و افزایش قدرت را نخواهید دید، آنچه هر انسانی به دنبال آن است. انتهای پیام/ ]]> بین الملل Wed, 22 Feb 2017 04:00:25 GMT http://zahedaneh.ir/vdca00nm.49nya15kk4.html شهیدی که رهبر انقلاب در کنفرانس فلسطین برای او فاتحه خواند +تصاویر http://zahedaneh.ir/vdcai0nm.49nyo15kk4.html به گزارش زاهدانه، ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی در تهران آغاز شد. رهبر انقلاب پش از آغاز سخنرانی شان در کنفرانس فلسطین فرمودند: چون امروز سالروز شهادت مالکوم ایکس رهبر مسلمانان آمریکاست. از حضار محترم خواهش میکنم حمد و قل هوالله برای روح آن شهید بخوانند. اما مالکوم ایکس کیست که رهبر انقلاب در کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین از حاضرین خواستند برای روح این شهید فاتحه بخوانند؟  آزادی‌‌خواهی و عدالت‌طلبی به رنگ پوست و نژاد و ملیت ارتباطی ندارد؛ در هر جای جهان با هر زبان، آیین و نژادی، فطرت بیدار انسانها همواره خواهان آزادی و عدالت هستند و در مقابل ستم‌گران ایستادگی می‌کنند. مالکوم ایکس کودک سیاهپوست آمریکایی آنگاه که چشم به جهان گشود شاید نمی‌دانست رنگ پوستش برای عده‌ای از انسان‌ها به معنی نژاد‌ پست‌تر است و برای دفاع از حق طبیعی خود برای زندگی باید مبارزه کند؛ آشنایی با دین اسلام که برتری را تنها در ایمان انسان‌ها می‌داند و نه نژاد و رنگ پوست، از او رهبری ساخت که توانست جامعه سیاه‌پوستان آمریکا را به سمت عدالت‌خواهی و حق‌طلبی سوق دهد. فعالیت‌های او آنقدر تأثیرگذار بود که مسئولان مستکبر و سلطه‌گر آمریکایی برای حذف فیزیکی او دست به‌کار شده و نهایتا او را ترور کردند. در ادامه به بررسی زندگی رهبر مسلمانان آمریکا، مالکوم ایکس می‌پردازیم:زندگی پر ماجرای مالکوم ایکس مالكوم ايكس در نوزدهم مه سال ۱۹۲۵میلادی در شهر اوماهای ايالت نبراسكای آمریکا متولد شد. نام واقعی وی مالكوم ليتل، مادرش لوئيس نورتون زنی سفید‌پوست، تحصیل کرده و خانه‌دار و پدرش ارل ليتل سیاه‌پوستی با حدود دو متر قد و هیکلی قوی که از یک چشم نابینا و كشيش و واعظ مذهبی بود. پدر مالكوم از فعالان اجتماعی بود كه را برای احقاق حقوق سياهان تلاش بسیاری می‌کرد، بعد از تولد مالکوم خانوادهٔ لیتل برای دستیابی به شرایطی بهتر به میلواکی رفتند ولی این اقامت کوتاه بود و این‌بار عازم لانسینگ مرکز میشیگان شدند. مالکوم چهار سال بیشتر نداشت که با چشمان خود دید گروهی از سفیدپوستان خانه آنان را آتش زدند و خانواده‌اش را آواره کردند. در سن شش سالگی بود که پدرش بعد از یک مشاجرهٔ خانوادگی با لوییز با عصبانیت از خانه بیرون رفت و پس از گذشت دو سال جسد مثله شده کشیش لیتل درکنار ریل راه آهن و در ميان گاری‌های حمل زباله پیدا شد. پس از مرگ پدر، مالکوم و برادرانش از طریق کارهایی مانند شکار و فروش خرگوش سعی می‌کردند تا به مادرشان کمک کنند. مالکوم که روحیه‌ای آتشین و حسی جستجوگر داشت، کم‌کم به خارج از خانه کشیده شد. همین امر حس طغیان و خشونت را بیش‌تر در او زنده کرد و به دزدی‌های کوچک از مغازه‌ها دست زد. مأموران رفاه اجتماعی با آگاهی از این موضوع و به اتهام عدم توانایی در سرپرستی فرزندان از طریق فشار بیش‌تر بر لوییز برای تجزیهٔ خانوادهٔ لیتل دست به کار شدند و مسئولیت مالکوم و دیگر خواهران و برادرانش به خانواده‌های دیگر سپرده شد. مادر مالکوم که تاب این درد را نداشت دچار روان‌پريشی و ناهنجاری‌های عميق روحی شده و در آسايشگاه روانی بستری شد و سرانجام با رای دادگاه او را به بیمارستان روانی ایالتی در کالامازو منتقل کردند؛ ۲۶سال از زندگی او در آن مکان سپری شد تا آن که فرزندانش او را از آن‌جا بیرون آوردند.مالکوم از مدرسه تا زندان كودكی مالکوم در یتیم‌خانه‌های مختلف و با فقر سپری شد تا اینکه به سن مدرسه پا گذاشت. مالکوم ایکس، در دوران تحصیل شاگردی ممتاز و برجسته‌ بود که هوش و استعداد تحصیلی‌اش، او را از دیگر شاگردان سفیدپوست مدرسه جدا می‌کرد، ولی این برتری هرگز باعث نشد دید نژادپرستان به او تغییر کند و دست کم نام او را با احترام صدا کنند و هر‌گاه وارد کلاس می‌شد، او را «کاکاسیاه» خطاب می‌کردند و با توهین و تحقیر به استقبالش می‌رفتند. او دورۀ اول تحصيلات دبيرستانی را با موفقيت و در زمرۀ بهترين دانش‌آموزان به پايان رساند و در حالی‌که آرزوی تحصيل در رشتۀ حقوق و وكيل شدن را در سر می‌پروراند، يكی از معلمانش كه اتفاقاً روابط خوبی هم با مالكوم داشت به او گفت که اين آرزو برای يك سياه‌پوست چندان واقع‌گرايانه نيست و با این حرف به ناگاه چشمۀ اميد مالكوم خشكيد. او آنچنان نا اميد شد كه درس و مدرسه را رها كرد و راهی بوستون در ايالت ماساچوست شد و به كارهای متفاوتی مشغول شد كه در هيچ يك دوام نياورد. در سال ۱۹۴۰، زمانی‌كه مالكوم پانزده سال بيشتر نداشت، راهی هارلم در نيويورك شد و تصمیم گرفت آزاد باشد و هرگونه قید و بندی را از پای خود گشود. طی سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۶ يعني حد فاصل ۱۶ تا ۲۱ سالگي مالكوم، دوره‌ای پرالتهاب برای او بود. در مورد اين دوره، نقل قول‌های متفاوتی وجود دارد که می‌گويند او حلقۀ مركزی محفلی بوده كه در برگزاری مراسم ويژۀ قمار رولت روسی شركت داشته است. گروهی که اکثر آنان از ثروتمندان علاقه‌مند به قمار بودند، در نقطه‌ای دور از چشم پليس جمع می‌شدند، شخصی در ميان جمع حاضر می‌شد و یک گلوله كه داخل هفت تير قرار می‌داد و حاضران بر سر اينكه او پس از چرخاندن تيردان رولور و قرار دادن آن روی شقيقه و شليك كردن كشته خواهد شد يا نه شرط می‌بستند. شرطی بر سر مرگ و زندگی، شرطی شش به يك برای ادامۀ حيات يك سياه پوست بزهكار بی‌ارزش. مالكوم هسته و مركز اين شرط بندی بود. او بود كه بريده از دنيا و با دستاری بر چشمان در ميان جمع حاضر می‌شد تا با به خطر انداختن جان خود، حاضران را سرگرم كند. عاقبت مالكوم و مالكوم شورتی جارويس، دوست صميمی‌اش در سال ۱۹۴۶ به بوستون بازگشتند. در آنجا بود که به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد.دوران محکومیت و تحول در زندگی مالکوم ایکسمالکوم پس از بازگشت از بوستون هنگامی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفت، به دام پلیس گرفتار شد و با جستجوی آپارتمان مالکوم کلی کت خز و جواهرات مسروقه و زرادخانه کوچکی از اسلحه پیدا شد. ‌‌ حکم معمول برای سرقت، دو سال بود اما قاضی از این‌که او دختران سفیدپوست را به همدستی واداشته‌ بود، عصبانی شد و برایش حکم ده سال زندان را صادر کرد. مالکوم در سال ۱۹۴۷ در ۲۰ سالگی به زندان افتاد و به دلیل ضدیتش با مذهب در زندان لقب شیطان گرفت. در زندان با بیمبی آشنا شد که سرآغاز تحول در زندگی وی شد، بیمبی سیاهپوست و سارق سابقه‌داری بود که سال‌های زندان از او مرد فرزانه‌ای ساخته بود. یک کتاب‌خانه‌ متحرک که حتی نگهبان‌ها و زندانبانان نیز در مورد هر چیزی از او سوال می‌کردند. تعداد زیادی زندانی دورش می‌نشستد و به حرف‌هایش گوش می‌دادند در همین حین بود که مالکوم جذب او شد و بیمبی هم در وجود این شیطان سیاه، فرشته‌ای دیده بود. او به مالکوم پیشنهاد داد درس خواندن را در زندان شروع کند و از کتاب‌خانه‌ زندان استفاده کند. از وقتی که مالکوم لیتل، مدرسه‌اش را در میسون میشیگان، ول کرده بود، زمان زیادی می‌گذشت. او تقریبا بی‌سواد بود و نمی‌توانست نامه‌هایی را که در زندان دریافت می‌کرد، بخواند. پس از گذشت یک سال با تمرین خواندن و نوشتن ابتدایی را یاد گرفت. گاری کتاب‌ها که از جلوی سلول‌ها می‌گذشت، کتابی برمی‌داشت و سعی می‌کرد آن‌را بخواند. روزهای سخت زندان را با آموختن می‌گذراند که برادرش فیلبرت در نامه‌ای نوشته بود که دین واقعی سیاهان را کشف کرده و به سازمانی به نام «امت اسلام» پیوسته است. مالکوم جواب تندی برای وی نوشت و مدتی بعد، از برادر کوچک‌ترش رینالد برایش نامه‌ای دیگر رسید با این مضمون که «مالکوم دیگر گوشت خوک نخور و سیگار نکش، نشانت می‌دهم چطور از زندان آزاد شوی.» این جواب معماگونه، مالکوم را به فکر فرو برد. چطور می‌توانست با نخوردن گوشت خوک آزاد شود؟ سیگار نکشیدن زیاد برایش سخت نبود. در روزهای انفرادی عادت کرده بود. بسته سیگاری را که داشت تمام کرد و دیگر تا آخر عمرش سیگار نکشید. ناهار روز بعد را که از گوشت خوک تهیه شده‌بود، نخورد و این خبر همه جا پیچید که شیطان دیگر خوک نمی‌خورد. بعد از چند سال حبس در زندان چارلزتاون و با تلاش‌های خواهرش اِلا به یک اردوگاه منتقل شد که شرایطی بهتر از زندان داشت. زندانیان پنج نفری در یک خانه زندگی می‌کردند و تفریحشان بحث‌های فرهنگی بود.‌ دفعه‌ بعد که برادر ساده‌لوحش رینالد در زندان جدید به ملاقاتش آمد، اول از همه پرسید: «فکر می‌کنی کیست که همه چیز را می‌داند؟» رینالد فریفته‌ی کسی شده بود که ادعای پیامبری داشت و با این حربه افراد زیادی را دور خودش جمع کرده بود. این اولین بار بود که کلمه‌ی‌‌ «الله» به گوشش خورد؛ برادرش از وجودی می‌گفت که دانشی۳۶۰ درجه و کامل دارد و شیطان در مقابل سعی در گمراهی آدم‌ها دارد. رینالد می‌گفت :«خدا به آمریکا آمده و خود را بر فردی به نام عالی‌جاه محمد ظاهر ساخته و گفته که دیگر زمان حکومت شیطان به پایان رسیده است.» از برادر و خواهرهایش که همه به امت اسلام پیوسته بودند، تقریبا روزی یکی، دونامه برایش می‌رسید که نوشته بودند دعا می‌کنند تا او هم به این فرقه مشرف شود.  او در زندان و تنهایی به عالی‌جاه محمد فکر می‌کرد. به تدریج علاوه بر نامه‌ها، جزوه‌های چاپی عقاید رهبرشان را نیز برایش می‌فرستادند. ایده‌ی اصلی او این بود که بشر اولیه که بنای تمدن را بنا گذاشته، سیاهپوست و در آفریقا بوده و دیگر ابنای بشر از این آدم اولیه پدید آمده‌اند. اما بشر سفید با شر ذاتی که در وجودش نهفته، به آفریقا آمد و میلیون‌ها آفریقایی را با کشتی به بردگی برد و آن‌ها را از زبان، فرهنگ و گذشته‌شان جدا کرد و اکنون نسل سیاهان آمریکا تنها انسان‌هایی هستند که هیچ اطلاعی از هویت واقعی خود ندارند. سرانجام پس از مدتی مالکوم تصمیم گرفت به مردی که برادر‌ها و خواهرهایش را شیفته کرده بود، نامه بنویسد. در نامه‌اش نوشت که برادران و خواهرانش او را معرفی کرده‌اند و برای دستخط و نامه‌ بدش عذرخواهی کرد. عالی‌جاه محمد در جواب نامه مالکوم  نوشته بود که زندانی سیاه، نماد جرم و جنایت جامعه‌ سفید در نگه‌داشتن سیاهپوستان در محرومیت، نادانی و بیکاری و تبدیل آن‌ها به مجرمان است، گفته بود که شجاع باشد و یک پنج دلاری هم برایش فرستاده بود. خانواده در نامه‌هایشان می‌نوشتند که برای آرامش روحی رو به شرق کند و به درگاه خدا نماز بخواند. نماز خواندن برای مالکوم که زانوهایش تنها برای بازکردن قفل درها و دزدی خم شده بود، کار سختی بود. یک هفته طول کشید تا توانست شرم و خجالت خم کردن کمرش را بر خود هموار کند و اولین نمازش را به انگلیسی بخواند. دوران محکومیت از مالکوم ایکس انسان دیگری ساخت، وی آموخت که هیچ‌گاه برای آموختن دیر نیست، حتی اگر گرفتار میله‌های زندان باشد، او با برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت خود در زندان، به مطالعات پردامنه علمی و مذهبی پرداخت. او به تدریج با سیاهپوستان مسلمانی آشنا شد که هم بندش بودند؛ افرادی از گروه "ملت مسلمان" که برجسته‌‌ترین آنها «عالیجاه محمد» بود. آنان از اسلام گفتند و مالکوم شنید، از الله گفتند و مالکوم اندیشید. آموزه‌هایی چون اتحاد، برادری و برابری آرام آرام دریچه‌ای به روی مالکوم گشود و دریافت که در این دین برتری، به پاکی و تقواست، نه به رنگ پوست.زندان؛ دانشگاه خودسازی مالکوم میلیونری هزاران کتاب کتاب‌خانه‌اش را وقف زندان کرده بود و انبوه کتاب‌ها و وقت زیاد، این فرصت را به مالکوم داد که زندان را تبدیل به دانشگاهی برای خودسازی کند. ابتدا با فرهنگ لغات شروع کرد. از صفحاتش کپی می‌گرفت و شب در سلولش از روی نسخه‌ها مشق می‌نوشت و نوشته‌هایش را برای خود تکرار می‌کرد تا رابطه‌ی بین حروف و آواها را دریابد و بعد خواب کلمات جدیدی را می‌دید که یاد گرفته بود. از کتاب‌خانه کتاب می‌گرفت و در تنهایی سلولش، غرق کلماتی می‌شد که تازه از عهده‌ی کشف رمزشان برآمده بود. خاموشی ساعت ۱۰ که غافلگیرش می‌کرد، کف زمین دراز می‌کشید و در باریکه‌ نوری که افتاده بود، خواندن را ادامه می‌داد و تا صدای پای نگهبان را می‌شنید، سریع به تختش برمی‌گشت. تقریبا همه‌ کتاب‌های کتابخانه‌ زندان را خواند. با فلسفه آشنا شد و آثار همه‌ی فیلسوفان مهم را خواند.  او حالا طرفدار دوآتشه‌ی امت اسلام و عالیجاه محمد شده بود و اگر کسی را می‌دید از تبلیغ دریغ نمی‌کرد. با شرکت در جلسات هفتگی بحث و جدل زندان با مهارت سخن‌رانی و ارتباط با مخاطب آشنا شد. همبندانش مخاطبان تمرینی خوبی برای نطق‌ها و بحث‌های آتشینی بودند که قرار بود در آینده انجام دهد. کشیش سفید زندان در برابر سوال او که مگر مسیح عبری و یهودی نبود؟ پس سیاه بوده نه سفید، هیچ جوابی جز اعتراف به این‌که مسیح سبزه بوده، نداشت. برای دوست‌های خلاف سابقش، صاحبان بارها و دزدها، نامه می‌نوشت و آن‌ها را به امت اسلام دعوت می‌کرد، به فرماندار ایالت نامه می‌فرستاد و از ستمی که سفیدها بر سیاهان روا داشته‌اند، می‌گفت.  وقتی به زندان افتاده بود، بینایی‌اش مشکل نداشت اما در زندان آن‌قدر کتاب خواند که عینکی شد. بالاخره سال ۱۹۵۲ در ۲۷ سالگی از زندان آزاد شد.  مالکوم ایکس به جای مالکوم لیتل مالکوم لیتل پس از پیوستن به امت اسلام تصمیم گرفت مانند دیگر برادران و خواهرانش در امت اسلام نام فامیلش را به ایکس تغییر دهد. ایکس نام خانوادگی واقعی هر خانواده آفریقایی آمریکایی بود که نام خانوادگی واقعی اجداد برده‌ خود را نمی‌دانست و مجبور شده بود، نامی را که اربابانش بر او نهاده‌بودند، بپذیرد. مالکوم از آن پس همه‌جا نامش را مالکوم ایکس می‌نوشت تا بر ناشناخته بودن هویت سیاهان در آمریکا تاکید کند.آغاز پرونده‌سازی پلیس علیه مالکوم حادثه‌ای که نام امت اسلام و مالکوم ایکس را سر زبان‌ها انداخت، با کتک زدن یک مرد سیاه توسط دو پلیس شروع شد. رهگذری به نام هینتون از اعضای امت اسلام به پلیس‌ها اعتراض می‌کند که پلیس با باتون بر سر وی می کوبد که با اعتراض همه‌ سیاهان و حرکت آنها به سوی اداره پلیس مجبور به انتقال وی به بیمارستان می‌‌شوند. جمعیت امت اسلام و مالکوم ایکس در شلوغ‌ترین خیابان هارلم به سمت بیمارستان راه افتادند. سیاهان که تا حالا چنین چیزی ندیده بودند، از فروشگاه‌ها، رستوران‌ها و بارها بیرون آمدند و جمعیت زیادی پشت سر مسلمانان در مقابل بیمارستان هارلم تجمع کردند. یک مقام پلیس از مالکوم خواست که جمعیت را متفرق کند، مالکوم نیز تنها خواسته جمعیت را خبری از مرد مجروح شده توسط پلیس مطرح کرد، وقتی خبر سلامتی هینتون رسید، جمعیت با یک حرکت دست مالکوم رفتند. همان موقع در سازمان‌های نظامی و امنیتی آمریکا، پرونده‌ای برای این جوان که با اشاره‌ یک انگشت سیاهان را کنترل می‌کرد، باز شد. مالکوم مبلغ شماره‌ یک مرکز دیترویت فرقه‌ی امت اسلام شده بود. بعد از کارش، توی خیابان‌هایی که با فرهنگ‌شان آشنا بود، راه می‌افتاد تا سیاهان را جذب امت اسلام کند.  بعد از مدتی به عنوان رئیس مرکز نیویورک با بیش از یک میلیون سیاه‌پوست، عازم این شهر شد. سخن‌رانی‌های آتشین این جوان همه را جذب می‌کرد. هر جای آمریکا که می‌رفت، صدها سیاه به واسطه تلاش‌های او جذب مرکز امت اسلام می‌شدند. در طول ۱۰سال خدمتش برای امت اسلام، بیش از ۳۰هزار نفر را عضو این تشکیلات کرد که مشهورترینشان کاسیوس (محمد علی) کلی بود. تنها سفیدهایی که در این سخن‌رانی‌ها حاضر می‌شدند، دانشجوها و ماموران اف.بی.آی بودند.   بعد از برنامه تلویزیونی «نفرتی که حاصل نفرت است» ساخته‌ی مایک والاس، همه‌ی آمریکا با این جماعت مردان سیاه عصبانی و نماینده‌ آن‌ها، مالکوم ایکس، آشنا شدند که خود را خشمگین‌ترین سیاه آمریکا معرفی می‌کرد. این برنامه به طرز اغراق‌آمیزی این سیاهان مسلمان را خطرناک‌ترین تهدید حال حاضر آمریکا معرفی می‌کرد. و بعد از این برنامه بود که شهرت دیگر مالکوم ایکس را رها نکرد. خبرنگاران روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون همه جا دنبالش بودند و هر جا می‌رفت، از او می‌پرسیدند که چرا نفرت از سفیدها را بین سیاهان تبلیغ می‌کند، چرا اعضای امت اسلام آموزش جودو و کاراته می‌بینند و … یک روز که دانشگاه حقوق هاروارد از او به عنوان سخن‌ران دعوت کرده بود، از پنجره‌ی دانشگاه آپارتمانی که مخفیگاه خلاف‌کاری‌های سابقش بود را دید. اسلام توانسته بود او را از آن منجلاب بیرون بکشد و حالا به عنوان سخن‌ران در هاروارد ایستاده بود. خدا را شکر کرد. محبوبيت مالكوم ايكس، توجه رهبران واشنگتن را به خود جلب كرد و گسترش فعاليت‌های ملت اسلام موجب شد اف بی آی شرايط رسوخ عوامل نفوذی خود به درون اين گروه را فراهم آورد. تقريباً در تمامی دفاتر اين گروه ميكروفون مخفی كارگذاری می‌شد تا تماس‌ها تلفنی اعضای ملت اسلام استراق سمع شود.مالکوم و ازدواج با بتی مالکوم علاوه بر مهارت زیادش در سخن‌رانی و استدلال با قدی حدود دو متر و اندامی ورزشکارانه مرد خوش‌تیپی بود. بتی دختر جوانی بود که در همه‌ سخن‌رانی‌ها او در ردیف جلو می‌نشست و زل می‌زد به دهان این سیاه خشمگین و در نهایت جذب او شد. بتی که پدر و مادری غیرمسلمان داشت، با مشکلات زیادی برای پیوستن به ملت اسلام رو به رو بود. در نهایت مالکوم ایکس و بتی در مراسمی ساده ازدواج کردند. حاصل ازدواجشان شش دختر بود که مالکوم فقط چهارتایشان را دید: آتالا، قوبیلا، یاسا و امیلا.جدایی مالکوم از امت اسلام مالکوم مدتی نماینده‌ عالی‌جاه محمد بود، مرد شماره‌ دو امت اسلام که عالیجاه هم در مورد او گفته بود این وفادارترین و سختکوش‌ترین مبلغ من است که تا مرگش به من وفادار خواهد ماند. اما پیش‌گویی او درست درنیامد و کم‌کم به خاطر شایعاتی که پشت سر عالیجاه راه افتاد که روابط این دو را تیره کرد؛ شایعه‌ای که به تیتر روزنامه‌ها هم درز کرده بود، این بود که عالیجاه با منشیان جوانش رابطه داشته است. مالکوم نمی‌خواست بپذیرد که مراد و پیشوایش به چنین ورطه‌ای افتاده باشد. باورش نمی‌شد تا این‌که مستقیم سراغ خود زن‌ها رفت و با واقعیت روبه‌رو شد. منتظر بود که محمد ابراز پشیمانی کند اما عالیجاه محمد بیشتر در پی پنهان کردن ماجرا و ساکت کردن او بود. در همین اثنا او اظهار نظر شدیدی در مورد ترور کندی کرد و از طرف امت اسلام به سکوتی سه ماهه محکوم شد. مالکوم ایکس دیگر به آخر همکاری‌اش با امت اسلام رسیده بود و حتی تعجبی نداشت که امت اسلام دستور قتل او را صادر کرد. اما کسی را که برای این کار فرستاده بودند تا در ماشینش بمب بگذارد، پشیمان شده و پیش مالکوم اعتراف کرده بود و این دستور ترور، جدایی او از امت اسلام را یکسره کرد. مالکوم با شهرت و معروفیتی که هم در آمریکا و هم در سطح بین‌الملل، کسب کرده بود تصمیم گرفت برای خودش دو سازمان به نام مسجد مسلمانان و سازمان وحدت آفریقا آمریکا راه بیندازد. تلاش‌های مالكوم موجب افزايش مسلمانان از پانصد نفر در سال ۱۹۵۲ به سی‌هزار نفر در سال ۱۹۶۳ شد. افتتاح گروه مسجد اسلامی و عزیمت به سفر حج مالكوم در ماه مارس ۱۹۶۴ از عضويت در ملت اسلام كناره گرفت و گروه «مسجد اسلامی» را بنيان نهاد. همان سالی که از امت اسلام جدا شد، تصمیم گرفت یکی از مهم‌ترین واجباتش را به عنوان مسلمان انجام دهد. مقامات فرودگاه جده به این آمریکایی سیاه که عربی بلد نبود و خود را مسلمان می‌دانست، حرکات صحیح نماز و تلفظ عربی آن را یاد دادند که واقعا مسلمان بشود و بتواند پا به مکه بگذارد. این سفر، تحولی عظیم در او ایجاد کرد. با دیدن این همه آدم از رنگ‌ها و نژادهای مختلف که اسلام آن‌ها را گرد هم آورده بود و لباس ساده‌ احرام، فاصله‌ طبقاتی‌ آنان را برداشته بود، دریافت که نژاد و رنگ که تا به حال بر آن پای فشرده بود، اصلا مهم نیست.    در واقع این تسلیم در برابر یک حقیقت والاتر است که می‌تواند یک چشم‌آبی و سیاه را با هم برادر کند و به این حقیقت برسد که سفیدها به خودی خود بد نیستند و سیاه‌ها به خودی خود خوب و انگار اسلام کوررنگی نژادی داشت. پس از سفر به که و پذیرش اسلام نام جدیدی هم برای این هویت کامل‌شده‌اش برگزید: حاج مالک الشباز.  احساس می‌کرد به یک دین بزرگ، به یک حقیقت تمدن‌ساز و به چیزی فراتر از رنگ و نژاد وابسته است.سفرهای تبلیغی مالکوم پس از حج به بیروت رفت تا سفرش را به نیجر و غنا و دل آفریقا ادامه دهد. هیچ جا مانند آفریقا از او استقبال نکردند. به او لقب «امُواله» دادند؛ یعنی پسری که به خانه‌اش برگشته است. دیدن یک کشور مستقل سیاه که اداره‌ همه‌ امورشان دست خودشان و نه سفیدهاست، آرزویی بود که می‌توانست در آمریکا متحقق شود. در بازگشت به آمریکا دیگر هیچ یک از عقاید امت اسلام را قبول نداشت و یک مسلمان واقعی شده بود. در فرودگاه صدها خبرنگار منتظرش بودند تا بشنوند که او دیگر نفرتی به نژاد سفید ندارد و سیاه و سفید برایش تفاوتی ندارد. پس از بازگشت، او علاوه بر جامعۀ سياه‌پوستان، تبليغ اسلام در بين سفيدپوستان را در دستور كار خود قرار داد و تلاشش را برای نزدیکی بین نژادها افزود.مرگ حاج مالک الشباز با بازگشت به آمریکا و رنگ و بوى متفاوت سخنرانى‌هایش ماموران اف بى آى او را در لیست ترور خود قرار دادند. در۱۴ فوريه ۱۹۶۵ بمبی در منزل محل اقامت مالكوم، بتی و چهار دخترشان منفجر شد كه به هيچ يك از آنان آسيبی وارد نیاورد. تنها هفت روز بعد، در ۲۱ فوريه ۱۹۶۵ هنگامی‌كه او در يكي از سالن‌های اجتماعات منهتن نيويورك سخنرانی می‌کرد سه مرد مسلح، او را از فاصلۀ كم هدف ۱۵ گلوله قرار دادند که در راه بیمارستان مرد. در جسدش ۲۵ گلوله پیدا کردند و او در ۴۰سالگی و زمانی که هنوز می‌توانست عمر طبیعی زیادی داشته باشد، قربانی همان خشونتی شد که همواره علیه آن تبلیغ می‌کرد. هزاران نفر در تشییع جنازه‌اش در هارلم سوگواری کردند. عاملان ترور مالكوم، تالماج هاير، نورمن باتلر و تامس جانسن بودند كه هر سه از سوی وزارت دادگستری ايالات متحده به عنوان اعضاي ملت اسلام معرفی شدند و به علت ارتكاب قتل از نوع اول، درماه مارس ۱۹۶۶ محكوم به اعدام شدند.اما پس از گذشت ۴۴ سال مردی که به دخالت داشتن در قتل مالکوم ایکس اعتراف کرده بود، در آمریکا آزاد شد. اریک کریس (Erik Criss)، سخنگوی امور زندان‌ها در وزارت کشور آمریکا تایید کرد، توماس هاگان (Thomas Hagan) زندان تادیبی لینکلن در نیویورک را پس از سپری کردن ۲۰ سال از حبس ابد خود ترک کرد. کریس گفت، هاگان ۶۹ ساله از سال ۱۹۹۲ تحت برنامه آزادی قرار گرفته بود که به او اجازه داده می‌شد پنج روز در هفته را با خانواده‌اش زندگی و همچنین کار کند و آخر هفته‌ها را به زندان بازگردد. هاگان اعتراف کرده بود که یکی از کسانی بود که ۲۱ فوریه ۱۹۶۵ برای قتل مالکوم ایکس به سالن آدوبون رفته بودند. نهضت اسلامی سیاهان در آمریکا آمریکایی‌ها از همان اولین روزهایی که سیاهان آفریقایی را برای کار در مزارع به خدمت گرفتند، با آنها به صورت برده رفتار کردند، زیرا به عقیده سفید‌پوستان آمریکایی، سیاهان ذاتا بی‌‌لیاقت و پست آفریده شده‌‌اند، و  تنها برای کار کردن، کشته شدن و خدمت به سفیدپوستان مناسب هستند. تنفری که بردگان سیاه از این مسائل داشتند، آنان را مجذوب و همگام جنبش ضد برده‌‌داری سفید‌پوستان شمال آمریکا ساخت. این جنبش که با هدف ظاهری مبارزه با برده‌داری جنوب آمریکا، ولی در واقع به منظور دست یابی به زمین‌های مزروعی و مواد خام جنوب آمریکا صورت گرفت، به صدور فرمان آزادی بردگان از سوی آبراهام لینکلن (رئیس جمهور وقت) انجامید. بر خلاف انتظار سیاهان، فرمان لغو برده‌داری، به برابری حقوقی آنها با سفیدپوستان منجر نگردید، بلکه نظام تبعیض نژادی، با آثار به مراتب بدتر از نظام گذشته، جایگزین سیستم برده‌داری شد. بر اساس نظام جدید، سیاهان از شخصیت اجتماعی، امنیت شغلی و هویت ملی محروم شدند و محل‌های سکونت، گورستان‌ها، رستوران‌‌‌ها، پارک‌ها و حتی شیرهای آب آشامیدنی‌شان جدا گردید آنان از تصدی مشاغل مهم و کلیدی، تحصیل برابر با سفید پوستان، دستمزدهای یکسان و... بی نصیب ماندند. ناتوانی ناسیونالیسم سیاه به رهبری مارکوس گاروی و نوبل دروعلی در نجات سیاهان از نظام تبعیض نژادی، ناکامی کلیساهای مسیحی در متقاعد کردن سیاهان ستمدیده به بردباری در برابر ظلم سفید پوستان و نیز بحران اقتصادی آمریکا در ۱۹۲۹ و ۱۹۳۰میلادی که منجر به قحطی و فقر بیشتر سیاهان گردید، همه زمینه‌‌های مناسب برای روی آوردن جامعه سیاهان آمریکا به اسلام را فراهم آورد. آنچه بیش از همه در گرایش سیاهان به سوی اسلام مؤثر افتاد، پیام‌های اسلامی نهضتی بود که فرد محمد و عالی‌جاه محمد تأسیس کردند. مهم‌ترین پیام‌های جذاب نهضت اسلامی سیاهان عبارت بود از: ۱- اتحاد تمام سیاه پوستان آمریکایی در یک نظام برادری سیاه پوستی ۲- ایجاد یک نظام آموزشی مستقل از نظام آموزشی سفید پوستان ۳- تلاش برای آزادی مسلمانان زندانی از زندان های آمریکا ۴- تشکیل مدارس جداگانه دخترانه و پسرانه برای مسلمانان ۵- آزادی مسلمان ها در انجام تبلیغات مذهبی و اسلامینتایج مثبت و منفی نهضت اسلامی سیاهان نهضت اسلامی سیاهان، نتایج مثبت و منفی فراوانی به دنبال داشته است؛ از جمله: - فرد محمد اولین رهبر سیاهان مسلمان آمریکا در ۱۹۳۲میلادی  به طرز شگفت آوری ناپدید شد. عالی‌جاه محمد در طی بیش از چهار دهه رهبری گروه ملت اسلام، بارها بازداشت و به زندان افتاد. - مالکوم ایکس از رهبران با نفوذ مسلمانان آمریکایی در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی ترور گردید. - تظاهرات متعدد میلیون‌‌‌ها سیاه‌پوست مسلمان معترض به نظام تبعیض نژادی در اواسط دهه۱۹۹۰ میلادی نشان از تشدید و گسترش نهضت اسلامی سیاهان داشت. - خودداری زنان مسلمان عضو گروه ملت اسلام در آرایش موهای سر به نشانه اعتراض به نظام تبعیض نژادی، - تفرقه و عقاید خرافی و مخالف و کارشکنی های مقامات آمریکایی، از علت های ناکامی نهضت اسلامی سیاهان آمریکا در نیل به هدف های مورد نظرشان بود.  - انجام تظاهرات میلیونی سیاهان و سیاهان مسلمان با شعارهای الله اکبر به دعوت گروه ملت اسلام در آمریکا - افتتاح بیش از هزار مسجد در آمریکا - افزایش روز افزون گرایش سیاه پوستان آمریکایی به دین اسلام که پیش بینی می‌شود در سال‌های نخستین هزاره سوم میلادی، اسلام به دومین دین بعد از مسیحیت تبدیل گردد.  برخی دیگر نیز عقیده دارند، چنانچه آمار رشد جمعیت مسلمانان به صورت فعلی ادامه پیدا کند، اسلام به گسترده‌ترین دین در آمریکا تبدیل خواهد شد.رهبران جنبش اسلامی سیاهان آمریکا«والاس دی فرد محمد» اولین رهبر سیاهان مسلمان آمریکا بود. او کارش را با تبلیغ اسلام آغاز کرد، سپس برای نجات سیاهان از محرومیت‌های حقوقی و اجتماعی، نخستین گروه سیاسی مسلمانان را در بزرگ‌ترین شهر سیاه‌پوست نشین یعنی «دیترویت » تاسیس کرد، و در فاصله کوتاهی پیروانی بالغ بر هشت هزار نفر پیدا کرد . اما وی در سال ۱۹۳۲میلادی پس از دو سال فعالیت مستمر ناگهان ناپدید شد و رهبری جنبش مسلمانان سیاه به دست عالیجاه محمد افتاد. او تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۵میلادی رهبری این جنبش را بر عهده داشت. نقش عالیجاه محمد در جنبش اسلامی سیاهان بیش از فرد محمد ارزیابی می‌شود زیرا عالیجاه محمد مساجد بسیاری در آمریکا ساخت و روحانیونی را برای اداره هر یک از آنها تعیین کرد، و نیز به دائر کردن یک دانشگاه اسلامی مخصوص سیاهان همت گمارد، و برای تثبیت موقعیت داخلی جنبش اسلامی سیاه پوستان، با کشورهای اسلامی نیز روابط دوستانه‌ای برقرار کرد. مجموعه این اقدامات بود که در سامان بخشیدن به جنبش سیاه پوستان مسلمان و همچنین در ارتقای دانش اسلامی و افزایش تحرک سیاسی آنان مؤثر افتاد. عالیجاه محمد، فرزندش «والاس دی محمد» رهبری ملت اسلام را برعهده گرفت. وی پس از تصدی رهبری مسلمانان آمریکا، نام کانون ملت اسلام را به جامعه جهانی تغییر داد. نام بلالیان را برای مسلمانان سیاه انتخاب کرد و فعالیت‌های تجاری کانون ملت اسلام را متوقف ساخت. این اقدامات با انتقاد گروهی از مسلمانان سیاه پوست و برخی از متصدیان مساجد مواجه شد; زیرا به اعتقاد آنها نام ملت اسلام، اتحاد برانگیزتر، نام سیاهان مسلمان جذاب‌تر و فعالیت‌های اقتصادی برای سیاهان سودمندتر بود. اقدامات والاس دی محمد، زمینه تفرقه و انشعاب های مختلف را در پیروان کانون ملت اسلام فراهم آورد . بر این اساس تعدادی از رهبران مسلمان سیاه پوست از جمله «مالکوم ایکس » با انشعاب از کانون ملت اسلام، گروه‌های اسلامی جدیدی را در جامعه سیاه پوستی آمریکا پدید آوردند . پس از ترور وی و به ویژه با آغاز‌ سال‌های نخستین دهه ۹۰ میلادی جامعه سیاهان مسلمان آمریکا تحت رهبری «لوئیس فراخان » به سوی اتحادی که کانون ملت اسلام از آن بهره‌مند بود، حرکت کرد.اتوبیوگرافی مالکوم ایکس «اتوبیوگرافی مالکوم ایکس» اثر دیگری است از الکس هالی نویسنده کتاب «ریشه‌ها» که آن را بر اساس مصاحبه‌هایی که در سال‌های ۱۹۶۵ – ۱۹۶۳ با مالکوم انجام داده بود، به رشته تحریر درآورد. ژانر اتوبیوگرافی، تغییر مذهب بوده و به بیان فلسفه مالکوم از اتحاد و ملی گرایی سیاه‌پوستان می‌پردازد. هالی پس از شرح مراحل مختلف زندگی مالکوم بخش پایانی کتاب و پایان زندگی مالکوم را پس از مرگ وی تألیف کرده است. کریم عبدالجبار، بازیکن سابق ان بی ای، در مورد اتوبیوگرافی مالکوم ایکس می‌گوید: «دانشجوی سال اول دانشگاه کالیفرنیا بودم که به دین اسلام علاقه مند شدم و شانس مطالعه اتوبیوگرافی مالکوم ایکس برای من به وجود آمد. به موجب مطالعه این کتاب، یکتاپرستی را به معنای واقعی، متفاوت با آنچه که در دین کاتولیک درک کرده بودم، درک کردم. اساسا، پس از مطالعه اتوبیوگرافی مالکوم به اسلام گرویدم، و این کتاب موجب شد که به سراغ قرآن رفته و به بررسی دقیق آن بپردازم. این کتاب، دید بنده به یکتا پرستی و مذهب را تغییر داد. اتوبیوگرافی مالکوم، الهام بخش من برای شناخت بیشتر بود، و موجب تقلید من از شیوه رو به رشد زندگی او شد. به نظر من، مالکوم می تواند الگوی مناسبی برای هر فرد محسوب شود. اتوبیوگرافی مالکوم، سفری است از نادانی و نا امیدی به سوی آگاهی و بیداری معنوی.» مالکوم ایکس نشان داد که در جامعه‌ای غرق در نژادپرستی و فساد و با گذشته‌ای سرشار از رنج و اشتباه، می‌توان با توکل، مقاومت و مبارزه، به رهبری تأثیرگذار تبدیل شد و هزاران انسان را از ظلمت و تاریکی نجات داد و به سمت نور و سعادت هدایت کرد.برخی منابع:http://www.qomefarda.ir/news/۴۳۹۵ http://www.rahyafte.com/۱۰۶۱۵/%D۹%۸۵%D۸%A۷%D۹%۸۴%DA%A۹%D۹%۸۸%D۹%۸۵-%D۸%A۷%DB%۸C%DA%A۹%D۸%B۳-%D۸%A۲%D۸%B۲%D۸%A۷%D۸%AF%D۹%۸A%D۸%AE%D۹%۸۸%D۸%A۷%D۹%۸۷-%D۹%۸۵%D۸%B۴%D۹%۸۷%D۹%۸۸%D۸%B۱-%D۸%AA%D۸%A۷%D۸%B۲%D۹%۸۷-%D۹%۸۵%D۸%B۳%D۹%۸۴%D۹%۸۵/ http://www.islamtimes.org/vanhtqtzd۲۳nw.ft۲.html http://www.hawzah.net/fa/Article/View/۸۶۶۶۹/?SearchText=%D۹%۸۵%D۸%A۷%D۹%۸۴%DA%A۹%D۹%۸۸%D۹%۸۵%۲۰%D۸%A۷%DB%۸C%DA%A۹%D۸%B۳&LPhrase= http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/۳۸۱۴/۳۹۳۴/۲۴۴۹۵/?SearchText=%D۹%۸۵%D۸%A۷%D۹%۸۴%DA%A۹%D۹%۸۸%D۹%۸۵%۲۰%D۸%A۷%DB%۸C%DA%A۹%D۸%B۳&LPhrase= http://zibashahr.com/۱۳۹۱.۰۱/۴۵.html http://www.hamshahrionline.ir/details/۱۰۶۱۷۳ http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=۹۵۶۵۲ http://onib.ir/News/Item/۱۶۰۸۴/۱۹/-%D۸%A۷%D۸%AA%D۹%۸۸%D۸%A۸%DB%۸C%D۹%۸۸%DA%AF%D۸%B۱%D۸%A۷%D۹%۸۱%DB%۸C-%D۹%۸۵%D۸%A۷%D۹%۸۴%DA%A۹%D۹%۸۸%D۹%۸۵-%D۸%A۷%DB%۸C%DA%A۹%D۸%B۳--%D۸%A۷%D۸%AB%D۸%B۱%DB%۸C-%D۸%AF%DB%۸C%DA%AF%D۸%B۱-%D۸%A۷%D۸%B۲-%D۹%۸۶%D۹%۸۸%DB%۸C%D۸%B۳%D۹%۸۶%D۸%AF%D۹%۸۷--%D۸%B۱%DB%۸C%D۸%B۴%D۹%۸۷-%D۹%۸۷%D۸%A۷-.html منبع: جبهه جهانی مستضعفین ]]> بین الملل Tue, 21 Feb 2017 10:09:05 GMT http://zahedaneh.ir/vdcai0nm.49nyo15kk4.html